ولایت امر الله و بیت العدل اعظم دو جانشین لاینفکّ حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء
ترجمهای از ولایت امر الله و بیت العدل اعظم دو جانشین لاینفکّ حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء
موادّی برای مطالعۀ اعضای هیئتهای معاونت
تهیّه شده توسّط دارالتّبلیغ بینالمللی
بازبینی: ژانویه ٢۰۰٧
پیشگفتار
ولایت امر الله و بیت العدل اعظم دو جانشینن لاینفکّ حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء میباشند. به فرمودۀ حضرت ولیّامرالله، حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء «با بيانی صريح و قاطع دو مؤسّسۀ لاینفکّ بيت العدلاعظم و ولايت امر اللّه را به عنوان جانشينان منتخب خويش معيّن فرمودهاند.»١ حضرت عبدالبهاء در الواح وصایای خود، عهد و میثاق حضرت بهاءالله را با انتصاب حضرت ولیّامرالله تداوم بخشیده و اختیارات بیت العدل اعظم را تأیید فرمودند، و اطمینان دادند که هر دو مصون از خطا و در تحت هدایت حضرت ربّ اعلی و جمال اقدس ابهی خواهند بود. حضرت عبدالبهاء به کسانی که به این دو مؤسّسه روی آورند نوید عنایات و برکات داده و کسانی را که با ایشان مخالفت ورزند انذار فرمودند. این مطالعۀ مختصر که در دو قسمت و به صورت سؤال و جواب تنظیم شده، تفحّصی است در قسمتهایی از آثار مبارکه که اختیارات و وظایف مؤسّسات ولایت امر الله و بیت العدل اعظم را تعیین کرده و روابطشان را مورد بررسی قرار میدهد.
I
مؤسّسۀ ولایت امر الله
منشأ اختیارات مؤسّسۀ ولایت امر الله چیست؟
حضرت ولیّامرالله مرقوم داشتهاند که بر طبق مفادّ بعضی از نصوص کتاب مستطاب اقدس، حضرت بهاءالله «دقیقاً مؤسّسۀ ولایت امر را پیشبینی فرمودهاند.»۲ ولیکن حضرت عبدالبهاء بودند که صراحتاً مؤسّسۀ ولایت امر را تأسیس نموده، حضرت شوقی افندی را به عنوان ولیّ امر الله تعیین، و احبّا را به توجّه به سوی ایشان امر فرمودند. حضرت عبدالبهاء میفرمایند:
«بعد از مفقودی این مظلوم...باید توجّه به...شوقی افندی نمایند زیرا آیت الله و غصن ممتاز و ولیّ امر الله و مرجع جمیع اغصان و افنان و ایادی امر الله و احبّاء الله است و مبیّن آیات الله...»٣
«فرع مقدّس و ولیّ امر الله و بیت عدل عمومی که به انتخاب عموم تأسیس و تشکیل شود در تحت حفظ و صیانت جمال ابهی و حراست و عصمت فائض از حضرت اعلی روحی لهما الفداست آنچه قرار دهند من عند الله است.»۴
فرق بین تبیینات مبیّن منصوص و تعبیرات شخصی چیست؟
با توجّه به وظیفۀ حضرت ولیّامرالله به عنوان مبیّن منصوص تعالیم بهائی، ممکن است این سؤال پیش بیاید که آیا جایی برای مفهومات شخصی افراد وجود دارد؟ بیت العدل اعظم بهاین سؤال پاسخ دادهاند:
«تبیینات حضرت عبدالبهاء و حضرت ولیّامرالله بیاناتی هستند که به هدایت الهی مفاهیم کلمات حقّ را روشن میسازند و بدین جهت اطاعت از آنها بر احبّا واجب است. ولی وجود تبیینات منصوصه به هیچ وجه مانع انجام مطالعات شخصی در تعالیم مبارکه و رسیدن به تعبیر و درک خصوصی برای افراد نیست. در حقیقت حضرت بهاءالله از مؤمنین دعوت مینمایند تا با ’اغتماس‘ در ’بحر بیان‘ ایشان از ’لئالی حکمت و اسرار‘ نهفته در آن ’اطّلاع‘ یابند.
تعبیرات فردی بر اساس درک شخصی از تعالیم مبارکه، ثمرۀ قدرت عقلانی انسان بوده و چه بسا ممکن است به درک کاملتر امر مبارک کمک نماید. امّا چنین نظراتی فاقد مرجعیّت بوده و بنابراین احبّا آزادند آنها را قبول کرده یا نادیده بگیرند. به علاوه روشی که یک فرد برای ارائۀ نظرات خود اختیار مینماید مهم میباشد. مثلاً هرگز نباید تبیینات منصوصه را ردّ کرده و یا با آنها به مخالفت بپردازد. بلکه باید عقائد خود را به عنوان کمک به آگاهی بیشتر، با توضیح آنکه صرفاً نظرات شخصی اوست، ارائه نماید.»۵
حضرت عبدالبهاء برای انتصاب ولیّ امر الله بعد از حضرت شوقی افندی چه شرایطی معیّن فرمودند؟
١. باید موروثی باشد
حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا با بیان «و من بعده بکراً بعد بکر یعنی در سلالۀ او»٧ «ولایت امر [را] تأسیس و کیفیّت موروثی»۶ آن را تعیین میفرمایند.
