دستخطّهای بیت العدل اعظم
۴۵. مسرور از آنیم كه توجّه ما را به سؤالاتی جلب نمودید كه موجب حیرت و سرگشتگی برخی از احبّاء شده است. احسن و اولی آن كه این سؤالات آزادانه و بالصّراحه مطرح گردد تا این كه بیان نشود و مكنون در قلوب مؤمنین و باری سنگین بر دلهای مخلصین شود. وقتی كه اصول اساسیۀ ظهور حضرت بهاءالله درك شود چنین تردیدها و دودلیهایی به سهولت زائل میشوند. این بدان معنی نیست كه گفته شود امر الهی دارای اسرار و رموز نیست. مسلّماً رموز وجود دارند، امّا از نوعی نیستند كه، وقتی اصول اساسیۀ امر مبارك و حقائق مسلّمۀ هر وضعیت به وضوح درك شوند، موجب تزلزل ایمان احدی گردند.
سؤالاتی كه توسّط آحاد احبّاء مطرح می گردد در سه گروه خلاصه می شوند. گروه اوّل متمركز بر پرسش های زیر است: در حالی كه معلوم و مشهود بود كه ولی امری وجود نخواهد داشت، چرا مقدّمات انتخاب بیت العدل اعظم فراهم گردید؟ آیا زمان برای چنین اقدامی مقتضی و مناسب بود؟ آیا شورای بینالمللی بهائی نمی توانست امور را اداره نماید؟
در زمان صعود ولی محبوب امر الله، حضرت شوقی افندی، از قرائن و نیز از شرائط مصرّح در آثار مباركه، معلوم و واضح بود كه انتصاب جانشین منطبق با شرایط مندرج در الواح وصایای حضرت عبدالبهاء، برای هیكل مبارك میسّر نبود. این وضعیت، كه حضرت ولیّامرالله بدون اینكه قادر باشند جانشینی برای خویش تعیین فرمایند، صعود كردند، مسئله ای مبهم را ایجاد كرد كه در آثار صریحۀ مباركه ذكر نشده بود و می بایست به بیت العدل اعظم احاله گردد. یاران الهی باید به روشنی دریابند كه قبل از انتخاب بیت العدل اعظم هیچ پیش آگهی وجود نداشت كه ولیّ امری در آینده وجود نخواهد داشت. آحاد احبّاء هر عقیده و باوری ممكن بود داشته باشند، امّا علم و آگاهی مسلّم در این مورد وجود نداشت. حضرات ایادی امر الله، شورای بینالمللی بهائی یا هر یك از سایر هیأتهای موجود نمیتوانستند در این موضوع بسیار مهم نتیجه گیری و اتّخاذ تصمیم نمایند. تنها بیت العدل اعظم از اختیار و اقتدار لازم برای اعلام چنین موضوعی برخوردار بود. این دلیلی اضطراری و مبرم برای دعوت به انتخاب بیت العدل اعظم در اسرع وقت بود.
بعد از صعود حضرت ولیّامرالله، امور اداری بینالمللی امر مبارك توسّط حضرات ایادی امر الله، با وفاداری و موافقت كامل محافل روحانی ملّی و آحاد احبّاء صورت می گرفت. این منطبق با تعیین حضرات ایادی توسط حضرت ولیّامرالله به عنوان «حُرّاس جامعۀ جنینی جهانی حضرت بهاءالله» بود.
از همان ابتدای تصدّی امور امر الهی، حضرات ایادی متوجّه شدند چون قطعیت و یقین به هدایت الهی، آن چنان كه به طور مسلّم و تردید ناپذیری برای ولیّ امر و بیت العدل اعظم تضمین شده، نداشتند، تنها مسیر بی خطر و امن برای آنها این بود كه با قاطعیّتی انحراف ناپذیر، از هدایات و خطّ مشی حضرت شوقی افندی تبعیت نمایند. تمامی تاریخ دین هیچ سابقۀ مشابهی از چنین انضباط نفس شدید، چنین وفاداری مطلق، و چنین ایثار كاملی از سوی رهبران دیانتی را، كه خود را ناگهان از وجود هدایت ملهَم الهی محروم مشاهده میكنند، نشان نمیدهد. حقّشناسی و سپاسی را كه نوع بشر نسلها، بل اعصار و قرون آینده، به این معدود نفوس محزون و مغموم و در عین حال ثابت قدم و شجیع مدیون میباشد، خارج از حدّ احصاء و تقویم است.
حضرت ولیّامرالله نقشه های صریح، روشن و تفصیلی به عالم بهائی عنایت فرموده بودند كه دورۀ تا رضوان ۱۹۶۳، یعنی تا پایان جهاد روحانی دهساله را در بر میگرفت. از آن زمان به بعد، برای جلوگیری از مواجهۀ امر مبارك با مخاطرات، وجود هدایت الهی بیشتری ضرورت داشت. این دوّمین دلیل مبرم برای دعوت به انتخاب بیت العدل اعظم بود. اشارات حضرت ولیّامرالله در تواقیع مباركه به این نكته كه نقشه های دیگری بعد از نقشۀ ده ساله تحت هدایت بیت العدل اعظم ارائه خواهد گردید، مقتضی و مناسب بودن زمان را تأیید میكند. یكی از این اشارات عبارات زیر است كه از توقیع مبارك مورّخ ۲۵ فوریه ۱۹۵۱ خطاب به محفل روحانی ملّی جزایر بریتانیا استخراج شده است؛ توقیع مزبور در مورد نقشۀ دو سالۀ محفل ملّی مزبور است كه بلافاصله مقدّم بر جهاد كبیر اكبر روحانی دهساله بود.
آغاز مشروعات عهود آتیۀ عصر تكوین امر مبارك، كه در حیطه و محدودۀ خود جمیع محافل ملّیّۀ فعّال در سراسر عالم بهائی را در بر می گیرد، بر حصول توفیق در این نقشه، كه از نظر ابعاد بی سابقه، از لحاظ خصوصیات عدیم النّظیر، و از لحاظ امكانات و استعداد روحانی وسیع است، باید مبتنی باشد؛ مشروعاتی كه فی نفسه عبارت از مقدّمهای بر شروع نقشههای جهانی است كه در مراحل آیندۀ عصر تكوین، بیت العدل اعظم بدان مبادرت خواهد ورزید كه نمایندۀ وحدت و باعث هماهنگی و توحید مساعی محافل ملّی خواهد بود. (ترجمه ای از بيان مبارك مندرج در ص ۲۶۰ مجموعۀ The Unfolding Destiny of the British Baha'i Community)
حضرات ایادی، بعد از آن كه مدّت شش سال ادارۀ امور امر مبارك را در دست داشتند، با ایمان مطلق به آثار مباركه، احبّای الهی را دعوت به انتخاب بیت العدل اعظم نمودند، و حتّی تا آنجا پیش رفتند كه تقاضا كردند به خود ایشان رأی داده نشود. تنها مورد محزن اثر تسلیم شدن فردی به وسوسههای قدرت و سلطهطلبی، عبارت از تلاش اسفانگیز چارلز میسن ریمی برای غصب مقام ولایت امر بود.
