بخش پنجم- نقش خاص فرد بهائی

اینجانب بعنوان یك فرد بهائی چه میتوانم انجام دهم؟

هر یك ازما به محض اینكه بهائی می شویم ملزم به آن هستیم كه طبق تعالیم و دستورات الهیه سعی نمائیم در عهد و پیمان یزدانی ثابت شویم. حضرت عبدالبهاء این نكتۀ مهم را شدیداً تأكید و اهل بهاء را چنین نصیحت و تعلیم میفرمایند:

    ... پس باید اوّل قدم را بر میثاق ثابت نمود تا تأییدات بهاءالله از هر جهت احاطه كند و جنود ملاء اعلی معین و ظهیر گردد و نصایح و وصایای عبدالبهاء در قلوب مانند نقش در حجر نافذ و باقی و برقرار ماند. (۷۳)

حضرت عبدالبهاء در چند مورد ثبوت و رسوخ در عهد الهی را از «أهَمِّ اُمور» توصیف و به اطاعت از رئیس امرالله منوط میفرمایند.(۷۴)

    مقصود از ثبوت در عهد و میثاق نیّر آفاق اطاعت صِرفۀ مَحضه از تعالیم مباركۀ الهیّه است، به نحوی كه نفسی نگوید «این عقیده و نظر من است» بلكه باید آنچه را كه از قلم قدرت و لسان عظمت میثاق ملیك آفاق جاری می گردد كاملاً اطاعت نماید. (۷۵)

افزایش و شكوفائی ثبوت و رسوخ در عهد و پیمان جمال سبحان یكی از اصول اصلیۀ لازمۀ مكمّلۀ مرحلۀ پیشرفت و دورۀ ترقّی و تكامل روحانی انسان است که به وسیلۀ مطالعه و مُداقّه در تعالیم بَهیّۀ بهائی قابل حصول است و با تخلّق به خُلق كریم و سُلوك در مِنهَج قویم و زینت به آداب روحانی و خصائل و فضائل رحمانی مُندَمِجه در تعالیم مباركه وصوم و صلاة و تلاوت الواح و آیات مقدسه و دعا و مناجات و تمسّك به اصول معنوی و اخلاقی و تبلیغ امرالله و مشاركت در مجهودات اداری امری و تقدیم تبرعات، تقویت و تزیید و تشدید می یابد و اینها تنها برجسته ترین اعمال و نمایان ترین روش های سیر مراتب بلوغ و كمال در ثبوت و وفا به عهد أتمِّ أقوَم رَبِّ متعال است. با اجراء این اعمال هر شخصی باید در سبیل تزیید معارف امری و بسط و ازدیاد آگاهی خود از اختیارات و اقتداراتی كه جمال اقدس ابهی به مؤسسات فخیمه و مشروعات امریۀ الهیه خویش اِعطا فرموده مستمراً ساعی و كوشا باشد.

تماس و ارتباط با ناقضین میثاق چگونه است؟

در هیچ جا و موردی از تعالیم مباركه تأكیدی شدیدتر از لزوم حتمی و قطعی و امر به اجتناب و دوری از معاشرت و تماس با ناقضین و ناكثین عهد متین جمال مُبین نگردیده است. كلمات تامّات و عبارات باهرات صادره از یَراعۀ حضرت عبدالبهاء در الواح مباركۀ وصایا را مورد مُعاینه و مُداقّه قرار دهید كه می فرماید، قولهُ عَزَّبیانُهُ:

    باری اساس اعظم امرالله اجتناب و ابتعاد از ناقضین است زیرا بكلی امرالله را محو و شریعه الله را سَحق و جمیع زحمات را هدر خواهند داد. (۷۶)

مولای توانا كراراً و مراراً با بیاناتی به همین شدت مهیمن و متقن ضرورت این امر لازم را گوشزد نموده اند.

    جمال اقدس ابهی و حضرت مولی الوری در موارد بسیاری مؤكداً و شدیداً به اهل بهاء و اصحاب وفا و ساكنین سفینۀ حَمرا فرموده اند كلاً از جمیع ناقضین و ثلّۀ ناكثین پیمان عظیم و میثاق غلیظ ربّ عزیز اجتناب و پرهیز نمائیم. (۷۷)
    جمال مبارك در جمیع الواح و رسائل احبای صادق و ثابت را از مجالست و معاشرت ناقضان عهد حضرت باب منع فرمودند كه نفسی نزدیكی با آنان نكند زیرا نفسشان مانند سمِّ ثُعبان می ماند و فوراً هلاك می كند. (لوح احبای آمریكا – ص۵و۶)

