بخش اوّل - عهد قويم و ميثاق عظيم جمال اقدس ابهی
در آغاز به تعبير و تفسير اصطلاح «عهد و ميثاق» و اطلاق معنی و مفهوم خاصّ و مورد استعمال آن، آنگونه كه در الواح و آثار مباركۀ بهائی منظور و مذكور و مسطور است می پردازيم. راجع به اين پيمان يزدانی بيت العدل اعظم الهی چنين می فرمايند:
- عهد و ميثاق از لحاظ معنی و مفاد دينی يك قرارداد تعهّدآميز و الزام آور بين انسان و خداوند منّان است كه به وسيلۀ آن حضرت بی چون بشر را به اخلاق مرضيه و رفتار حميده و خصائل و فضائل پسنديدۀ ممتازه رهنمون گشته و ملزم می سازد، ليكن در اِزاء و به پاداش آن سنوحات ممدوحۀ رحمانيه، شمول بركات مخصوصۀ سماويه و فيوضات ممدودۀ ربّانيه را جهت اهل تمكين و متعهّدين و عاملين و سالكين سبيل مخصوص اهل علّيين و به طريق خاصّی كه تعيين گرديده حضرت ربّ العالمين تضمين می فرمايد. (۱)
اصطلاح «عهد و ميثاق» در مورد دو نوع معاهدۀ متمايز و متفاوت و مشخّص در ظهورات احديه در هياكل قدسيه مندمج و مندرج و استعمال گشته است:
- فی المثل يكی «ميثاق اعظم» آن است كه هر يك از مظاهر مقدّسۀ الهيه با متابعين آئين خود عهد محكم و متينی می بندد و از پيش وعده و بشارت به نبی و ظهور بعد خويش می دهند كه ظهور جديدی در آخرالزّمان ظاهر و عيان خواهد گشت و مُستظلّين در ظلّ سدرۀ ربّانيه را به اجابت و ايمان و ايقان به آن مظهر رحمن هنگامی كه درامكان از افق لامكان ظهور می نمايد و از رضوان غيبی معنوی قدم بيرون می نهد متعهّد می سازند. و يكی ديكر «ميثاق اصغر» است كه هر يك از مظاهر شمس حقيقت اصحاب خويش و اهل وفا را مكلّف می دارند تا به جانشين مخصوص و ولیّ منصوص كه تعيين نموده تا بعد از آن طلعت سبحانی، مركز اشراق انوار امر الهی گردد اقبال نمايند، چه كه با تمسّك به اين پيمان و اطاعت و عبوديّت از آن مصدر فيض و رحمت حضرت احديّت آئين يزدانی مطهّر و منزّه از امراض اهل اعراض و اعتراض گشته پيروان شريعۀ مقدّسه متعدّد اشجار توحيد و اوراق تفريد و اثمار تجريد استوار و پايدار باقی خواهد ماند و امطار رحمت از غمام عنايت پيوسته هاطل و نازل گردد و الّا دين الله متشتّت و متفرّق و منقسم به احزاب و فرق مختلفه گشته و قوای ساريۀ دافعۀ فائقۀ ربّانيه اش به هدر خواهد رفت. (۲)
در ظهور مبارك حضرت بهاءالله به هر دو نوع ميثاق مذكوره اشاره گشته است. «ميثاق اعظم» در بيانات متعدّدۀ مباركه مكرّر تأييد و تأكيد گرديده و آن جمال بی مثال، عظمت و جلال لايزال ربّانيه كه در ظهورات مستمرّۀ متعاقبۀ آتيه، مظاهر مقدّسۀ الهيه را احاطه می نماید و اشعۀ بازغۀ آن شموس مشرقۀ رحمانيه را تشريح فرموده ضمن بشارت به استمرار ظهورات احديه در مستقبل ايّام، آن مالكِ اَنام بوضوح تامّ اخبار و اظهار و تصريح میفرمايد كه قبل از انقضاء يك هزار سال تمام از اين ظهور اعظم الهی، شمس حقيقت را ظهور و بروزی نه و اشراق و صدور جديدی متصوّر نيست. قوله العزيز:
مَن يَدّعی امراً قبلَ اِتمامِ اَلفِ سَنَةٍ كامِلةٍ، اِنّهُ كَذّابٌ مُفترٍ... نسئَلُ اللهَ باَن يُؤَيِّدَهُ عَلی الرُّجُوع. اِن تابَ اِنّهُ هُوَ التّوّابُ وَ اِن اَصَرَّ عَلی ما قالَ، يُبعَثُ عَليهِ مَن لا يَرحَمُهُ اِنّهُ شديدُ العِقابِ. مَن يُأوّل هذِهِ الآيَةَ اَو يُفَسِّرها بغيرِ ما نُزِّلَ فِی الظّاهِر اِنَّهُ مَحرومٌ مِن رُوحِ اللهِ وَ رَحمَتِهِ الّتی سَبَقَتِ العالمينَ. ...هر آينه نفسی قبل از انقضاء هزار سال كامل كه هر سنه طبق قرآن كريم مركّب از دوازده ماه و به موجب كتاب بيان نوزده شهر و هر شهر نوزده روز است اظهار امر نمايد و لو به جميع آثار الهيه در مقابل اَعيُن شما ظاهر گردد بلادرنگ و بی تأمّل او را مردود و مطرود نمائيد.- ترجمه) (۳)
«ميثاق اصغر» كه جمال اقدس ابهی تأسيس فرمود منحصر به فرد و بی عديل و نظير و مثيل است و در هيچ يك از شرايع و اديان سالفه چنين ميثاق عظيم و پيمان قويم كه در اين دور كريم بنيان گرديده موجود نيست. بيت العدل اعظم راجع به اين عهد اتمّ و منهج اقوم می فرمايند:
- اين عهد و پيمان محكم و متين ربّانی و ميثاق عظيم يزدانی را كه جمال اقدس ابهی بنياد نهاد و نسبت به حضرت عبدالبهاء با مستظلّين در ظلّ آئين مبين خويش منعقد نمود حضرت مولی الوری مستمد از نظم بديع جهان آرای الهی كه اساس منصوص و بنيان مرصوصش را شارع افخم امر اعظم تأسيس فرموده، مخلّد و جاودان ساخت. اين عهد و پيمان حضرت رحمان در تاريخ اديان فريد و بی نظير و عديل است چه كه به كمال صراحت و وضوح و اتقان به كِلكِ مُنير ابهی مرقوم و به خاتَمِ عزّ مختوم گرديده. لذا اگر چه اشخاصی نقض عهد كرده و خويش را از ظلّ ممدود جامعۀ محمود آئين رَزين الهی خارج ساخته اند معهذا هرگز به تفريق و تقسيم و تشتیت و انشعاب و انشقاق ميثاق نيّر آفاق توفيق نيافته اند، زيرا طبق نبُوّات رحمانيّه و مواعيد مقدّسۀ ربّانيه، سِراج ميثاق كه نور آفاق است از اَرياح بَغضاءِ اهل نفاق محفوظ و مصون است و اين يوم مبارك نورانی، لیلِ صَیلم و شبِ سختِ تاريكِ ظلمانی در پی نخواهد داشت. (۴)
اين عهد بديع و ميثاق وثيق جهت تحقّق مواعيد حتميۀ الهيه حياتی است و به فرمودۀ حضرت ولی محبوب امرالله «قوّۀ فائقۀ نافذۀ ساريۀ امرالله را در مجاری اصليه جاری و مخلّد ساخته، دين الله را وقايت و از افتراق و انشقاق حمايت و صيانت نموده شريعت الله را به جانب اهداف عاليۀ ساميه اش سوق داده اسباب تقويت و تحكيم و بسط و تنفيذ و انتشار امر افخم اعظم ابهی در سراسر دنيا می گردد.» (۵)
تأسيس عهد و پيمان الهی و هدف و مقصد نهائی آن توسّط بيت العدل اعظم تشريح و بيان گرديده است:
- ... و برای آن كه قوای قدسيۀ منبعثه از ظهور اعظمش از مجرای صحيح و در جهت مقصود همچنان سريان و جريان يابد اساس عهد و ميثاق متينی را بنياد نهاد كه قوّۀ دافعه اش متتابعاً در دورۀ مركز ميثاق و دورۀ ولايت امر نيّر آفاق ضامن اصالت و كافل وحدت اصليۀ امر مبينش بوده و باعث ترقّی و تقدّم جهانگير آئين نازنينش گرديده است و حال همان قوّۀ عظيمۀ ميثاق، مقاصد جانفزايش را به واسطۀ اجرائات بيت العدل اعظم استقرار بخشد و بيت العدل اعظم كه يكی از دو وصیّ حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء است مقصد اعلايش آن كه قدرت و سيطرۀ الهيه كه از مصدر شريعه ربّانيه جاری گشته تسلسل و استمرار يابد و وحدت جامعۀ پيروانش محفوظ گردد و تعاليمش از تصرّف و انحراف و تصلّب و انجماد مبرّی و مصون ماند. (۶)