گزیدههای زیر از یكی از الواح حضرت عبدالبهاء به وضوح و با تأكید اصولی را بیان می دارد كه احبّاء قبلاً در الواح مباركۀ وصایای حضرت مولی الوری و تواقیع متعدّدۀ حضرت ولیّامرالله با آن آشنا هستند، و اساس انتخاب بیت العدل اعظم را توضیح میدهد. این لوح توسّط نفس حضرت ولیّامرالله در سال های اوّلیّۀ قیادت هیكل مبارك، جهت انتشار در بین احبّاب، به ایران ارسال گردید:
زیرا عبدالبهاء در طوفان خطر است و از خوف اختلاف آراء در نهایت حذر... الحمدلله اسباب اختلافی نه. حضرت اعلی صبح حقیقت روشن و تابنده بر جمیع ارجاء و مبشّر نیّر اعظم ابهی و جمال مبارك موعود جمیع كتب و صحف و زبر و الواح و ظهور مجلّی طور در سدرۀ سینا و ماعدا كلّ بندۀ آن آستانیم و احقر پاسبان... مقصود اینست كه قبل از الْفْ كسی سزاوار تكلّم به حرفی نیست ولو مقام ولایت باشد. كتاب اقدس مرجع جمیع امم و احكام الهی در آن مصرّح؛ احكام غیر مذكوره راجع بقرار بیت العدل؛ دیگر اسباب اختلافی نه...زنهار زنهار مگذارید نفسی رخنه كند و القاء فتنه نماید. اگر اختلاف آرائی حاصل گردد بیت عدل اعظم فورّاً حلّ مشكل فرماید و اكثریت آراء آنچه بیان كند صرف حقیقت است؛ زیرا بیت عدل اعظم در تحت حمایت و عصمت و عفّت سلطان احدیست و او را صیانت از خطا فرماید و در ظلّ جناح عفّت و عصمت خویش محافظه نماید. هر كس مخالفت كند مردود گردد و عاقبت مقهورشود.
و بیت عدل اعظم به ترتیب و نظامی كه در انتخاب مجالس ملّت در اروپا انتخاب می شود انتخاب گردد و چون ممالك مهتدی شود بیوت عدل ممالك بیت عدل اعظم را انتخاب نماید و در هر زمان كه جمیع احبّاء در هر دیار وكلائی تعیین نمایند و آنان نفوسی را انتخاب كنند و آن نفوس هیئتی را انتخاب نمایند آن بیت العدل اعظم است والّا تأسیسش مشروط به ایمان جمیع ممالك عالم نه. مثلاً اگر وقت مقتضی بود و فساد نداشت احبّای ایران وكلائی انتخاب مینمودند و احبّای امریك و هند و سائر جهات نیز وكلائی انتخاب مینمودند و آنان بیت العدل انتخاب مینمودند، آن بیت العدل اعظم بود والسّلام. (مكاتیب جلد ۳، ص ۵۰۰)
یاران باید متوجّه باشند كه در نصوص مباركه هیچ نكته ای نیست كه اشاره داشته باشد كه فقط ولی امر الله میتواند دعوت به انتخاب بیت العدل اعظم نماید. بر عكس، حضرت عبدالبهاء دعوت به این انتخابات را در ایام حیات خویش پیش بینی فرمودند. در زمانی كه توسّط حضرت ولیّامرالله به عنوان «مظلم ترین لحظات حیات آن حضرت، تحت حكومت عبدالحمید، كه هیكل مبارك خود را آمادۀ اخراج و تبعید به نامساعدترین نواحی آفریقای شمالی می كردند» توصیف می فرمایند، و زمانی كه حتّی حیات خود هیكل مبارك مركز میثاق در مخاطره و تهدید بود، حضرت عبدالبهاء به حاجی میرزا تقی افنان، پسر خالۀ حضرت ربّ اعلی و بانی اصلی معبد عشق آباد، مكتوبی مرقوم و به ایشان امر فرمودند در صورتی كه تهدیدات علیه مركز میثاق عملی گردد، ترتیب انتخاب بیت العدل اعظم را بدهد. بخش ثانی الواح وصایای حضرت مولی الوری نیز به چنین وضعیتی مرتبط است و باید یاران الهی آن را مطالعه نمایند.
گروه دوم مسائل كه برخی از یاران را آزار می دهد بر مسألۀ معصومیّت بیت العدل اعظم و توانایی فعّالیّت آن بدون حضور ولی امر متمركز است. مشكل اخصّ از درك دلالات بیان زیر صادره از قلم حضرت ولی محبوب امر الله نشأت گرفته است:
هر گاه ولایت امر از نظم بدیع حضرت بهاءالله منتزع شود، اساس این نظم متزلزل و الی الابد محروم از اصل توارثی می گردد كه به فرمودۀ حضرت عبدالبهاء در جمیع شرایع الهی نیز برقرار بوده است. حضرت عبدالبهاء در لوحی كه به افتخار یكی از احبّای ایران نازل گردیده می فرمایند: «در جمیع شرایع الهیّه ولد بكر امتیازات فوق العاده داشته حتّی میراث نبوّت تعلّق به او داشت.» بدون این مؤسّسه وحدت امر الله در خطر افتد و بنیانش متزلزل گردد و از منزلتش بكاهد و از واسطۀ فیضی كه بر عواقب امور در طی دهور، احاطه دارد بالمرّه بی نصیب ماند و هدایتی كه جهت تعیین حدود و وظائف تقنینیۀ منتخبین ضروری است سلب شود. (دور بهائی، ص ۸۲)
یارانی كه مایلند در زمان حاضر دركی روشن تر از این بیان داشته باشند، باید آن را با توجّه به بسیاری از بیانات مباركۀ دیگر كه به همین موضوع مربوط می شود، مدّ نظر قرار دهند. فی المثل به فقرات ذیل كه از آثار حضرت شوقی افندی استخراج شده توجّه نمایند:
آنها (حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء)...با بیانی صریح و قاطع دو مؤسّسۀ توأمان بیت العدل و ولایت امر الله را به عنوان جانشینان خویش معین فرمودهاند كه وظائفشان عبارت است از اجراء اصول و ترویج حدود و محافظۀ مؤسّسات و تطابق حكیمانۀ امر الله با مقتضيات زمان و تحقّق میراث مرغوب خللناپذیر بانی بنیان امر یزدان در عالم امكان. (توقیع مورّخ ۲۱ مارس۱۹۳۰، نظم جهانی بهائی، ص ۲۵)
و نیز هر یك از اهل بهاء باید بداند كه مؤسّسۀ ولایت امر الله به هیچ وجه اختیاراتی را كه حضرت بهاءالله در كتاب اقدس و حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا به بیت العدل اعظم تفویض فرمودهاند سلب نمی نماید و به هیچ منوال با مندرجات الواح وصایا و الواح حضرت بهاءالله تضادّی را به وجود نمی آورد و هرگز دستورات منزلۀ مباركهاش را باطل نمی سازد. بلكه بر عكس، مؤسّسۀ ولایت امر الله بر وَقر و اعتبار بیت العدل اعظم می افزاید و بدون آن كه سر موئی به حریم حكومت و وظائفش كه در نصوص مباركه مصرّح گشته تجاوز نماید، مقام منیعش را ثبات می بخشد و وحدتش را حفاظت میكند و مجهوداتش را مداومت می دهد. ما هنوز از لحاظ زمانی به این سند عظیم، یعنی الواح وصایا، بسیار نزدیكیم و از ادراك كامل مضامینش و از اطّلاع بر اسرار مكنونهاش عاجز و ناتوان. (توقیع ۲۷ فوریه ۱۹۲۹، نظم جهانی بهائی، ص ۱۲)