در موارد متعدّد، از جمله دو مورد زیر، حضرت ولیّامرالله کیفیّت موروثی ولایت امر را به نحو قاطع بیان فرمودهاند:
«در توضیحی که حضرت عبدالبهاء در یکی از الواح مبارک خود و در تأکیدی که راجع به اصل وراثت و قانون ولد بکر فرمودهاند — به همان نحوی که توسّط پیغمبران گذشته تأیید شده بود — میتوانیم اوّلین نشانههای ماهیّت و طرز کار نظم اداری را که مقدّر شده بود الواح وصایای حضرت عبدالبهاء بعداً اعلام و رسماً تأسیس نماید تشخیص دهیم.»٨
«علاوه بر آن، شخصی که مظهر اصل وراثت در این دور بهائی میباشد مبیّن کلمات مؤسّس آن دیانت تعیین شده است.»٩
۲. باید از سلالۀ ذکور حضرت بهاءالله باشد
بر طبق اصل وراثت، الواح وصایای حضرت عبدالبهاء تصریح مینماید که ولیّ امر الله باید از سلالۀ مستقیم حضرت بهاءالله باشد.
حضرت عبدالبهاء چنین مرقوم فرمودند:
«لهذا اگر ولد بکر ولیّ امر الله مظهر الولد سرّ ابیه نباشد یعنی از عنصر روحانی او نه و شرف اعراق با حسن اخلاق مجتمع نیست باید غصن دیگر را انتخاب نماید.»١۰
کلمات «ولد بکر ولیّ امر الله» و «غصن دیگر» نشان میدهد که حضرت ولیّ امر الله باید یا فرزند ذکور ارشد خود و اگر او فاقد صلاحیّت باشد یکی دیگر از سلالۀ ذکور حضرت بهاءالله را انتخاب نماید. این توضیح با بیان حضرت ولیّامرالله که غصن به معنای «سلالۀ ذکور حضرت بهاءالله» است مطابقت دارد.١١
امّا، حضرت ولیّامرالله فرزندی نداشتند و در زمان صعودشان «همۀ اغصانی که حیات داشتند عهد و میثاق الهی را نقض کرده بودند.»١٢
٣. باید منتخب حضرت شوقی افندی باشد
حضرت عبدالبهاء با این بیان به صراحت مقرّر فرمودند که ولیّ امر بعدی باید توسّط حضرت شوقی افندی انتخاب گردد:
«باید ولیّ امر الله در زمان حیات خویش من هو بعده را تعیین نماید...»١٣
حضرت عبدالبهاء با تأکید بر این شرط بخصوص، امکان اینکه کسی ادّعای ولایت امر الله بنماید را قاطعانه رد نمودند:
«مقصود اينست كه قبل از الف كسی سزاوار تكلّم به حرفی نيست ولو مقام ولايت باشد.»١۴
۴. نُه ایادی منتخب از بین کلّیّۀ ایادی امر الله باید این انتصاب را تصدیق نمایند
شرط اینکه ایادی امر الله باید شخص منتصب از طرف حضرت ولیّامرالله را تصدیق نمایند شرطی برای حفظ و صیانت امر مبارک بود و بعد از صعود حضرت شوقی افندی هیئت ایادی را قادر ساخت که تلاشی را که برای غصب مقام ولایت امر الله به عمل آمده بود دفع نمایند. حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا چنین فرمودند:
«ایادی امر الله از نفس جمعیّت خویش نُه نفر انتخاب نمایند و همیشه به خدمات مهمّۀ ولیّ امر الله مشغول باشند و انتخاب این نُه نفر یا به اتّفاق مجمع ایادی و یا به اکثریّت آرا تحقّق یابد — و این نُه نفر یا بالاتّفاق یا به اکثریّت آرا باید غصن منتخب را که ولیّ امر الله تعیین بعد از خود نماید تصدیق نمایند.»١۵
در نامهای از بیت العدل اعظم راجع به تصمیم کلّیّۀ ایادی امر الله بعد از صعود حضرت ولیّامرالله به این اصل اشاره شده است:
«قرار بود نُه نفر ایادی که به وسیلۀ هیئت ایادی انتخاب میشدند، با رأی مخفی شخص منتخب حضرت ولیّامرالله را تصدیق نمایند. در سال ١٩۵٧ تمامی هیأت ایادی، بعد از تحقیق کامل در بارۀ موضوع، اعلام نمودند که حضرت ولیّامرالله جانشینی انتخاب ننموده و وصیّت نامهای از خود بجای نگذاشتهاند. این موضوع مستند و محرز میباشد.»١۶
۵. باید دارای «حسن اخلاق» باشد
در مورد این شرط که سلالۀ شریفۀ جانشین ولیّ امر الله باید «با حسن اخلاق مجتمع»١٧ باشد،حضرت عبدالبهاء چنین فرمودند:
«شخص معیّن باید مظهر تقدیس و تنزیه و تقوای الهی و علم و فضل و کمال باشد.»١٨
بعد از صعود حضرت ولیّ امرالله موضوع جانشینی ایشان چه شد؟