علت ممانعت از تماس و معاشرت با ناقضین چیست؟

در ظهورات الهیه مظاهر مقدسه مُبیّن حقایق نورانیۀ رحمانیه می باشند. اكثر اوقات این حقیقت كاملاً بدیع و منیع و ماوراء نوع معرفت و بصیرت و آگاهی و دانشی است كه تنها با استفاده از طریق عقلی و روش های منطقی حاصل گشته. در بیانات و تعالیم مباركه مثالی مندمج است كه نقض عهد و میثاق یزدانی را به حالت و مزاج روحانی مُسری تمثیل و توصیف می كند كه مستقیماً و كاملاً مشابه و قابل مقایسه با امراض مُسری جسمانی است كه طی قرن ماضی علم طب با آن آشنا و از آن اطلاع یافته است.

در جواب این سئوال كه یكی از احبا از حضرت عبدالبهاء می نماید مرقوم فرموده اند، قولُهُ المُبین:

    شما چند سئوال نموده بودید كه چرا نفوس مباركۀ روحانی كه در امرالله ثابت و راسخند از مصاحبت و مجالست با نفوس فاسده اجتناب و احتراز می نمایند. این به آن علت است همان طوری كه امراض جسمانی ... واگیرند، به همان شكل امراض روحانی مُسری می باشند. اگر فرد مسلولی با هزار اشخاص صحیح و سالم معاشرت نماید صحّت و سلامت این هزار نفر در نفس مَسلول اثر نخواهد نمود، سل او را علاج نخواهد كرد و شفا نیابد لیكن هنگامیكه این شخص مسلول با آن هزار نفوس معاشرت و مجالست نماید در یك مدّت كوتاهی مرض سل به آن اشخاص سالم سرایت خواهد كرد. این یك مسئله روشن و مسلم و بدیهی و محقّق است. (۷۸)

در جای دیگر آن هیكل أنور أطهر فرموده اند:«باید نفوس مباركه را از روائح كریهه و امراض مُهلكۀ روحانی محافظه و صیانت كرد و الّا نقض نظیر مرض طاعون سرایت می كند و كلّ هلاك می شوند.» (۷۹) «انسان باید با نفوسی كه بر عهد و میثاق الهی ثابتند معاشرت نماید و با أبرار الفت كند زیرا قرین سوء سبب می شود كه سوء اخلاق سرایت نماید نظیر مرض جذام كه ممكن نیست انسان با مجذوم الفت و معاشرت نماید و مرض جذام سرایت نكند این به جهت حفظ و صیانت است.» حضرت ولی امرالله بیانات تامّات مشابهی فرموده و با اشاره به ناقضین پركین عهد الهی مرقوم داشته اند: «آنها گرفتار و مبتلا به چیزی شده اند كه ما باید آن را بمثابه یك مرض روحانی مُسری تعبیر و تعریف و توصیف نمائیم.» (۸۰) همچنین مولای توانا اشاره می فرمایند: «جمال اقدس ابهی و حضرت مولی الوری به ما فرموده اند با وجود این برای آنها دعا نمائیم.» (۸۱)

مشابهت مرض جسمی مُسری را با تمثیلی دیگر می توان قیاس نمود؛ ما شخصی را كه مبتلا به یك ناخوشی مُسری شده در قرنطینه نگاه می داریم لیكن برای شفای او هم دعا می كنیم. به هیمن نحو ما با ناقضین میثاق معاشرت نمی نمائیم ولی در عین حال برای نجات آنان از مرض سخت روحانی دعا و رجاء بهبودی و شفا می نمائیم.

آیا این تعلیم أقوم أمر أعظم جمال معبود آزادی این فعلۀ وجود را محدود نمی نماید؟

كلیۀ قوانین و فرائض و احكام بهائی را منع قیودی است كه حدود رفتار و گفتار و كرداری كه برای یك نفر بهائی مجاز است مشخص می سازد؛ از قبیل حكم اداء نماز كه فرض و از واجبات است و قید مدتی برای گرفتن روزه كه سالی نوزده یوم تعیین گشته و همچنین حكم اجتناب از شرب مسكرات و افیون و منع استعمال مواد مخدّره و غیره. معهذا این قیود و فرائض آزادی كسی را محدود نمی نماید بلكه برعكس هدف و مقصود تعالیم مباركۀ بهائی ترویج آزادی حقیقی از طریق استخلاص شخص از قید خوی طبیعی و طبیعت مادی او می باشد. در این مقام این بیان أحلی از قلم مُلهَم أبهی صادر گشته، قولهُ عَزَّ ذِكرُهُ:

    باید اهل عالم طرّاً به آنچه نازل شده و ظاهر گشته تمسّك نمایند تا به آزادی حقیقی فائز شوند. گیتی به انوار نیّر ظهور منوّر، «قُلِ الحُرّیَّةُ فِی اتّباعِ اَوامِری لواَنتُم مِنَ العارفینَ. لوِاتّبَعَ النّاسُ ما نزّلنا لهُم مِن سَماءِ الوَحی لَیَجِدُنَّ أنفُسَهُم فی حُرّیّةٍ بَحتَةٍ.»؛ «أصلُ کُلِّ الخَیر هُوَ الاِعتِمادُ عَلی اللهِ وَ الاِنقیادُ لِاَمره وَ الرِّضاءُ لِمَرضاتِه.»؛ «نمُوّ عالم و تربیت اُمَم و اطمینان عباد و راحت مَن فِی البِلاد از اصول و احكام الهی، اوست سبب اعظم از برای این عطیۀ كبری، كأس زندگانی بخشد و حیات باقیه عطا فرماید و نعمت سرمدیه مبذول دارد. (۸۲)

با نظر و توجهی در این زمینه امر اجتناب از ناقضین میثاق الهی از لحاظ تعالیم مباركه جزئی از فرائض و دستورالعمل و قواعد و روش و رفتاری است كه یك فرد بهائی قادر است با رعایت آن به درجه و میزان بیسابقه ای از آزادی و بهجت و سرور و آرامش خاطر حاصله آن فائز گردد.

آیا این دستور مبرم عدم معاشرت با ناقضین پیمان مُباین آرمان آئین مُبین بهائی جهت ترویج وحدت عالم انسانی نیست؟

بیت العدل اعظم الهی یك اصل حیاتی را تفسیر و توضیح فرموده اند كه برای این سئوال مأخذی مُتقن و جوابی كلی و مُقنِع و مُبرهن است.

    هنگام مبادرت و مجاهدت به درك و فهم الواح و آثار مباركه هر شخصی باید از اوّل محققاً بداند كه هیچگونه تضاد و تباین حقیقی در آنها نه موجود است و نه می تواند وجود داشته باشد. با روشن شدن این حقیقت و بدین لحاظ ما می توانیم با اطمینان و ایقان كامل وحدت معانی مُندمِجه در آثار قیِّمۀ ربانیّه را پویا و جویا گشته و بخوبی دریابیم. (۸۳)

باتوجه و به كار بستن این اصل مسلم بخوبی واضح و روشن میگردد وحدتی را كه امر اعظم الهی بطور روز افزون و مستمر در جهان تأسیس و مستقر میسازد وحدتی است كه در اثر اطاعت و انقیاد از تعالیم الهیّه ایجاد می گردد و حال آنكه جمیع انواع و اشكال مختلفۀ دیگر وحدت موقت و بالمآل محكوم به زوال و اضمحلال است. حضرت عبدالبهاء می فرمایند:

    جمیع ما باید كمال اطاعت و تمكین و انقیاد و توجه تام خود را به مركز منصوص و مرجع مخصوص مُنعطف سازیم تا وحدت جامعه بهائی محفوظ و مصون ماند والّا طی یك سنه احبّا به هزار أحزاب و فِرَق مختلفه منقسم خواهند گشت. (۸۴)

و نیز می فرمایند:

    بدیهی است كه محور وحدت عالم انسانی قوّۀ میثاق است وبس. (اگر میثاق واقع نشده بود و به قلم اعلی صادر نگشته و كتاب عهد مانند أشعّۀ شمس حقیقت عالم را روشن ننموده بود امرالله بكلی پریشان میگشت – مترجم) (۸۵)

علیهذا تماس با ناكثین پیمان منجر به گسترش و انتشار نقض میثاق یزدانی و بالنتیجه تشتیت شمل یاران و تخریب وحدت شریعت مقدّس حضرت رحمن می گردد و چنانچه جامعۀ بهائی منقسم و متفرّق گردد قادر به اجرا و انجام وحدت عالم انسانی نمی گردد. قوه فائضۀ نافذۀ میثاق نیّر آفاق از توالی و تتابع وقوع اینگونه حوادث فاجعه انگیز و مصیبت آمیز ممانعت و جلوگیری می نماید. همچنین به موجب مَواعید موعوده در تعالیم مباركه وحدت جامعه بهائی قطعیاً محفوظ خواهد ماند بلكه بنحو دائم التزایدی توسیع می یابد تا جمیع نوع بشر را در آغوش مهرنوش خود گیرد و با وحدت عالم انسانی ملكوت الهی را در عالم أدنی و بر صفحۀ غبرا مستقر و برپاسازد.