از این بیانات كاملاً واضح و روشن است كه ولی امر، مبیّن آیات الله و بیت عدل اعظم واضع احكام غیر منصوصه است. تفسیر و تبیین ولایت امر در دایرۀ خویش همان قدر مورد تمكین و انقیاد است كه قوانین موضوعۀ بیت عدل كه حقوق و امتیازاتش وضع قوانین و احكام غیر منصوصۀ حضرت بهاءالله است. هیچ یك از این دو نمیتواند به حدود مقدّسۀ دیگری تجاوز نماید و هرگز نیز تعدّی نخواهد نمود. هیچ یك در صدد تزییف سلطه و اختیارات مخصوصۀ مسلّمۀ دیگری كه از طرف خداوند عنایت گشته است بر نخواهد آمد. (دور بهائی، ص ۸۵)
هر یك...قدرت و اختیارات و حقوق و امتیازات خود را در حدود مشخّصه اعمال می نماید و قدرت و اختیارات و حقوق و امتیازات این دو مؤسّسه هیچ یك با یكدیگر متناقض نیست. (همان، ص ۸۲)
هر چند ولی امر رئیس لاینعزل این مجلس فخیم است، معهذا نمیتواند بنفسه حتّی به طور موقّت واضع قوانین و احكام گردد و يا تصمیمات اكثریت اعضای مجلس را الغاء نماید. (همان، ص ۸۵)
از آن گذشته، این كلام حضرت بهاءالله قلوب احبّاء را مطمئن نماید:
ید قدرت الهیّه این امر نازنین را بر اساس متین و محكم استوار فرموده كه طوفان انقلابات عالم كَون بنیان آن را هرگز منهدم ننماید و اوهام بشر آن را متزلزل نسازد. (ترجمۀ بیان مبارك مندرج در دور بهائی، ص ۲۵)
و این بیان حضرت عبدالبهاء آنها را دلگرم سازد:
فی الحقیقه، یفعل الله ما یشاء؛ هیچ چیز نمیتواند میثاقش را متزلزل سازد؛ هیچ چیز نمیتواند مانع از نزول الطافش گردد یا با امرش مخالفت كند؛ یفعل ما یرید و ما یشاء و انّه هو المقتدر علی الاشیاء كلّها. (ترجمه- Tablets of Abdul-Bahaجلد سوم، ص ۵۹۸)
یاران الهی باید درك كنند كه بیت العدل اعظم قبل از وضع قانون در هر موردی، ابتدا به مطالعۀ دقیق و جامع آثار مقدّسۀ مباركه و تواقیع منیعۀ حضرت ولیّامرالله در خصوص موضوع مورد نظر خواهد پرداخت. تبیینات مكتوب حضرت ولی محبوب امر الله گسترۀ وسیعی از مواضیع را در بر می گیرد و مانند نفس نصوص مباركه واجب الاطاعه است.
بین تبیینات حضرت ولیّامرالله و توضیحات بیت العدل اعظم در اجرای وظیفهاش كه مذاكره «در آنچه اختلاف واقع یا مسائل مبهمه و یا مسائل غیر منصوصه»۱ میباشد، تفاوت عمیقی وجود دارد. ولی امر الله معانی حقیقی آثار مباركه را بیان میفرماید؛ تبییناتش بیان حقیقت است و غیر قابل تغییر و تبدیل. به بیان حضرت ولیّامرالله «حقّ مسلّم تشریع احكام غیر منصوصۀ بهائی فقط مختصّ بیت العدل اعظم است»۲ . بیانیههای بیت العدل اعظم، كه توسّط خودِ بیت العدل اعظم قابل اصلاح یا القاء هستند، مكمّل شریعة الله و وسیلۀ اجرای آن هستند. اگر چه بیت العدل اعظم دارای وظیفۀ تبیین نیست، امّا در موقعیّتی قرار دارد كه هر آنچه برای استقرار و تثبیت نظم جهانی حضرت بهاءالله در بسیط غبراء ضروری باشد، انجام دهد. وحدت عقاید با وجود متون موثّق آثار مباركه و تبیینات كثیرۀ حضرت عبدالبهاء و حضرت شوقی افندی، همراه با نهی اكید هر گونه اعلام تبیینات «موثّق» یا «ملهَم» یا غصب مقام و وظیفۀ ولایت، حفظ و صیانت می شود. وحدت امور اداری و اجرایی با اقتدار و اختیارات بیت العدل اعظم تضمین می گردد.
حضرت ولیّامرالله می فرمایند، «چنین است كلمۀ ثابت و تغییر ناپذیر امر الهی و در عین حال چنین است انعطاف پذیری وظائف مجریان امر بهائی. آن تغییر ناپذیری كلمة الله هویّت امر بهائی را ثابت و اصالت احكامش را محفوظ می دارد و این انعطاف پذیری سبب می شود كه هیكل زندۀ امر الله رشد و نموّ نماید و خود را با حوائج و مقتضیات جامعۀ دائم التّغییر بشری منطبق و موافق سازد.» ۳
هر مؤمن واقعی، اگر دركی عمیق از امر حضرت بهاءالله داشته باشد، باید ایمان عمیق به تأثیر مطمئن و دائمی پیام و میثاق آن حضرت را با تصدیق خاضعانۀ این نكته تركیب نماید كه احدی از نسل او نمیتواند ادّعا كند كه وسعت امر الهی را به طور كامل درك نموده یا قوا، استعدادها و رموز كثیرۀ مندمج در آن وقوف یافته است. كلام حضرت ولیّامرالله شاهدیست وافی و گواهیست كافی بر این حقیقت:
چه عظیم است ظهور حضرت بهاءالله و چه وسیع است فیوضات و مواهب این زمان كه نصیب عالم انسانی است و چه نارسا و قلیل است فهم و ادراك ما از عظمت و جلال آن ظهور بی همتا. نسل حاضر به این ظهور اعظم نزدیكتر از آن است كه بتواند از قدرت و قوّت امر بهاءالله باخبر گردد و خواصّ ممتاز بی نظیر و اسرار مكنون و مستورش را چنانكه باید و شاید ادراك نماید. ۴
مولای محبوب ما در الواح مباركۀ وصایا از ما خواستهاند كه نه تنها بدون هیچ قید و شرطی آن (نظم بدیع جهان آرای حضرت بهاءالله) را اختیار كنیم، بلكه مزایای آن را برای جمیع اهل عالم مشهود و معلوم سازیم. مساعی ما برای تخمین ارزش كامل و درك اهمّیّت دقیق آن در مدّتی چنین كوتاه كه از زمان ایجاد آن میگذرد، اقدامی بسیار زود هنگام و جسورانه خواهد بود. برای برخورداری از دركی واضحتر و كاملتر از شرایط و دلالات آن، باید به زمان و هدایات بیت العدل اعظم الهی اعتماد كنیم... (ترجمه توقیع ۲۳ فوریه ۱۹۲۴ مندرج در صفحه ۶۲ Bahai Administration)
و امّا آنچه راجع به ترتیب و تمشیت امور روحانیّۀ احبّا است همانا تقویت اساس محافل مقدّس روحانیست در تمام نقاط؛ چه كه بر این اساس محكم متین در مستقبل ایّام بیت عدل اعظم الهی استوار و برقرار گردد و چون این بنیان اعظم بر این اساسِ اقوم مرتفع شود، نوایای مقدّسۀ الهیّه و حِكَم و معانی كلّیّه و رموز و حقائق ملكوتیّه كه در وصایای مباركه الهامات غیبی حضرت بهاءالله ودیعه گذاشته، به تدریج ظاهر و آشكار گردد و جلوه نماید. (از توقیع ۱۹دسامبر ۱۹۲۳ خطاب به محفل مقدّس روحانی طهران، منتخبات توقیعات مباركه، طبع ۱۰۵ بدیع، ص ۴۷)
بیاناتی از این قبیل نشان می دهد كه معنای كامل الواح وصایای حضرت عبدالبهاء و نیز درك دلالات نظم جهانی كه سند متعالی و شگفت انگیز مزبور، طلیعۀ آن است، تنها به تدریج در مقابل اعین افراد بشر و بعد از ایجاد بیت العدل اعظم میتواند مشهود و آشكار گردد. از یاران خواسته می شود كه به زمان اعتماد داشته باشند و منتظر هدایات بیت العدل اعظم باشند، كه منطبق با مقتضیات، بیانیه هایی را صادر خواهد كرد كه مواضیع مبهمه را حلّ و واضح خواهد ساخت.