حضرت عبدالبهاء در الواح وصایای مبارکۀ خویش میفرمایند که «باید ولیّ امر الله در زمان حیات خویش من هو بعده را تعیین نماید تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد.»١٩ بر اساس این بیان مبارک ممکن است این سؤال پیش بیاید که چرا حضرت ولیّامرالله جانشینی برای خود انتخاب نفرمودند و چرا سلالۀ ولاة امر الله به پایان رسید؟ بیت العدل اعظم چنین توضیح فرموده اند:
«در هنگام صعود حضرت شوقی افندی محبوب ما، از وضع موجود و از شرایط صریحۀ آثار مقدّسه واضح بود که برای حضرت ولیّامرالله امکان انتخاب جانشینی بر طبق شرایط مقرّره در الواح وصایای حضرت عبدالبهاء وجود نداشته است. این وضعیّت، که در آن حضرت ولیّامرالله صعود فرمودند بدون آنکه بتوانند جانشینی تعیین نمایند، مسئلۀ مبهمی را مطرح میکرد که در نصوص مبارکه مذکور نبود و میباست به بیت العدل اعظم ارجاع میگردید. احبّا باید به روشنی درک نمایند که قبل از انتخاب بیت العدل اعظم علم به اینکه ولیّ امری نخواهد بود وجود نداشت. چنین آگاهی، علیرغم هر نوع فکری که احبّا احیاناً در ذهنشان میپروراندند، نمیتوانست از پیش وجود داشته باشد. نه ایادی امر الله، نه شورای بینالمللی بهائی و نه هیچ مؤسّسۀ موجود دیگری نمیتوانست تصمیمی در مورد این مسئلۀ بسیار مهمّ اتّخاذ نماید. فقط بیت العدل اعظم صلاحیّت و اختیار این را داشت که در این مورد حکمی صادر نماید.»٢۰
بعد از تأسیس بیت العدل اعظم، طولی نکشید که معهد اعلی این مسئله را در پیامی به تاریخ ۶ اکتبر ١٩۶٣ خطاب به کلّیّۀ محافل روحانی ملّی مسئله را روشن فرمودند:
«بعد از مطالعۀ متبتّلانه و دقیق در آثار مقدّسه راجع به مسئلۀ انتخاب جانشین حضرت شوقی افندی به عنوان ولیّ امر الله، و بعد از ملاحظۀ طولانی آرای ایادی امر الله مقیم ارض اقدس، بیت العدل اعظم باین نتیجه رسیده است که هیچ راهی برای انتخاب و یا قانونگزاری برای امکان انتخاب ولیّ امر ثانی برای جانشینی حضرت شوقی افندی وجود ندارد.»٢١
آیا پیشبینی شده بود که ولیّ امر دیگری نخواهد بود؟
بیت العدل اعظم در دستخطّهای خود راجع به مسئلۀ ولاة امر الله توضیح دادهاند که ضمانتی برای ادامۀ سلالۀ ولاة امر الله وجود نداشت:
«امکان وجود ولاة امر الله دیگری در آینده به وضوح در آثار مقدسه منظور و مذکور شده است ولی در هیچ جا قول و یا ضمانتی راجع به اینکه سلالۀ ولاة امر الله تا ابد ادامه خواهد یافت وجود ندارد، بر عکس اشارات روشنی دالّ بر اینکه این سلاله میتواند قطع شود وجود دارد. امّا با وجود این، در آثار مبارکه تأکید بر تداوم عهد و میثاق و تغییرناپذیری ارادۀ الهی برای این یوم عظیم مکرّراً دیده میشود.»٢٢
به راستی حضرت بهاءالله در کتاب مستطاب اقدس با نزول آیات زیر دقیقاً آنچه را که در مورد جانشینی مقام تصدّی امر الهی اتّفاق افتاد پیشبینی فرمودهاند:
«قد رجعت الاوقاف المختصّه للخیرات الی الله مظهر الایات لیس لاحد ان یتصرّف فیها الّا بعد اذن مطلع الوحی و من بعده یرجع الحکم الی الاغصان و من بعدهم الی بیت العدل ان تحقّق امره فی البلاد لیصرفوها فی البقاع المرتفعه فی هذا الامر و فیما امروا به من لدن مقتدر قدیر و الّا ترجع الی اهل البهاء الّذین لا یتکلّمون الّا بعد اذنه و لا یحکمون الّا بما حکم الله فی هذا الّلوح اولئک اولیاء النّصر بین السّموات و الارضین لیصرفوها فیما حدّد فی الکتاب من لدن عزیز کریم.»٢٣
در یادداشتهای توضیحی کتاب مستطاب اقدس، که تحت نظارت بیت العدل اعظم تهیّه شده، اشاره شده است که این آیات «... نه تنها در مورد حقّ تصرّف در اوقاف بلکه در مورد حقّ وصایت بعد از صعود جمال اقدس ابهی...و حضرت عبدالبهاء هم مقتضیات خاصّی را در بر دارد.» ٢۴ در رابطه با این فقره از کتاب مستطاب اقدس بیت العدل اعظم همچنین مرقوم داشتهاند:
«صعود حضرت ولیّامرالله در سنۀ ١٩۵٧ عیناً همان وضعی را به وجود آورد که در این فقره از کتاب مستطاب اقدس بهآن اشاره گردیده، یعنی قبل از تشکیل بیت العدل اعظم سلالۀ اغصان به انتها رسید.»٢۵
II
بیت العدل اعظم
منشأ مرجعیت بیت العدل اعظم چیست؟
حضرت بهاءالله بنفسه بیت العدل اعظم را تأسیس فرمودند تا امر الله دائماً از هدایت الهی برخوردار باشد و آنچه در آثار مقدّسه نازل نشده مورد ملاحظه و تشریع قرار گیرد. امور عالم انسانی را به اعضای بیت العدل اعظم محوّل فرمودند و ایشان را امنای حقّ و مظاهر اقتدار خود قرار دادند:
«آنچه از حدودات در کتاب بر حسب ظاهر نازل نشده بايد امنای بيت عدل مشورت نمايند آنچه را پسنديدند مجری دارند.»۲۶
«اُمور ملّت معلّق است به رجال بيت عدل الهی ايشانند امناء اللّه بين عباده و مطالع الامر فی بلاده.» ۲۷
در مقام دیگر جمال قدم توضیح فرمودهاند که چون دنیا در حال توسعه است مقتضیّات آن نیز تغییر مینماید و بنابراین آنچه که در هر دوره مورد نیاز است از طرف بیت العدل مقرّر خواهد شد:
«چونکه هر روز را امری و هر حين را حکمی مقتضی لذا امور به بيت عدل راجع تا آنچه را مصلحت وقت دانند معمول دارند.»۲۸
به همین نحو حضرت عبدالبهاء در چند مورد در الواح وصایای مبارکۀ خود مرجعیّت بیت العدل اعظم را تأیید و وظایف و مسئولیّتهایش را مقرّر داشتهاند:
«امّا بیت عدل الّذی جعله الله مصدر کلّ خیر و مصوناً من کلّ خطا...این مجمع مرجع کلّ امور است و مؤسّس قوانین و احکامی که در نصوص الهی موجود نه و جمیع مسائل مشکله در این مجلس حلّ گردد و ولیّ امر الله رئیس مقدّس این مجلس و عضو اعظم ممتاز لاینعزل.»۲۹
«هرچه تقرّر یابد همان مانند نصّ است.»۳۰
«...چون بیت عدل واضع قوانین غیر منصوصه از معاملات است ناسخ آن مسائل نیز تواند بود.»۳۱
حضرت عبدالبهاء بعد از این فقرات در الواح وصایا به لسان قاطع از مؤمنین خواستهاند که دو جانشین لاینفکّ آن حضرت را اطاعت کنند:
«باید کلّ اقتباس از مرکز امر و بیت عدل نمایند و ما عدا هما کلّ مخالف فی ضلال مبین.»۳۲
حضرت ولیّامرالله بیت العدل اعظم را به عنوان «هیئتی که جهت ’تکمیل‘ و ’اجرای‘ قوانین حضرت بهاءالله مقرر گردیده است»۳۳ توصیف میفرمایند. با این ترتیب نه تنها قدرت وضع قوانین در مواردی که در نصوص بیان نشده — یعنی «تکمیل» — به بیت العدل تفویض شده، بلکه به همچنین قدرت «اجرای» قوانینی که حضرت بهاءالله صریحاً نازل فرمودهاند نیز به آن واگذار گردیده است.
وعود شمول هدایت الهی به بیت العدل اعظم کدامست؟
مثالهای بسیاری از بیانات حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء میتوان یافت که در آن وعدۀ الهام الهی، هدایت و صیانت به بیت العدل اعظم داده شده است. بعضی از این نصوص عبارتند از:
«انّه يلهمهم [امنای بیت العدل اعظم] ما يشاء و هو المدبّر العليم.»۳۴
«فرع مقدّس و ولیّ امر الله و بیت عدل عمومی که به انتخاب عموم تأسیس و تشکیل شود در تحت حفظ و صیانت جمال ابهی و حراست و عصمت فائض از حضرت اعلی روحی لهما الفداست آنچه قرار دهند من عند الله است.»۳۵
«مرجع کلّ کتاب اقدس و هر مسئلۀ غیر منصوصه راجع به بیت عدل عمومی. بیت عدل آنچه بالاتّفاق و یا باکثریت آراء تحقّق یابد همان حق و مرادالله است من تجاوز عنه فهو ممن احبّ الشقاق و اظهرالنّفاق و اعرض عن رب المیثاق ولی مراد بیتالعدل عمومیست...»۳۶
«همچه ملاحظه نشود که بیت العدل بفکر و رأی خویش قراری دهند استعفر اللّه بیت العدل اعظم به الهام و تأیید روح القدس قرار و احکام جاری نماید زیرا در تحت و قایت و حمایت و صیانت جمال قدم است و آنچه قرار دهد اتّباعش فرض و مسلّم و واجب بر کلّ است ابداً مفرّی از برای نفسی نه.