چون طبق تعالیم مقدسۀ بهائی تحرّی حقیقت برای هر شخصی لازم و واجب است آیا نبایستی من نقطه نظرهای یك ناقض پیمان را تحقیق و بررسی نمایم؟

تحرّی حقیقت یكی از أوامِر الهیّه است كه در تعالیم بهائی مكرّر تأكید گشته و در اثر این عمل است كه یك مُتحرّی حقیقت با تحقیق و تحرّی در صحّت ادعای مظهر امرالهی و معرفت مشرق قدس صمدانی به انوار شمس هدایت مُهتدی و جمال أزلی را مُقتدی می گردد. حضرت بهاءالله جَلَّ شأنُهُ مظاهر مقدسه الهیه و مشارق حكمت ربانیه را بمنزله مجاری بیانات ازلیّه و مخازن لئالی علمیّۀ الهی تعریف و توصیف و در لوح سلطان می فرمایند: «كلمات مخزن حقند و معانی مودوعه در آن لئالی علمیّۀ سلطان احدیّه» (۸۶)

این طلعات مقدسه خود را مظاهر حقیقت الهیّه و مطالع صفات غیبیّه و اسرار صمدانیّه می دانند. اقبال به ظهور مظهر امر غنیّ متعال حاكی و مُستلزم قبول ظهور مُكلّم طور بمثابه مخزن حقیقت ربانیّه و معدن علم و حكمت حضرت احدیّت است. مؤمن و معتقد به این واقعیت سپس به عمل مُهیّج و شورانگیز و بی پایان تحرّی حقیقت مكنونۀ مخزونه در ظهور قدس الهی در حالی كه مُجهّز به سلاح ایمان تزلزل ناپذیری در قدر و مُنقبت و بهاء آن ظهور مالك اسماء میباشد، مبادرت می نماید.

هرچند معنی و مفهوم ظهور حیِّ قیّوم و سلطان وجود نامحدود است لیكن اوامر و احكامش صریح و روشن و تابع هرگونه توضیحات اضافی لازم و ضروری است كه از طرف مشروعات و مؤسسات اداری مخصوص و مشخصی داده می شود، نفوسی كه قبول می كنند ظهور الهی منبع تجلّی فیض نامتناهی و ابلاغ حقیقت و كاشف اسرار ربانی است پس از آن موظفند دستوراتش را با ایمان و در نهایت صدق و صفا و خلوص و وفا رعایت نمایند و حرمت گذارند و مجری سازند. حضرت بهاءالله میفرمایند:

    یَنبَغی لِكُلِّ نَفسٍ اَن یَتَّبِعَ ما اُمِرَ به مِن لَدَی المقصود.
    ... تمَسَّكوا بِاَوامِراللهِ وَ اَحكامِه وَ لاتَكونوا مِنَ الّذینَ اَخَذوا اُصُولَ اَنفُسِهِم وَ نبَذوا اُصُولَ اللهِ وَرائَهُم بِمَا اتّبَعوا الظّنونَ وَ الاَوهامَ.
    ... تِلكَ حُدُودُ اللهِ قد فُرِضَت عَلیكُم وَ تِلكَ اَوامِرُاللهِ، قد اُمِرتم بها فِی اللّوحِ اعمَلوا بالرَّوحِ وَ الرَّیحانِ. هذا خَیرٌ لكَم اِن اَنتُم مِنَ العارفینَ. (كتاب مستطاب اقدس، صفحات ۴-۷-۴۰)
    ای عباد از سراب وهم كدره به منبع مَعین یقین ربُّ العالمین بشتابید. (مجموعه الواح مباركه، صفحۀ ۱۷۶)
    آنچه خالق به مخلوقاتش حُكم و امر به رعایت و حرمت نماید بایستی بندگان با بَذل سعی و جهد بلیغ و ذوق و شوق تام به اجرای اوامر و احكام مالك انام قیام كنند و به هیچوجه اجازه ندهند غبار ظنون و دخان اوهام انوار عقیده و ایمان و عرفان ایشان را به ملیك عزّ علّام تیره و تار سازد یا تخیّلات و توقّعات خویش را به دیدۀ ندا و نغمۀ سلطان ازلیه نظر نمایند. (۸۷)

بیت العدل اعظم الهی این موضوع را روشن ساخته می فرمایند:

    جمال اقدس ابهی به احبّا دستور فرموده اند كه خود شخصا تحرّی حقیقت نمایند و می فرمایند،«به چشم خود ببینید و نه با دیده غیر خود و دیگران»؛ («دراین یوم باید كل باعین الهی ببینند و با اُذُن الهی بشنوند»؛ «مَن یَنظُرنی بِعَینِ غَیری، لَن یَعرفَنی اَبَداً»؛ «چشم جان بگشا تا روی دوست بینی»؛ «وَ اَنتَ تُوَفّقُ بذلكَ اَن تُشاهِدِ الاَشیاءَ بِعَینِكَ لابعَینِ العِباد.»/ طِراز سوم) هر شخص بهائی مجبور نیست بلكه مختار و آزاد است كه عقیده و مفاهیم خویش را همانگونه كه از تعالیم مباركه استنباط می نماید اظهار و بیان نماید لیكن جمیع این نكات و مسائل بكلی متفاوت با مبحث اعراض و اعتراض یك فرد بهائی است كه با تعالیم صریحۀ الهیّۀ حضرت بهاءالله مخالفت می ورزد و معاندت می نماید. (۸۸) (و همچنین نقطه اولی می فرماید: «به چشم او، او را ببینید و اگر به چشم غیر ملاحظه كنید هرگز به شناسائی و آگاهی فائز نشوید.»)

آیا اجتناب از شخصی كه ناقض میثاق الهی است و با اینجانب تماس گرفته و به وسیلۀ تلفن یا نامه و مكاتبه داخل مذاكره گردیده از شیَم مَرضیه و حسن سلوك به دور نیست و رفتار بدی تلقی نمی گردد؟

آداب و اخلاق حمیده یا یك اصل و قاعده برای رفتار و كردار طیّبۀ خالصه مُهَذَّب و پسندیده اصولاً منشعب و منبعث از تعالیم مباركۀ مظاهر مقدسۀ الهیّه است كه نوع بشر را در اثر ظهورات متتابعۀ متوالیۀ حَماماتِ اَزلیّه از اعماق هَفواتِ توحّش و حُفرات بربریّت به اوج عزّت و سعادت و مَدَنیّت و راحت ارتقاء داده است. حضرت عبدالبهاء می فرمایند:

    انبیای الهی اوّل مربّی و اوّل معلم عمومی هستند؛ نفوس را تربیت كرده اند، از اَسفَل جهل و نادانی و توحّش به اَعلی درجۀ دانش و سعادت و ترقیات روحانی ارتقاء می دهند. (۸۹)

ایضاً می فرمایند:

    انبیای الهی مربی روحانی هستند، معلم الهی هستند، نفوس را به تربیت الهی تربیت می كنند؛ قلب و اخلاق انسان را تربیت می کنند و همچنین ترقیّات جسمانی در ضمن ترقیّات روحانی حاصل می گردد. (خطابات مباركه، جلد۱، صفحۀ۲۸۱)

علیهذا نفسی كه در ظل شریعۀ مقدسۀ رحمانیه و مطیع و مُنقاد تعالیم مباركه مظهر ظهور الهی است هرگز نمی تواند شرعاً و قانوناً متهم به نكث حسن سلوك و اطوار گردد، بلكه تعالیم ربانیّه اینگونه روش و حركات را تعریف و تمجید و در زمرۀ رفتار و كردار نیك محسوب می نماید، فی الواقع اطاعت از دستورات و تعالیم صمدانیّه راجع به عدم معاشرت با ناقضین میثاق حضرت احدیّت مُبَیِّن اَعلی و اَشرف طرز رفتار مُهذّب و خلوص و پاكی و صفا و كردار حمیدۀ مرضیّه و وفا است. زیرا این روش ممدوحه مطابق مشیّت ربانی و نصایح و وصایای یزدانی در این عصر فرخنده و مُشعشع الهی است.