گروه سوم از مسائل و سؤالات توسّط یارانی مطرح میشود كه نگران جزئیات فعّالیّت بیت العدل اعظم در غیاب ولیّ امر، بخصوص موضوع اخراج اعضاء بیت العدل، هستند. چنین مسائلی در قانون اساسی بیت العدل اعظم، كه تدوین آن از جمله اهداف نقشۀ نهساله میباشد، توضیح داده خواهد شد. در این ضمن، به اطّلاع یاران میرساند كه هر عضوی كه مرتكب گناهی شود كه «در حق عموم ضرری حاصل شود»۵ با رأی اكثریتِ خودِ بیت العدل اعظم می توان او را از عضویت منفصل نمود. اگر معاذ الله، عضوی از اعضاء مرتكب نقض عهد شود، موضوع توسّط حضرات ایادی امر الله مورد تحقیق و تفحّص قرار خواهد گرفت و ناقض میثاق، مانند هر فرد دیگری از احبّاء، با تصمیم حضرات ایادی امر الله مقیم ارض اقدس و تصویب بیت العدل اعظم از جامعه اخراج خواهد شد. تصمیم حضرات ایادی در چنین قضیه ای توسّط بیت العدل اعظم به عالم بهائی اعلام خواهد گردید.
اطمینان داریم كه وقتی شما این مكتوب را به اطّلاع احبّاء برسانید و بیانات مباركه و آثار حضرت ولیّامرالله كه نقل گردید مورد توجّه آنان واقع گردد، تردیدها و دودلی های آنها زائل خواهد شد و قادر خواهند بود مساعی خویش را صرف انتشار پیام حضرت بهاءالله نمایند و اطمینان راسخ داشته باشند كه سطوت میثاق بر جمیع امتحانات و افتتاناتی كه به عنایت مرموز الهی نازل می گردد غالب خواهد شد و به این ترتیب توانایی خود را برای نجات جهانی مبتلا به مصائب و بلایا و اهتزاز رایت سمحای ملكوت الهی بر بسیط غبراء به منصّۀ ظهور خواهد رسانید. (ترجمۀ پیام ۹مارس ۱۹۶۵ خطاب به یكی از محافل روحانی ملّی، مندرج در Wellspring of Guidance ، ص ۵۶-۴۴)
۴۶. شما ضمن استناد به بیان حضرت ولیّامرالله كه «...اگر محیط مساعدی به وجود می آمد كه بهائیان ایران و كشورهای همجوار تحت تسلّط روسیه می توانستند نمایندگان خود را انتخاب نمایند، دیگر مانعی در تشكیل بیت العدل عمومی نبود»۶ در خصوص مناسبت زمانی انتخابات بیت العدل اعظم سؤال كردهاید. حضرت ولیّامرالله در تاریخ ۱۹ آوریل ۱۹۴۷ در مكتوبی كه منشی هیكل مبارك از طرف ایشان در جواب یكی از آحاد احبّاء كه در خصوص همین بیان سؤال كرده بود، چنین می فرمایند، «در زمانی كه هیكل مبارك به روسیه اشاره فرمودند، احبّاء در این كشور حضور داشتند. اكنون جامعه عملاً در آنجا وجود ندارد؛ بنابراین تشكیل بیت العدل عمومی را نمی توان منوط به تشكیل محفل روحانی ملّی روسیه نمود. امّا سایر محافل روحانی ملّی قوی، قبل از آن كه بتوان بیت العدل را تأسیس كرد، باید تشكیل شوند». (ترجمه)
شما این احتمال را مطرح كرده اید كه جهت حفظ مصالح امریه برخی از اطّلاعات مربوط به جانشینی حضرت شوقی افندی از آحاد احبّاء دریغ می شود. ما به شما اطمینان می دهیم كه هیچ چیز بنا به هر دلیلی از احبّاء دریغ نمیگردد. ابداً تردیدی نیست كه حضرت شوقی افندی، در الواح مباركۀ وصایا، دارای اختیار برای انتصاب جانشین خود بودند، اما ایشان فرزندی نداشتند و جمیع اغصانِ در قید حیات نيز نقض عهد كرده بودند. به این ترتیب همان طور كه حضرات ایادی امر الله در سال ۱۹۵۷ اعلام كردند۷، واضح و بدیهی است كه احدی وجود نداشت كه ایشان بتوانند طبق مضامین الواح مباركۀ وصایا به عنوان جانشین خود منصوب فرمایند. بدیهی است، اقدام برای انتصاب خارج از شرایط واضح و مصرّح الواح مباركۀ وصایای حضرت مولی الوری در نظر حضرت ولیّامرالله، محافظ و مدافع میثاق كه به الهام الهی منصوب گردیده بودند، اقدامی مستحیل و غیر قابل تصوّر بود. مضافاً، همان طور كه واقفید همین الواح وصایا وسیله ای واضح برای تأیید انتصاب جانشین توسّط حضرت ولیّامرالله تعیین كرده است. نه نفر از حضرات ایادی می بایست توسّط هیأت ایادی انتخاب شوند و با رأی مخفی انتخاب ولی امر را مورد تصدیق قرار دهند. در سال ۱۹۵۷ كلّ هیأت ایادی، بعد از تحقیق و بررسی كامل این موضوع، اعلام كردند كه حضرت شوقی افندی نه جانشینی منصوب فرمودهاند و نه وصیت نامه ای از خود به جای گذاشتهاند. این موضوع مستند و تثبیت شده است.
این واقعیّت را كه حضرت شوقی افندی هیچ وصیّتنامهای از خود به جای نگذاشتند نمیتوان به عنوان مدركی دالّ بر قصور ایشان در اطاعت از حضرت بهاءالله اقامه نمود، بلكه باید تصدیق كنیم كه در نفسِ سكوت ایشان حكمتی و نشانه ای از هدایت مصون از خطای ایشان وجود دارد. ما باید عمیقاً در آثاری كه در دست داریم تأمّل و تفكّر نماییم و سعی كنیم اشارات و دلالات كثیرۀ مندمج در آنها را دریابیم. فراموش نكنید كه حضرت شوقی افندی فرمودند برای دركی فزاینده نسبت به نظم جهانی حضرت بهاءالله دو امر لازم است: مضی زمان و هدایت بیت العدل اعظم.