قل یا قوم انّ بیت العدل الأعظم تحت جناح ربّکم الرّحمن الّرحیم ای صونه و حمایته و حفظه و کلائته لأنّه امر المؤمنین الموقنین باطاعة تلک العصبة الطّیّبة الطّاهرة و الثّلّة المقدّسة القاهرة فسلطنتها ملکوتیّة رحمانیّة و احکامها الهامیّة روحانیّة.»۳۷
«اكثريّت آرا آنچه بيان كند صرف حقيقت است زيرا بيت عدل اعظم در تحت حمايت و عصمت و عفّت سلطان احديّتست و او را صيانت از خطا فرمايد و در ظل جناح عفّت و عصمت خويش محافظه نمايد هر كس مخالفت كند مردود گردد و عاقبت مقهور شود.»۳۸
بعضی از اختیارات اصلی بیت العدل اعظم کدامند؟
در قانون اساسی بیت العدل اعظم که مسئولیّتهای بیت العدل اعظم را به طور خلاصه شرح میدهد، چنین آمده است:
«حضرت بهاءالله مصدر وحی الهی در این دور افخم و مطلع امر و منشأ عدل و رافع صلح اعظم و بانی نظم بدیع در انجمن بنیآدم و منبع الهام و واضع اساس مدنیّت الهیّه در عالم و مؤلّف قلوب و محیّی امم و داور کردگار و شارع امر پروردگار استقرار ملکوت الله را در بسیط غبرا اعلان و حدود و احکامش را نازل و اصولش را معیّن و مؤسّساتش را ایجاد فرمود و برای آنکه قوای قدسیّه منبعثه از ظهور اعظمش از مجرای صحیح و در جهت مقصود هم چنان سریان و جریان یابد اساس عهد و میثاق متینی را بنیاد نهاد که قوّۀ دافعهاش متتابعاً در دورۀ مرکز میثاق و دورۀ ولایت امر نیّر آفاق ضامن اصالت و کافل وحدت اصلیّۀ امر مبینش بوده و باعث ترقّی و تقدّم جهانگیر آئین نازنینش گردیده است.»۳۹
بعضی از اختیارات و وظایف بیت العدل اعظم به عنوان مرجع دیانت بهائی عبارتند از:
١. وضع قوانین جدید
«...هر مسئلۀ غیر منصوصه راجع به بیت عدل عمومی...»۴۰
«مسائل کلّیّه که اساس شریعة الله است منصوص است ولی متفرّعات راجع به بیت عدل و حکمت این این است که زمان بر یک منوال نماند تغیّر و تبدّل از خصائص و لوازم امکان و زمان و مکان است لهذا بیت العدل به مقتضای این مجری مینمایند.»۴۱
۲. استنباط از آثار مبارکه
«حال استنباط راجع به هیئت بیت العدل است و استنباط و استخراج افراد علما را حکمی نه مگر آنکه در تحت تصدیق بیت عدل در آید و فرق همین است که از استنباط و تصدیق هیئت بیت عدل که اعضایش منتخب و مسلّم عموم ملّت است اختلاف حاصل نمیگردد ولی از استیباط افراد علما حکماً اختلاف حاصل شود و باعث تفریق و تشتیت و تبعیض گردد و وحدت کلمه بر هم خورد و اتّحاد دین الله مضمحلّ شود و بنیان شریعة الله متزلزل گردد.»۴۲
٣. حلّ مشکلات و مسائل مبهمه
«و آن اعضاء در محلّی اجتماع کنند و در آنچه اختلاف واقع یا مسائل مبهمه و یا مسائل غیر منصوصه مذاکره نمایند و هر چه تقرّر یابد همان مانند نصّ است.»۴۳
۴. جلوگیری از اختلافات و حلّ مشکلات
«الحمد لله در امر مبارك جميع اين ابواب مسدود است زيرا مرجع مخصوص تعيين شده است كه ان مرجع مخصوص حلّال جميع مشكلات است و دافع جميع اختلاف و همچنين بيت عدل عمومی دافع جميع اختلاف است آنچه بيت عدل بگويد قبول و هر نفسی مخالفت نمايد مردود، ولی هنوز بيت عدل عمومی كه شارعست تاسيس نشده است.»۴۴
«مگذاريد نفسی رخنه كند و القاء فتنه نمايد اگر اختلاف آرائی حاصل گردد بيت عدل اعظم فورا حلّ مشكلات فرمايد.»۴۵
۵. توضیح و تشریح مسائل
«...در مورد ماهیّت و حوزۀ اختیارات محکمۀ کبرای بینالمللی، این مسئله و مسائل مشابه باید به وسیلۀ بیتالعدلاعظم توضیح و تشریح گردد زیرا بر وفق دستورات مصرحۀ حضرت عبدالبهاء همۀ مسائل مهمّ و اساسی راجع به آن مرجع است.»۴۶
۶. حفظ رفاه اهل عالم
«رجال بيت عدل را وصيّت مینمایيم و به صيانت و حفظ عباد و اماء و اطفال امر میفرمایيم بايد در جميع احوال به مصالح عباد ناظر باشند.»