چگونه می توانیم یك ناقض عهد سبحانی را بشناسیم؟

    اگر یك شخص بهائی مُسَجَّل، به جمال اقدس ابهی و یا مشروعات و مؤسّسات مركزی آئین رَزین الهی حمله وهجوم نماید معلوم ومحقّق است كه آن بیوفا به روحیّۀ نقض عهد اَوفی مبتلا گشته. (۹۰ و۹۱)
    چنین نفسی مُصرّانه مدعی است كه عقیده شخصی او معتبر و موثق و تعبیر و تفسیری از آثار و تعالیم مباركه است. لذا به تأسیسات بهیّۀ اصلیّۀ فخیمه ای كه جمال اقدس ابهی جهت میثاق حیِّ قدیم و پیمان حضرت ربّ العالمین اساس منصوص و بنیان مرصوص آن را بنهاد (و اركان و قواعدش را قبل از صعود بكمال متانت و اتقان بنا فرمود و در كتاب وصیّتِ خویش كه به «كتابُ عهدی» ملقّب و موصوف است مُندمِج و مندرج ساخت) حمله وهجوم می نماید. (۹۱)

اگر چنانچه بموجب مدرك مشهود معلوم و ثابت و محقّق شد چنین شخصی وجود دارد در آن هنگام موضوع دیگر مربوط به شخص نمی شود و مورد توجه تشكیلات اداری امری واقع می گردد و در این مقام فقط بیت العدل اعظم الهی و حضرات ایادی امرالله می توانند مشخص و معیّن نمایند كه چنین نفسی از ناقضین و ناكثین عهد مولی العالمین است و لاغیر.

چگونه ناقضین ساعی و كوشا می شوند تا احبّا را تحت نفوذ و تأثیر خویش قرار دهند؟

ناقضین عهد اَتمّ اَقوَم جمال قدم سعی می كنند با به كاربردن انواع حِیَل و تماس های مختلفۀ پردامنه به منظور كلی وارد ساختن یك نفر بهائی در مباحثات گسترده و طولانی خویش با عطف توجّه به نظریات مُفصّل خود مُشارٌاِلیه را تحت تأثیر و نفوذ خود قرار دهند.

با اوراق ناریه و آثار منتشرۀ ناقضین عهد ربّ البریّه چگونه باید معامله نمود؟

خطر عظیم متضمّن قرائت اخبار و مواد نامه ها و مقالاتی است كه ناقضین عهد جمال قیّوم، مرقوم نموده اند و از این نظر شدید ترین اخطارات و انذارات جهت حذر از اینگونه اعمال پروبال اهل ضلال صادر گشته. راجع به این مقال بیت العدل اعظم الهی مرقوم فرموده اند:

    برخی از مُستظلین این دین مبین پروردگار به قرائت اینگونه آثار منتشر مُذاهله و رسائل سرّیۀ پراضرار عادت دارند و به این عمل ناپسندیده مبادرت نموده، آن را در زمرۀ تكالیف و از فرائض خویش جهت حفظ و صیانت شریعة الله می پندارند در صورتی كه خطر و حذر از اینگونه مكاتیب مُضِلّه به یاران به اَشدِّ بیان، تبیان و تذكار و قویاً اخطار گردیده است، بدیهی است بجز مواردی كه شخص از تاریخ مُشعشع امرالله بخوبی مطلع و آگاه و در عقیدۀ خویش ثابت و مستقیم و راسخ و علیم و قویم باشد مفتریات واِفكیات و اكاذیب بهتان آمیز و تحریفات حقایق كه در اینگونه اوراق ناریّه ضلالت انگیز مُندمج و مَسطور است می تواند هادم بنیان ایمان و اركان ایقان انسان گردد. (۹۲)

یك مؤمن مُخلص جانفشان امر یزدان كه در ظلّ تعالیم الهیّه و عنایات رحمانیّه پرورش یافته و مبانی ایمانی او تقویت و تحكیم و گرانمایه گشته و در اثر ایمان به حضرت بهاالله با بال و پر ایقان در اوج سماء عرفان حضرت رحمان در طیران است طبعاً هرگونه جهد جهید و سعی بلیغ مبذول می دارد تا ازبرخورد با هر رویداد و حادثه ای كه بنیان ایمان اورا متزلزل سازد و اساس اعتقادش را به مالك عباد و سلطان ایجاد براندازد و بر باد دهد یا خاطر و فكر او را در معرض روحیّۀ نقض پیمان كه مُخرِّب روح ایمانی انسان است قرار دهد جدّاً احتراز نماید.

با مطالبی كه شخصی قبل از نقض میثاق هیكل قیّوم مرقوم داشته چطور باید عمل نمود؟

این مسئله از حضرت ولی محبوب امرالله درباره كتابی كه روحی افنان راجع به تصوّف و مسائل عرفانی قبل از آنكه نقض پیمان نماید نوشته بود سئوال گردید ، مولای توانا در جواب فرمودند: «استفاده نمودن از كتاب روحی راجع به تصوّف بلامانع است.» (۹۳)

ادعای این اصل مهم مستلزم رعایت احتیاط و حكمت و درایت است زیرا تمایلات فكری و حالات روحی متزلزل و تراوشات نقض عهد در نوشتجات هر شخصی قبل از آنكه مُعیّن و مُسَجَّل گردد كه ناقض میثاق است امكان دارد به شكل و طرز ملایمی زیركانه و مكارانه بیان شده باشد،‌ در مواردی كه هرگونه شكّ و تردید و امر غیر مُسَلّمی باشد باید با مؤسّسات و تشكیلات اداری امرالله مشورت نمود.