عصمت بیت العدل اعظم، كه در حیطۀ مقدّر خود فعّالیّت میكند، منوط به حضور ولیّ امر الله در زمرۀ اعضاء آن نشده است. اگر چه در حیطۀ تبیین، بیانیّههای حضرت ولیّامرالله مطاع است، در زمینۀ شركت ولیّ امر در تشریع، همیشه تصمیم نفسِ بیت العدل باید غالب باشد. این موضوع در این كلام حضرت ولیّامرالله مورد تأیید واقع شده است، تفسیر و تبیین ولایت امر در دایرۀ خویش همان قدر مورد تمكین و انقیاداست كه قوانین موضوعۀ بیت عدل كه حقوق و امتیازاتش وضع قوانین و احكام غیر منصوصۀ حضرت بهاءالله است. هیچ یك از این دو نمیتواند به حدود مقدّسۀ دیگری تجاوز نماید و هرگز نیز تعدّی نخواهد نمود. هیچ یك در صدد تزییف سلطه و اختیارات مخصوصۀ مسلّمۀ دیگری كه از طرف خداوند عنایت گشته است بر نخواهد آمد.
هر چند ولی امر رئیس لا ینعزل این مجلس فخیم است، معهذا نمیتواند بنفسه حتّی به طور موقت واضع قوانین و احكام گردد و یا تصمیمات اكثریت اعضای مجلس را الغاء نماید؛ ولیكن هر گاه تصمیمی را وجداناً مباین با روح آیات مُنزله تشخیص دهد باید ابرام و تأكید در تجدید نظر آن نماید.۸
امّا، غیر از فعّالیّت به عنوان یك عضو و رئیس مقدّس ابدی بیت العدل اعظم، حضرت ولیّامرالله، در حیطۀ فعّالیّت خود، حقّ و وظیفۀ «تعیین حدود و وظائف تقنینیۀ»۹ بیت العدل اعظم را داشتند. به عبارت دیگر، ایشان اختیار داشتند اعلام نمایند كه آیا موضوعی از قبل در متون نصوص مقدّسه و آثار مباركه وجود داشت یا نداشت و بنابراین آیا در زمرۀ اختیارات بیت العدل اعظم بود كه در زمینۀ مزبور به تشریع احكام بپردازند یا خیر. هیچ نفس دیگری به جز ولیّ امر الله حقّ یا اختیار ندارد كه چنین مواضیعی را تعریف كند. بنابراین این سؤال مطرح می شود كه در غیاب ولیّ امر الله، آیا بیت العدل اعظم در خطرِ انحراف و خروج از حیطۀ صحیح و دقیق خود و در نتیجه ارتكاب خطا نیست؟ در اینجا باید سه نكته را مدّ نظر قرار دهیم: اوّل آنكه، حضرت شوقی افندی در طول سی و شش سال ولایت خود، بیانات لاتعدّ و لاتحصایی عنایت فرمودهاند كه تبیینات حضرت عبدالبهاء و نفس حضرت بهاءالله را تكمیل میكند. همان طور كه قبلاً به یاران اعلام شده است، مطالعۀ دقیق آثار مقدّسه و تبیینات مباركه در هر موضوعی كه بیت العدل اعظم قصد وضع حكمی در آن مورد داشته باشد، همیشه مقدّم بر اقدام به تشریع خواهد بود. دوم آن كه، بیت العدل اعظم كه فی نفسه مطمئن و مؤیّد به هدایت الهیّه است، كاملاً از غیبت ولیّ امر آگاهی دارد و تنها زمانی اقدام به تشریع میكند كه از حیطۀ تشریع خود مطمئن باشد، حیطه ای كه حضرت ولیّامرالله در كمال اطمینان به عنوان «اختیارات معیّنه»۱۰ توصیف می فرمایند. سوم آنكه، نباید بیانیۀ مكتوب حضرت ولیّامرالله در مورد این دو مؤسّسه را فراموش كنیم: «هیچ یك از این دو نمیتواند به حدود مقدّسۀ دیگری تجاوز نماید و هرگز نیز تعدّی نخواهد نمود.» ۱۱
و امّا در خصوص نیاز به استنباط و استنتاج از آثار مقدّسه جهت مساعدت به تدوین احكام و تشریع توسّط بیت العدل اعظم، به بیان زیر صادره از یراعۀ حضرت عبدالبهاء توجّه باید نمود:
مسائل كلّیه كه اساس شریعت الله است منصوص است ولی متفرّعات راجع به بیت العدل و حكمت این است كه زمان بر یك منوال نماند تغیّر و تبدّل از خصایص و لوازم امكان و زمان و مكان است لهذا بیت العدل به مقتضای آن مجری مینماید. ۱۲
همچه ملاحظه نشود كه بیت العدل به فكر و رأی خویش قراری دهد؛ استغفرالله. بیت العدل بالهام و تأیید روح القدس قرار و احكام جاری نماید زیرا تحت وقایت و حمایت و صیانت جمال قدم است و آنچه قرار دهد اِتّباعش فرض مسلّم و واجبِ متحتّم است ابداً مفرّی از برای نفسی نه۱۳.
قل یا قوم اِنّ بیت العدل الاعظم تحت جناح ربّكم الرّحمن الرّحیم أی صونه و حمایته و حفظه و كلائته لأنّه امر المؤمنین و الموقنین باطاعة تلك العصبة الطّیبة و الثّلّة المقدّسة القاهرة فسلطتها ملكوتیة رحمانیّة و احكامها الهامیّة روحانیّة. ۱۴
باری مقصود و حكمت ارجاع احكام مدنیه به بیت العدل این است و در شریعت فرقان نیز جمیع احكام منصوص نبود بلكه عشر عشر معشار منصوص نه اگر چه كلّیۀ مسائل مهمّه مذكور ولی البتّه یك كرور احكام غیر مذكور بود. بعد علماء به قواعد اصول استنباط نمودند و در آن شرایع اوّلیّه افراد علماء استنباطهای مختلف مینمودند و مجری می شد. حال استنباط به هیأت بیت العدل است و استنباط و استخراج افراد علماء را حكمی نه، مگر آنكه در تحت تصدیق بیت عدل درآید و فرق همین است كه از استنباط و تصدیق هیأت بیت عدل كه اعضایش منتخَب و مسلّم عموم ملّت است اختلاف حاصل نمی گردد ولی از استنباط افراد علماء حكماً اختلاف حاصل شود و باعث تفریق و تشتیت و تبعیض گردد و وحدت كلمه بر هم خورَد و اتّحاد دین الله مضمحل شود و بنیان شریعت الله متزلزل گردد. ۱۵
در نظم حضرت بهاءالله وظائف معینی وجود دارد كه برای مشروعات مشخّصی تعیین شده، و سایر وظایف بالمشاركه انجام می شود، حتّی اگر در زمینۀ خاصّ و تخصّص یكی یا دیگری باشد. فی المثل، اگر چه حضرات ایادی امر الله وظائف معیّن صیانت و تبلیغ را به عهده دارند، و در این فعّالیّت ها متبحّر هستند، وظیفۀ بیت العدل اعظم و محافل روحانی نیز صیانت و تبلیغ امر الله است، مسلّماً تبلیغ وظیفۀ مقدّسی است كه به عهدۀ جمیع مؤمنین به حضرت بهاءالله گذاشته شده است. همچنین، اگر چه بعد از حضرت مولی الوری، تبیین موثّق و مجاز منحصراً در حیطۀ اختیار حضرت ولیّامرالله است، و اگر چه تشریع منحصراً وظیفۀ بیت العدل اعظم است، امّا این دو مؤسّسه به بیان حضرت ولیّامرالله، «در مقاصد و نوایا همواره متّحدند»۱۶ . «هدف مشترك و اساسی این دو مؤسّسه آن است كه همواره سلطه و اختیاراتی را كه من جانب الله بوده و از نفس مظهر ظهور سرچشمه گرفته است حفظ نماید و وحدت پیروان آئینش را محفوظ دارد و اصالت و جامعیت تعالیمش را صیانت كند.» ۱۷ در حالی كه بیت العدل اعظم نمیتواند هر گونه وظیفه ای را كه منحصراً به ولی امر الله تعلّق دارد به عهده بگیرد، امّا باید همچنان هدف مشترك بین خود و مقام ولایت امر الله را دنبال نماید.