نظر به اين كه عهد و ميثاق الهی حائز كمال اهميّت می باشد و محافظۀ آن از اصول مهمّه و اساسی آئين بهائی است در بسياری از موارد، تقدّم بخشيدن به حمايت و صيانت شريعت الله و لزوم بذل هرگونه مساعی جميلۀ ياران جانفشان حضرت رحمان برای تحقّق اين مقصد اعلی و غايت قصوای امر اعزّ اقدس ابهی تأكيد شديد گرديده است. چنانچه حضرت عبدالبهاء جَلَّ ثنائُهُ در الواح مباركۀ وصايا می فرمايند، قولهُ الجَليلُ:
- ای احبای الهی، اعظم امور محافظۀ دين الله است و صيانت شريعة الله و حمايت امرالله و خدمت كلمةالله. (۷)
- ای احبّای الهی به جان بكوشيد تا امرالله را از هجوم نفوس غير مخلصه محافظه نمائيد زيرا چنين نفوس سبب می شوند كه جميع امور مستقيمه مُعوَجّ می گردد و مساعی خيريه بر عكس نتيجه می دهد. ( ۸)
بصيرت بيشتر و درك كامل تر تعاليم مباركه دربارۀ نقض عهد، عامل مهمّی است كه به وسيلۀ آن هر فرد بهائی قادر می گردد خود را آمادۀ حمايت دين الله و صيانت ميثاق الهی سازد. با بسط مفهومات و توسيع اطّلاعات و استنباطات راجع به اين مسئلۀ اساسی هر شخصی بايد مقصد اعلای عهد اوفی را كه در پهنۀ گستردۀ تاريخ شرايع و اديان بی عديل و مثيل است و باعث شمول بركات نامحدود سماويه و نزول فيوضات لانهايۀ صمدانيه می گردد و به ارمغان می آورد نصب العين خويش قرار دهد چه كه بدين وسيله می تواند خيلی سهل تر لزوم مقرّرات موضوعۀ مندمجه در تعاليم الهيه را جهت محافظۀ عهد و ميثاق مالك بريّه و كفايت اين دستورات و مقرّرات را برای مباحثه و مواجهه و مقابله با هر گونه سعی و مجاهده كه در آينده جهت تضييع و محو و سحق عهد و ميثاقی كه به مشيّت حیّ قدير تسخير ناپذير است، به عمل آيد درك نمايد.
برای برخی از احبّا موضوع نقض عهد الهی به علّت اين كه ماهيتش جنبۀ منفی دارد قضيه ای است كه به مداخله و توجّه تامّ و دقيقانه به آن چندان تمايلی ندارند. معهذا مطالعۀ آن هم ضروری و هم سودمند است چه كه از يك سو وسيلۀ محافظۀ دين الله و صيانت شريعت الله می شود و از سوی ديگر برای درك بيشتر و احساس عظمت مصائب و نوائب و صدمات شديدۀ وارده بر جمال اقدس ابهی و حضرت عبدالبهاء ما را ياری می نمايد و از قلوبمان ندای مهيمن و شهناز دلنواز عشق و محبّت و جانفشانی در سبيل دلبر رحمانی به مقياس عظيم تری مترنّم و مرتفع و طنين انداز می گردد. حضرت عبدالبهاء بنفسه المقدّس به تزئيد معلومات امری، ياران را در اين باره مخاطب نموده و اين گونه تشويق می فرمايند، قَولُهُ الکَریم:
- فی الحقيقه در هر مجلسی كه ذكر كلمةالله و ترتيل آيات الله می گردد نفحات طيبۀ مسكيۀ محبّت الله می وزد و مشام جان عبدالبهاء را معطّر و مُعنبر می سازد و اشعۀ ساطعۀ انوار تصادم افكار در مباحثات و اقامۀ براهين و ادلّۀ سبحانيۀ رحمانيه در قطب آفاق اشراق و عالم بشر را منوّر می نمايد و بدين گونه است از هر جا و انجمنی كه بلايا و محن وارده بر عبدالبهاء به دست و زبان پليد ناقضين پركين عهد ربّ لعالمين نقل و بيان گردد. (۹)
قلم اعلی می فرمايد:
- وَ مَن يَقرَء آياتِ اللهِ فی بَيتِهِ وَحدَهُ لَيَنشرُ نفحاتِها مَلائِكةُ النّاشِراتِ اِلی كُلِّ الجهاتِ وَ يَنقلِبُ بها كُلُّ نفسٍ سَليمٍ ( مائدۀ آسمانی، جلد ۴، ص ۴۵- مترجم)
یادداشتها:
* این قسمت توسط جناب سمندر مشکی باف از اصل جزوۀ انگلیسی به فارسی ترجمه شده و به اوّل جزوۀ ترجمه شده توسط جناب حسن محبوبی افزوده شد.
** از این قسمت تا آخر جزوه، ترجمۀ جناب حسن محبوبی است.