۴۷
«وظایف و اختیارات مختصّۀ بیت العدل اعظم: ...از جمله...حفظ حقوق شخصی و تأمین ابتکار و آزادی افراد است و حفظ ناموس نفوس و تحکیم ممالک و تعمیر بلاد.»۴۸
٧. شروع و مدیریّت نقشههای جهانی امر الله
«موفّقیّت این مشروع [جهاد کبیر اکبر — نقشۀ دهساله — ١٩۵۳ تا ١٩۶۳ میلادی] که از نظر وسعت عمل بیسابقه، از نظر ماهیّت بینظیر و از نظر امکانات روحانیش عظیم است، شرطی است که شروع اقدامات و فعّالیّتهایی که در سالهای بعدی عهد تکوین دور بهائی شروع خواهد شد و تمام محافل روحانی ملّی در سراسر عالم بهائی را در بر خواهد گرفت، فعّالیّتهایی که خود مقدمّۀ شروع مشروعاتی جهانی در عهود آیندۀ همان عصر توسط بیت العدل اعظم است و نشانهای از اتّحاد و همآهنگی محافل ملّی و اقدامات آنها خواهد بود، به آن بستگی دارد.»۴۹
٨. حفظ و صیانت دین الهی
«دین الهی...اوست سبب اعظم از برای اين عطيّه کبری کأس زندگانی بخشد و حيات باقيه عطا فرمايد و نعمت سرمديّه مبذول دارد رؤسای ارض مخصوص امنای بيت عدل الهی در صيانت اين مقام و علوّ و حفظ آن جهد بليغ مبذول دارند.»۵۰
آیا بیت العدل اعظم میتواند مؤسّسات جدید ایجاد نماید؟
در نامهای از حضرت ولیّامرالله خطاب به احبّای شرق و غرب در سال ١٩٢۴، هیکل مبارک مرحلهای را که در آن بیت العدل اعظم تأسیس شده و مسئولیّتهای خود را به عهده خواهد گرفت پیشبینی فرمودند:
«چون بیت عدل عمومی از حیّز آمال به حیّز شهود و عمل قدم نهد و صیتش در کلّ اکناف و اقالیم مرتفع و مشتهر گردد آنوقت این هیئت مجلّله که بر اساس متین و رزین تمام ملّت بهائی در شرق و غرب مستند و مؤسّس است و از الهامات الهیّه مستمدّ و مستفیض به وضع و اجرای مشروعاتی متقنه و اقداماتی کلّیّه و تأسیساتی باهره پردازد و به این واسطه امر اللّه صیتش جهانگیر و نورش عالم افروز شود.»۵۱
آیا مصون از خطا بودن بیت العدل اعظم وابسته به حضور ولیّ امر الله است؟
اندک زمانی بعد از تأسیس بیت العدل اعظم آن هیئت مسائل چندی را راجع به رابطۀ بین بیت العدل اعظم و مؤسّسۀ ولایت امر روشن فرمودند. یکی از این مسائل در بارۀ مصون از خطا بودن بیت العدل اعظم در غیاب یک ولیّ امر الله است:
«مصون از خطا بودن بیت العدل اعظم که در حوزۀ اختیارات مقرّرۀ خود عمل مینماید، مشروط به حضور ولیّ امر الله در بین اعضای آن نگردیده است. اگرچه در حوزۀ تبیین و تفسیر نظرات حضرت ولیّ امر الله لازمالاجرا هستند ولی در مورد شرکت ولیّ امر الله در تشریع قوانین، همیشه تصمیم نهائی با بیت العدل اعظم است. بیانات حضرت ولیّامرالله این مسئله را تأیید میکند:»
«تبیینات ولیّ امر الله، در حوزۀ عملکرد خویش، همان مرجعیّت و لازمالاجرا بودن را دارد که قوانین مشروعۀ بیت العدل عمومی که دارای حقّ و امتیاز منحصر به فرد حکم نمودن و اظهار نظر وتصمیم نهایی در مورد قوانین و احکامی که حضرت بهاءالله بالصّراحه نازل نفرمودهاند، میباشد. هیچ یک از این دو مؤسّسه نه میتواند به قلمرو مقدّس و مقرّر دیگری تجاوز نماید و هرگز نیز تجاوز نخواهد نمود. هیچکدام در کم کردن اختیارات مخصوصه و مصرّحهای که از جانب حقّ به هر دو اعطا شده سعی نخواهد نمود.