همانطور كه با نقل بیانات بسیاری خاطر نشان ساخته اید، حضرت شوقی افندی مكرّراً تفكیك ناپذیری این دو مؤسّسه را مورد تأكید قرار دادهاند. اگر چه آشكارا ایشان فعّالیّت توأمان این دو را پیش بینی فرمودند، منطقاً نمی توان از آن استنتاج نمود كه یكی در غیاب دیگری قادر به فعّالیّت نیست. در طی سی و شش سال تمام ولایت امر الله، حضرت شوقی افندی بدون بیت العدل اعظم فعّالیّت كردند. حال، بیت العدل اعظم باید بدون ولی امر الله فعّالیّت كند، اما اصل تفكیك ناپذیری همچنان به قوّت خود باقی است. ولایت امر الله، صرفاً به این علّت كه ولیّ امری در قید حیات نیست، اهمّیّت و مقام خود را در نظم حضرت بهاءالله از دست نمی دهد. ما باید از دو حدّ افراط و تفریط پرهیز كنیم: یكی آن كه استدلال شود چون ولیّ امری وجود ندارد پس تمام آنچه كه در مورد ولایت امر الله و مقام آن در نظم جهانی بهائی نوشته شده مكتوبی است كه جز نامی از آن باقی نمانده است؛ و دیگر آنكه چنان تحت تأثیر اهمّیّت ولایت امر قرار گیریم كه قوّت میثاق را قلیل شماریم یا وسوسه شویم كه با نصوص صریحه چنان به مصالحه برسیم كه به طریقی «ولیّ امری» پیدا كنیم.
خدمت به امر الهی مستلزم وفاداری و صداقت و ایمان تزلزل ناپذیر به ذات خداوندی است. در دست گرفتن مسئولیّت امر آتیۀ الهی در دستان خود و بدون ملاحظۀ نصوص واضحه و محدودیتهای خودمان؛ تلاش برای فرستادن آن به راههایی كه مایلیم بدان سوی متمایل شود؛ نه تنها منجر به خیر و مصلحت نمیشود بلكه منشأ شرّ و فساد خواهد بود. این امرِ او است. او وعده داده است كه نورش هرگز خاموشی نپذیرد. نقش ما این است كه در نهایت استقامت و استحكام به كلام منزله و مشروعاتی كه حضرتش برای صیانت از میثاقش خلق فرموده، متمسّك شویم.
دقیقاً در این رابطه است كه احبّاء باید اهمّیّت خضوع و صداقتِ تعقّلی و فكری را در یابند. در ادوار ماضیه، به این علّت كه مؤمنین به ظهور الهی بیش از حدّ مشتاق بودند پیام الهی را در چارچوب تفكّر محدود خویش قرار دهند؛ اصول اعتقادی را ورای قدرت و توان خود تعریف كنند؛ اسرار و رموزی را كه تنها حكمت و تجربۀ عصر بعد از آن قابل دركش میساخت توضیح دهند؛ حقّانیت امری را به این علّت كه مطلوب و ضروری به نظر میرسید مورد مباحثه و استدلال قرار دهند؛ خطاهای بسیاری رخ نمود. ما باید از چنین مصالحه هایی با حقیقت اساسی، از چنین غرور و نَخوَت فكری با دقّت و صداقت، اجتناب نماییم.
اگر برخی از بیانیه های بیت العدل اعظم تفصیلی نیست، یاران باید متوجّه باشند كه علّت آن مخفی كاری و پنهان كاری نیست، بلكه عزم جزم این هیأت است كه از تبیین تعالیم اجتناب نماید و حقیقت بیانات حضرت ولیّامرالله را صیانت نماید كه فرمودند: «رهبران ادیان و مروّجان فرضیّههای سیاسی و رؤسای جوامع انسانی...نباید آنی در اصل و اعتبار و كیفیت مؤسّسات و تشكیلات بهائی كه اهل بهاء در سراسر جهان۱۸ به بنایش مشغولند ادنی شكّ و شبههای نمایند. زیرا همۀ آنها در گنجینۀ تعالیم و آثار بهائی موجود و مذكور است و هرگز ابهامی در میان نیست كه مجال دهد تا فساد و دخالت های بیجا و تفسیرهای غیر مجاز در آن نظم بدیع راه یابد.» ۱۹
در این امر مبارك، بین تبیین موثّق و تبیین یا دركی كه هر یك از افراد با مطالعۀ تعالیم برای خود به آن می رسد، وجه تمایزی بارز و روشن وجود دارد. در حالی كه وجه اوّل محصور و منحصر به حضرت ولیّامرالله است، وجه ثانی، بنا به هدایتی كه از نفسِ حضرت ولیّامرالله به ما عنایت شده، به هیچ وجه نباید سركوب و منكوب گردد. در واقع، چنین تبیین فردی ثمرۀ قوّۀ عقل و منطق انسان تلقّی می شود و منتجّ به درك بهتر تعالیم مباركه میگردد، مشروط بر آنكه هیچ مجادله یا مباحثه ای در میان احبّاء ایجاد نشود و فرد دریابد و توضیح دهد كه این صرفاً آراء و نظرات خود او است. ۲۰ با رشد درك شخص از تعالیم مباركه تبیینات فردی نیز مستمرّاً متحوّل میشوند. حضرت ولیّامرالله توضیح دادهاند كه، «عمیق شدن در امر الهی به معنای خواندن آثار مباركۀ حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء به میزانی است كه بتوانیم آنها را به همان شكل بی پیرایه و خالص خود به دیگران عرضه نماییم. بسیاری از نفوس هستند كه دارای نظریات سطحی در مورد امر مبارك میباشند. لهذا، آن را با انواع آراء و نظریاتِ خود به سایرین عرضه می كنند. از آنجا كه امر الهی هنوز در دوران طفولیت خود به سر می برد ما باید بسیار دقّت كنیم مبادا مرتكب این خطا شویم و به نهضت مقدّسی كه این قدر مورد مدح و ستایش ما است، صدمه و لطمه وارد كنیم. در مطالعۀ امر مبارك حدّ و مرزی وجود ندارد. هر چه بیشتر آثار مباركه را بخوانیم حقایق بیشتری را در آنها كشف خواهیم كرد و بیشتر متوجّه می شویم كه عقاید پیشین ما آمیخته به خطا بوده است.» ۲۱ بنابراین، اگر چه بینش های فردی میتوانند آموزنده و مفید باشند، امّا در عین حال ممكن است گمراه كننده نیز باشند. لذا، یاران باید یاد بگیرند كه به آراء و نظرات دیگران گوش فرا دهند بدون آنكه بیش از اندازه مبهوت یا متوحّش گردند یا اجازه دهند در ایمان آنها خللی وارد شود، و نظرات خود را نیز بیان كنند بدون اینكه بخواهند آنها را به سایر احبّاء تحمیل نمایند.
امر الهی مانند هر موجود زندهای، حیّ، پویا، درحال رشد و توسعه است. بارها با بحران هایی مواجه شده كه احبّاء را متحیّر و سرگردان ساخته، امّا هر دفعه امر مبارك، كه به وسیلۀ مقصد ثابت و تغییر ناپذیر الهی به پیش سوق داده می شود، بر بحرانها غلبه نموده و به مراتب و مراقی مرتفع تری صعود كرده است.