فی المثال ناقضین عهد ربّ متعال ممكن است به یك نفر بهائی مراجعه و با اظهار علاقه به اصل وحدت، آن را مطرح و اساس لزوم معاشرت مُشارٌاِلیه با آنها بدانند و توجیه نمایند؛ یا یك نفر بهائی را برای تحرّی حقیقت، دعوت به استماع اظهارات و اَدلّۀ خویش و مُحاجّه و مُحاوره و مجادله نمایند. همچنین امكان دارد تملّق و مُداهنه یا اِستهزاء و سُخریّه را جهت ترغیب و تحریك و برانگیختن یكی از احبّا جهت مباحثه با آنها بكار برند؛ ممكن است هنگامی كه یكی از ناقضین میثاق به یكی از احبّا تلفن می كند و مُبادرت به بیان نظریات خویش می نماید تشریفات دوستی و روش نیك متعارف و متداول را بكار برد زیرا اطمینان دارد كه «آداب حمیده و اطوار و رفتار پسندیده» مانع قطع یك جانبۀ مذاكرۀ تلفنی از طرف شخص بهائی خواهد گشت...ناكث پیمان الهی ممكن است با طرح اینكه او در شرف ورود مجدّد به امر اعظم مالك قدم است لیكن اقبالش مستلزم روشن ساختن فقط یك نكتۀ كوچك مبهم به واسطه یك نفر بهائی است، مُشارٌاِلیه را وسوسه و برای وارد ساختن او به مباحثه اِغوا نماید.

اینگونه اَمثله تنها هوشیاری و دقّت و توجّه و مراقبت را تأكید و تصریح و مُصَوَّر و روشن و مُبَرهَن می سازد. با اشاره به ناقضین عهد مولی العالمین، حضرت ولی امرالله می فرمایند:

    حقایق و چگونگی امور مُسَلّمه و حالات واقعی همانست كه نقل گشته و بر می شمارند. یَحتمل هیچ دسته و گروهی از مردم در عالم، زبانی نرم تر و لسانی ملایم تر یا ادعائی سخیف تر از بیگناهی خویش با جاروجنجال و سرو صدائی بلندتر از آنهائی كه از صمیم قلب و فؤادشان و با هرعملی نشان می دهند كه از دشمنان مركز عهد و میثاق الهی هستند، ندارند. (۹۴)

ناقضین عهد اَوفی در سبیل مُجاهدت جهت به دام انداختن احبّا و مشاركت دادن آنان در نقشه ها و دَسائس خویش ممكن است ظاهر بیگناهی و خلوص یا حتی حالت پرهیزگاری و تقوی به خود گیرند، لیكن یك چنین صورت ظاهر بلاتقصیری نبایستی این حقیقت را كه یك ناكث پیمان امراَتمِّ اَقوَمِ سلطان قِدَم از یكی از اَهَمِّ احكام آئین مَلیكِ عَلّام تخلّف ورزیده و نقض عهد كرده و در وضع و حال پُرمَلال یك مریض روحانی به سر می برد در استتار اندازد و بارقۀ حقیقت پرانوار را آلوده به غبار و تیره و تار نماید.

سال های بسیار قبل جناب ابوالفضائل گلپایگانی عریضه ای به حضرت عبدالبهاء نگاشت و اظهار نگرانی كرد و رجا نمود در مورد ناقضین عهد اَبهی آن غُصن دوحۀ بقا وی را به مدینۀ محمود اطمینان و به مِصر عِزِّ ایقان و رضای جمال قدس جانان دلالت و هدایت نمایند. در جواب خطاب به آن قُدوۀ اَصحاب، حضرت عبدالبهاء در دو لوح منیع مورّخۀ ۲۶ شوال ۱۳۱۴ و سنۀ ۱۳۱۵ هجری كه به لوح هزار بیتی در بین احبّای ایران مشهور است می فرمایند، قولهُ عَزَّ بُرهانُهُ:

    شما از چگونگی وقایع نقض پرسش و اظهار نگرانی نموده بودید، تشویش موردی ندارد و جای هیچگونه نگرانی و اضطراب نیست زیرا «جمال قدم و اسم اعظم، روحی لِعِبادِهِ الفِدا، از جمیع جهات اَبوابِ وساوس و دَسائس و شبهات را مسدود فرمودند و از برای نفسی محل تردید نگذاشتند. (۹۵)

یك نفر بهائی كه با عزم راسخ به تعالیم مباركۀ حضرت بهاءالله معتقد و متمسّك می گردد در امر اعظم مُحییِ رِمَم مُحكم و ثابت قدم است و با ایمان و ایقان حقیقی،‌ اَوامِر الهی را بی چون و چرا اطاعت و اجرا می نماید مطمئن است كه تحت صون و حمایت عهد و میثاق ملیك آفاق مُستظل و از دسترس ناقضین پیمان حضرت بیچون بیرون و از هر لغزش و خسران و زیان محفوظ و مصون و در اَمان است.

یادداشتها:

۷۳ – ترجمه. «دیانت جهانی بهائی به قلم حضرت عبدالبهاء، ص ۴۲۵ و۴۲۶، و مكاتیب جلد۳، صفحۀ ۳۰»
۷۴ – ترجمه. «نجم باختر جلد۳ شماره۱۴، صفحۀ ۹»
۷۵ – ترجمه. «نجم باختر، جلد ۴، صفحۀ ۱۷۴»
۷۶ - «الواح مباركۀ وصایا، صفحۀ۲۷»
۷۷ – ترجمه.«از بیانات مولای توانا منتشره در اخبار امری آمریكا، ژانویۀ ۱۹۴۶»
۷۸ – ترجمه.«از بیانات حضرت عبدالبهاء مندرجه در نجم باختر جلد۱۲، صفحۀ ۲۳۳»
۷۹ - «لوح احبای آمریكا ص۲۸ مكاتیب۳ ص۴۲۱ و دیانت جهانی بهائی»
۸۰ – ترجمه. «از بیانات مولای توانا منتشره در اخبار امری آمریكا – ژانویۀ ۱۹۴۶، ص۱»
۸۱ – ترجمه. «از بیانات مولای توانا منتشره در اخبار امری آمریكا – ژانویۀ ۱۹۴۶، ص۱»
۸۲ - «لوح دنیا، ص۲۹۱ مجموعۀ الواح مباركه و كتاب مستطاب اقدس و اشراقات و كلمات مكنونه»
۸۳ – ترجمه. «پیام معهد اعلی ۱۹۶۸-۱۹۷۳، صفحه ۳۸»
۸۴ – ترجمه. «ازبیانات حضرت عبدالبهاء – نجم باختر، جلد ۵، صفحۀ ۲۳۳»
۸۵ - «قرن بدیع، صفحۀ۲۳۳، جلد۳، صفحۀ ۶ و مكاتیب، جلد۳، صفحۀ ۲۹»
۸۶ - «آثار قلم اعلی مندمجه در دیانت جهانی بهائی، صفحۀ ۲۲ و كتاب مستطاب ایقان، صفحۀ ۱۱۹»
۸۷ – ترجمه. «گلچین الواح مباركه، صفحۀ ۳۳۷»
۸۸ – ترجمه. «دستخط معهد اعلی مورّخۀ ۲۳-۳-۱۹۷۵ به یكی از احبّا، و لوح ابن ذئب، صفحۀ ۱۱۲»
۸۹ - «خطابات مباركه، جلد۲، صفحۀ۳۱۱ – دیانت جهانی بهائی، صفحۀ ۲۲»
۹۰ و۹۱ – ترجمه. «دستخط معهد اعلي مورّخۀ ۲۳-۳-۱۹۷۵ به يكي از احبا»
۹۲ – ترجمه.«دستخط معهد اعلي مورخه ۲ اكتبر ۱۹۷۴ به يكي از احبا»
۹۳ – ترجمه. «توقيع مولاي توانا منتشره در اخبار امري آمريكا مورّخه اگست ۱۹۴۸ صفحۀ ۳»
۹۴ – ترجمه.«توقيع مولاي توانا منتشره در اخبار امري آمريكا مورّخۀ جون ۱۹۴۹، صفحۀ ۲»
۹۵ – «لوح هزار بيتي – كتاب حيات حضرت عبدالبهاء تأليف جناب محمدعلي فيضي، صفحات ۷۸ ، ۷۹ ، ۸۶، و نجم باختر، جلد ۱۰، ص ۲۲۳ – ۲۳۴»

برای دوستان خود بفرستيد
چاپ