اگرچه ولیّ امر الله به عنوان رئیس دائمی آن هیأت عظیمالشأن تعیین شده است وی هرگز نمیتواند، حتّی به طور موقّت، حقّ منحصر به فرد تشریع را از آن خود کند. او نمیتواند تصمیم اکثریّت اعضای همکار خود را لغو نماید ولی مجبور است در بررسی مجدّد هر قانونی که وجداناً معتقد است مخالف با مفهوم و دور از روح بیانات منزلۀ حضرت بهاءالله میباشد اصرار ورزد.»۵۲
آیا بیت العدل اعظم در غیاب ولیّ امر الله با خطر منحرف شدن از حوزۀ صحیح اختیارات خود و بالنّتیجه اشتباه کردن مواجه است؟
سؤال فوق، با توجّه به این نکته میتواند پیش بیاید که هیچکس جز ولیّ امر الله حقّ گرفتن این تصمیم را ندارد که آیا مسئلهای قبلاً در نصوص مقدّسه موجود بوده یا نه، و بنابراین، آیا وضع قانون در مورد آن مسئله در حوزۀ اختیار بیت العدل اعظم قراردارد یا نه. بیت العدل اعظم به این سؤال پاسخ دادهاند:
«...باید سه چیز را به خاطر داشته باشیم: اوّل آنکه حضرت ولیّامرالله در دورۀ سی و شش سالۀ ولایت خود، تعداد بیشماری از این تبیینات را تهیّه و به بیانات حضرت عبدالبهاء و نفس حضرت بهاءالله ضمیمه فرمودهاند. چنانچه قبلاً به اطّلاع احبّا رسیده است، بیت العدل اعظم قبل از قانونگزاری راجع به هر موضوعی، به مطالعۀ دقیق آثار مقدّسه و تبیینات مربوطه میپردازد. دوّم آنکه بیت العدل اعظم، که خود به دریافت هدایات الهی اطمینان داده شده است، به خوبی از غیاب ولیّ امر الله آگاهی داشته و در تمامی امور مربوط به تشریع، فقط در حوزۀ اختیار خود، حوزهای که حضرت ولیّامرالله با اطمینان آن را ’کاملاً مشخّص‘ توصیف نمودهاند، عمل مینماید. سوّم آنکه نباید بیان مبارک حضرت ولیّامرالله را در مورد این دو مؤسّسه فراموش نماییم که میفرمایند: «هیچ یک از این دو مؤسّسه نه میتواند و نه میخواهد که هرگز به قلمرو مقدّس و مقرّر دیگری تجاوز نماید.»۵۳
آیا دو مؤسّسۀ ﻻینفکّ ولایت امر الله و بیت العدل اعظم هنوز هم غیر قابل انفکاک هستند؟
1. حضرت ولیّامرالله فرمودهاند که نظم جهانی حضرت بهاءالله نمیتواند از مؤسّسۀ ولایت امر الله و یا از مؤسّسۀ بیت العدل اعظم «جدا» شود. این دو مؤسّسه را «غیر قابل انفکاک»۵۴ دانسته و میفرمایند که «به طور دائم و اساسی در هدفهای خود متّحد هستند».۵۵
«جدا از مؤسّسۀ ولایت امر الله، نظم جهانی حضرت بهاءالله ناقص شده و به طور دائم از آن اصل وراثت که، بر وفق بیان حضرت عبدالبهاء، همواره مورد حمایت حکم الهی بوده محروم خواهد گشت.»۵۶
این بیان اغلب توسط ناقضین، مدّعیان کاذب ولایت، مورد استفاده قرار میگیرد. این اشخاص اشتباهاً مقصود حضرت ولیّامرالله را اخطاری در مورد عمل کرد نظم جهانی بدون یک ولیّ امر در قید حیات میانگارند. ولیکن از پاراگراف بعدی که حضرت ولیّامرالله — در زمانی بیش از سی سال قبل از اینکه بیت العدل تشکیل بشود — مرقوم فرموده بودند دیده میشود که منظور مبارک صرفاً بیان همبستگی این دو مؤسّسۀ لاینفک و اینکه هر دو جزئی از نظم حضرت بهاءالله میباشند، بوده است:
«جدا از مؤسّسۀ بیت العدل اعظم — مؤسّسهای که وجودش به همان اندازه ضروری میباشد — همان سیستمی که در الواح مبارکۀ وصایای حضرت عبدالبهاء تصریح شده در عملکرد خود دچار فلج شده و قادر به رفع کمبودی که مؤلّف بزرگوار کتاب اقدس عمداً در قوانین و احکام اداری خود بر جای گذاشته نخواهد بود»۵۷
مآخذ
۱. ترجمهای از توقیع مبارک حضرت ولیّامرالله، ۲۱ مارچ ۱۹۳۰
۲. ترجمهای از توقیع مبارک حضرت ولیّامرالله ، ۸ فوریه ۱۹۳۴
۳. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۱۱
۴. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۱۲
۵. ترجمهای از دستخطّ مورّخ ۹ مارچ ۱۹۸۷ از طرف بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا
۶. قرن بدیع، صفحۀ ۶۶۶
۷. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۱۲–۱۱
۸. ترجمهای از توقیع مبارک حضرت ولیّامرالله، ۸ فوریه ۱۹۳۴
۹. ترجمهای از توقیع مبارک حضرت ولیّامرالله، ۸ فوریه ۱۹۳۴
۱۰. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۱۳
۱۱. ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۵ سپتامبر ۱۹۳۴ از طرف حضرت ولیّ امرالله به یکی از احبّا
۱۲. ترجمهای از نامۀ مورّخ ۲۷ می ۱۹۶۶ بیت العدل اعظم
۱۳. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۱۳
۱۴. مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ۳، صفحۀ ۵۰۰
۱۵. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۱۳
۱۶. ترجمهای از دستخطّ مورّخ ۲۷ می ۱۹۶۶ بیت العدل اعظم
۱۷. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۱۳
۱۸. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۱۳
۱۹. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۱۳
۲۰. ترجمهای از نامۀ مورّخ ۹ مارچ ۱۹۶۵ بیت العدل اعظم
۲۱. ترجمهای از پیام مورّخ ۶ اکتبر ١٩۶٣ خطاب به محافل روحانی ملّی
۲۲. ترجمهای از نامۀ مورّخ ۷ دسامبر ۱۹۶۹ بیت العدل اعظم خطاب به یکی از احبّا
۲۳. کتاب اقدس، بند ۴۲، صفحات ۴۲–۴۱
۲۴. کتاب اقدس، بند ۶۶، صفحۀ ۱۵۲
۲۵. کتاب اقدس، بند ۶۶، صفحات ۱۵۳–۱۵۲
۲۶. مجموعهای از الواح جمال اقدس ابهی که بعد از کتاب اقدس نازل شده ، صفحۀ ۳۷
۲۷. مجموعهای از الواح جمال اقدس ابهی که بعد از کتاب اقدس نازل شده ، صفحۀ ۱۴
۲۸. مجموعهای از الواح جمال اقدس ابهی که بعد از کتاب اقدس نازل شده ، صفحۀ ۱۴
۲۹. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۱۶–۱۵
۳۰. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۲۱
۳۱. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۲۱
۳۲. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۲۸
۳۳. ترجمهای از توقیع مبارک حضرت ولیّامرالله ، ۸ فوریه ۱۹۳۴
۳۴. مجموعهای از الواح جمال اقدس ابهی که بعد از کتاب اقدس نازل شده ، صفحۀ۳۷
۳۵. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۱۲
۳۶. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۲۱
۳۷. رحیق مختوم، جلد اوّل، ۱۹۷۳، صفحۀ ۳۷۱
۳۸. منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ۳، صفحۀ ۵۰۱
۳۹. قانون اساسی بیت العدل اعظم، صفحۀ ۲–۱
۴۰. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۲۱
۴۱. رحیق مختوم، جلد اوّل، ۱۹۷۳، صفحۀ ۳۷۱
۴۲. رحیق مختوم، جلد اوّل، ۱۹۷۳، صفحۀ ۳۷۲
۴۳. الواح وصایای مبارکه حضرت عبدالبهاء، صفحۀ ۲۱
۴۴. منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ۱، شمارۀ ۱۸۷
۴۵. منتخباتی از مکاتیب حضرت عبدالبهاء، جلد ۳، صفحۀ ۵۰۱
۴۶. ترجمهای از توقیع مبارک حضرت ولیّامرالله ، ۹ آپریل ۱۹۲۳
۴۷. مجموعه ای از الواح جمال اقدس ابهی که بعد از کتاب اقدس نازل شده، صفحۀ ۳۷
۴۸. قانون اساسی بیت العدل اعظم، صفحات ۴–۳
۴۹. ترجمهای از توقیع مبارک حضرت ولیّامرالله مورّخ ۲۵ فوریه ۱۹۵۱، خطاب به یکی از محافل ملّی
۵۰. مجموعهای از الواح جمال اقدس ابهی که بعد از کتاب اقدس نازل شده ، صفحۀ ۷۶
۵۱. ترجمهای از توقیع حضرت ولیّامرالله مورّخ خطاب به احبّای شرق و غرب، ١٩٢۴
۵۲. ترجمهای از توقیع مبارک حضرت ولیّامرالله، ۸ فوریه ۱۹۳۴
۵۳. ترجمهای از دستخطّ بیت العدل اعظم، ۲۷ می ۱۹۶۶
۵۴. ترجمهای از توقیع مبارک حضرت ولیّامرالله خطاب به احبّای امریکا، ۱۹۵۷–۱۹۴۷
۵۵. ترجمهای از توقیع مبارک حضرت ولیّامرالله، ۸ فوریه ۱۹۳۴
۵۶. ترجمهای از توقیع مبارک حضرت ولیّامرالله، ۸ فوریه ۱۹۳۴
۵۷. ترجمهای از توقیع مبارک حضرت ولیّامرالله، ۸ فوریه ۱۹۳۴