هر قدر ناتوانی ما در درك اسرار و دلالات صعود حضرت شوقی افندی عظیم باشد، حبل متینی كه جمیع باید در نهایت اطمینان بدان متشبّث باشیم، عهد و میثاق است. لحن مؤكّد و پر حرارت الواح وصایای حضرت عبدالبهاء در این زمان، همانند زمان صعود طلعت میثاق، محافظ و صیانت كنندۀ امر الهی است:
مرجع كلّ كتاب اقدس و هر مسئلۀ غیر منصوصه راجع به بیت عدل عمومی و بیت عدل آنچه بالاتّفاق و یا به اكثریت آراء تحقّق یابد همان حقّ و مراد الله است. مَن تَجاوَزَ عنه فَهُوَ مِمَّن اَحَبَّ الشِّقاق و اَظهَرَ النّفاق وَ اعْرَضَ عن رَبِّ المیثاق... ۲۲
باید كلّ اقتباس از مركز امر و بیت عدل نمایند و ما عَداهما كلّ مخالف فی ضلال مبین. ۲۳
بیت العدل اعظم كه بنا به بیان حضرت ولیّامرالله در نظر نسل های آتیه به عنوان «آخرین ملجأ و ملاذ مدنیّتی متزلزل و لرزان»۲۴ تلقّی خواهند كرد، هم اكنون، در غیاب ولیّ امر الله، تنها مؤسّسه ای در عالم است كه از هدایت مصون از خطا برخوردار و مرجع كلّ میباشد و مسئولیّت تضمین وحدت و پیشرفت امر الهی طبق كلام نازلۀ خداوندی، به عهدۀ آن میباشد. بیاناتی از حضرت مولی الوری و حضرت ولیّامرالله وجود دارد كه نشان می دهد بیت العدل اعظم، علاوه بر آنكه بالاترین هیأت تشریعیۀ امر الهی است، هیأتی مرجع كلّ و «تارك و رأس» نظم اداری بهائی، و نیز «اعلی مقام ممالك متّحدۀ بهائی»۲۵ نیز میباشد. حضرت ولیّامرالله در آثار مباركۀ خویش وظائفی اساسی مانند تدوین نقشه های تبلیغی جهانی آینده، هدایت امور اداری امر الله، و هدایت، سازماندهی و توحید مساعی امریه در سراسر عالم را برای بیت العدل اعظم بالصّراحه تعیین فرمودهاند. مضافاً، هیكل مبارك در كتاب «گاد پاسز بای» می فرمایند: «كتاب مستطاب اقدس...علاوه بر احكام و قواعد و حدود و فرائضی كه نظم بدیع الهی بر آن قائم و مؤسّس است، این سفر قویم، وظیفۀ مقدّسۀ تبیین آیات را كه به مرجع منصوص و مبیّن مخصوص محوّل گردیده، همچنین مؤسّسات ضروریه ای را كه حافظ وحدت و جامعیت امر الهی است به صراحتِ بیان تعیین و تنصیص مینماید.» ۲۶ همچنین در توقیع «دور بهائی» مرقوم فرمودهاند كه فقط اعضاء بیت العدل اعظم «مهابط هدایت و الهامات الهیّهاند نه هیئت منتخِبین كه راًساً یا به طور غیر مستقیم ایشان را انتخاب می نمایند و این الهام همانا روح حیات و حافظ نهایی این ظهور اعظم است»۲۷.
همان طور كه بیت العدل اعظم قبلاً اعلام نموده است۲۸ ، نمیتواند قانونی وضع كند كه انتصاب جانشینی برای حضرت شوقی افندی را میسّر سازد، و نیز نمیتواند به تشریع قوانینی بپردازد كه انتصاب تعداد بیشتری ایادی امر الله را امكان پذیر نماید۲۹ ، امّا باید آنچه در قوّه دارد برای تضمین اجرای جمیع آن وظائفی كه با این دو مؤسّسۀ قویم و متین در آن مشترک است به كار ببرد. باید برای اجرای صحیح وظائف صیانت و تبلیغ در آتیۀ ایّام كه هیأتهای اداری با مؤسّسۀ ولایت امر الله و حضرات ایادی امر الله در آن شریكند، شرایطی را تمهید ببیند؛ باید در غیاب ولیّ امر الله، طبق بیان حضرت عبدالبهاء كه ذیلاً نقل می گردد، حقوق الله را دریافت و هزینه كند، «تصرّف در حقوق جزئی و كلّی جائز ولی باذن و اجازۀ مرجع امر»۳۰ ؛ باید در قانون اساسی خود شرایطی را برای اخراج هر یك از اعضاء خود كه مرتكب گناهی گردد كه «در حقّ عموم ضرری حاصل شود»۳۱ ، پیش بینی نماید. بالاتر از همه، باید با ایمان كامل به حضرت بهاءالله، امر مباركش را اعلان و ابلاغ و احكام و حدودش را تنفیذ نماید تا صلح اعظم در نهایت اتقان در این عالم تأسیس گردد و ایجاد ملكوت الهی بر وجه ارض تحقّق یابد. (ترجمۀ دستخطّ مورّخ ۲۷ می ۱۹۶۶ خطاب به يكی از احبّاء، مندرج در صص ۹۱–۸۱ مجموعۀ پيامهای بيت العدل اعظم از ۱۹۸۳–۱۹۶۳ موسوم به Wellspring of Guidance)
۴۷. مكتوب اخیر شما، حاوی سؤالاتی كه برای جوانانی كه به مطالعۀ توقیع «دور بهائی» پرداختهاند ایجاد شده، به دقّت مطالعه و ملاحظه گردید. فكر می كنیم باید هم در خصوص بیان مشخّصی كه ذكر كرده اید و نیز بیان دیگری از همان اثر مبارك كه مرتبط با آن میباشد نظر خود را ابراز داریم، زیرا هر دو مربوط به ارتباط بین ولایت امر الله و بیت العدل اعظم میباشد.
فقرۀ اوّل به وظیفۀ ولیّ امر الله مربوط می شود كه هر گاه معتقد باشد تصمیمی با مفهوم آثار مباركه و روح آیات منزله مباینت دارد، بر تجدید نظر در آن توسّط سایر اعضاء بیت العدل اعظم ابرام و تأكید نماید. ۳۲ فقرۀ دوّم به عصمت بیت العدل اعظم بدون ولیّ امر الله، یعنی این بیان حضرت ولیّامرالله مربوط می شود كه می فرمایند، «بدون این مؤسّسه (ولایت امر الله)...هدایتی كه جهت تعیین حدود و وظائف تقنینیّۀ منتخبین ضروری است سلب میشود.» ۳۳
اشاره كردهاید كه برخی از جوانان متحیّر شدهاند كه چگونه می توان بیان اوّل را با بیاناتی مانند آنچه كه در الواح وصایا آمده و حضرت عبدالبهاء تأكید می فرمایند كه بیت العدل اعظم «مصوناً مِن كلّ خطاء»۳۴ است، انطباق دهند.
درست همان طور كه الواح وصایای حضرت عبدالبهاء به هیچ وجه با «كتاب اقدس» مباینت و تضادی ندارد، بلكه به بیان حضرت ولیّامرالله «مؤید و متمِّم و ملازم كتاب اقدس است»۳۵، آثار و تواقیع حضرت ولیّامرالله نیز نه با كلام منزله مباینتی دارد و نه با تبیینات حضرت مولی الوری مغایرتی. لذا، در تلاش برای درك آثار مباركه، ابتدا باید توجّه داشت كه بین آنها هیچ گونه تضادّ واقعی وجود ندارد و نمی تواند وجود داشته باشد و با توجّه به این نكته ما می توانیم در كمال اطمینان به جستجوی وحدت معانی كه در آنها مندمج است بپردازیم.
ولیّ امر الله و بیت العدل اعظم دارای وظائف و عملكردهای مشتركی هستند و هر یك از آنها در حیطۀ جداگانه و متمایزی نیز فعّالیّت دارد. همان طور كه حضرت شوقی افندی توضیح فرمودهاند، «...كاملاً واضح و روشن است كه ولیّ امر، مبیّن آیات الله و بیت عدل اعظم واضع احكام غیر منصوصه است. تفسیر و تبیین ولایت امر در دایرۀ خویش همان قدر مورد تمكین و انقیاد است كه قوانین موضوعۀ بیت عدل كه حقوق و امتیازاتش وضع قوانین و احكام غیر منصوصۀ حضرت بهاءالله است.» ۳۶ ایشان در ادامۀ بیان مبارك می فرمایند: «هیچیك از این دو نمیتواند به حدود مقدّسۀ دیگری تجاوز نماید و هرگز نیز تعدّی نخواهد نمود. هیچیك در صدد تزییف سُلطه و اختیارات مخصوصۀ مسلّمۀ دیگری كه از طرف خداوند عنایت گشته است، بر نخواهد آمد.» ۳۷ تصوّر وجود دو مركز اقتدار، كه به بیان حضرت مولی الوری هر دو «در تحت حفظ و صیانت جمال ابهی و حراست و عصمت فائض از حضرت اعلی»۳۸ هستند، و بتوانند با یكدیگر مباینت و مغایرت داشته باشند، مستحیل و محال است زیرا هر دو آنها وسیلۀ یك هدایت الهیّۀ واحد هستند.
بیت العدل اعظم، غیر از وظیفهاش به عنوان واضع قوانین، دارای وظائف كلّی تری، یعنی صیانت و ادارۀ امر الله، حلّ مسائل مبهمه و اتّخاذ تصمیم در خصوص مواضیع موجد اختلاف است. در هیچ جا ذكر نشده است كه عصمت بیت العدل اعظم به عضویت ولیّ امر الله یا حضورش در این هیأت است. محقّقاً، حضرت عبدالبهاء در الواح مباركۀ وصایا و نیز حضرت شوقی افندی در توقیع «دور بهائی»، هر دو، بالصّراحه اظهار داشتهاند كه اعضاء منتَخب بیت العدل اعظم در حین مشورت مَهبَط هدایت دائمی الهی هستند. مضافاً حضرت ولیّامرالله بنفسه در «نظم جهانی بهائی» تصریح فرمودهاند كه، «هر یك از اهل بهاء باید بداند كه مؤسّسۀ ولایت امر الله به هیچ وجه اختیاراتی را كه حضرت بهاءالله در كتاب اقدس و حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا به بیت العدل اعظم تفویض فرمودهاند سلب نمی نماید و به هیچ منوال با مندرجات الواح وصایا و الواح حضرت بهاءالله تضادّی را به وجود نمی آورد و هرگز دستورات مُنزلۀ مباركهاش را باطل نمیسازد.» ۳۹
در حالی كه مسئولیّت صریح ولیّ امر الله عبارت از تبیین كلام الهی است، امّا جمیع قوا و حقوق انحصاری ضروری برای ایفای وظیفه به عنوان ولیّ امر الهی، ریاست عالیه و حامی و حافظ اعلای آن نیز به ایشان اعطاء شده است. مضافاً، ولی امر الله رئیس لاینعزل و عضو مادام العمر هیأت عالی تشریعیۀ امر الله است. در مقام ریاست بیت العدل اعظم و عضو هیأت مزبور است كه ولی امر الله در جریان تشریع شركت میكند. اگر بیان ذیل را كه موجب مطرح شدن سؤال شما گردیده، به عنوان اشارتی به این آخرین ارتباط ملاحظه گردد، مشاهده خواهید نمود كه هیچ تضادّ و تباینی بین آن و سایر متون امری وجود ندارد: «هر چند ولیّ امر رئیس لاینعزل این مجلس فخیم است، معهذا نمی تواند بنفسه حتّی به طور موقت واضع قوانین و احكام گردد و یا تصمیمات اعضای مجلس را الغاء نماید. ولیكن هر گاه تصمیمی را وجداناً مباین با روح آیات مُنزله تشخیص دهد باید ابرام و تأكید در تجدید نظر آن نماید.» ۴۰
اگر چه ولیّ امر الله، در رابطه با سایر اعضاء بیت العدل اعظم، نمیتواند تصمیمات اكثریّت را لغو كند، غیر قابل درك است كه سایر اعضاء هر گونه اعتراضی را كه ولیّ امر الله در جریان مشاوره یا تصویب قانون، مباین با آنچه كه او انطباق با روح امر میداند، مطرح نماید نشنیده بگیرند و به آن اعتنا ننمایند. مع كلّ ذلك، قضاوت نهایی بیت العدل اعظم است كه مصون از خطا اعلام می شود، نه نظراتی كه در طی جریان وضع قانون اظهار و ابراز می گردد.
بنابراین، می توان مشاهده كرد كه تضادّی بین بیانات حضرت مولی الوری در خصوص هدایت دائمی الهی كه بیت العدل اعظم بدان موهوب گشته و بیان فوق كه از توقیع «دور بهائی» نقل شده، وجود ندارد.
اگر احبّاء از بعضی از جریاناتی كه بیت العدل اعظم در حین وضع قانون طی میكند آگاهی یابند، شاید به درك آنها نسبت به این ارتباط مساعدتی بنماید. البتّه، ابتدا بیت العدل اعظم نهایت دقّت را در مطالعۀ نصوص مباركه و تبیینات حضرت ولیّامرالله و ملاحظۀ نظرات جمیع اعضاء مبذول می دارد. بعد از مشاورۀ طولانی، جریان پیش نویس بیانیه ای به مورد اجرا گذاشته میشود. در طیّ این جریان، كلّ موضوع كاملاً ممكن است مورد تجدید نظر واقع شود. در نتیجۀ چنین تجدید نظری، قضاوت نهایی ممكن است به نحو بارزی با استنتاجی كه قبلاً شده بود متفاوت باشد، یا احتمالاً اتّخاذ تصمیم شود كه در آن زمان در آن خصوص ابداً قانونی وضع نگردد. می توان دریافت كه اگر حضرت ولیّامرالله در قید حیات بودند در طیّ چنین جریانی به نظرات ایشان چه توجّه عظیمی مبذول می شد.
در ملاحظۀ فقرۀ دوم، ما باید یك مرتبۀ دیگر به این اصل متمسّك باشیم كه تعالیم مباركه با یكدیگر مباینت ندارند.
در آثار مباركه ولیّ امرهای آینده به وضوح پیش بینی و به آنها اشاره شده است، امّا در هیچ جا وعده داده نشده و تضمین نگردیده كه سلسله ولّاة امر الله الی الابد پایدار خواهد ماند، بر عكس اشارۀ واضحی وجود دارد كه این سلسله ممكن است منقطع شود. با این همه، علیرغم آن، در آثار مباركه بر آسیب ناپذیری میثاق الهی و ثبوت و تغییر ناپذیری هدف و مقصد خداوند برای این یوم مكرّراً تأكید شده است.
یكی از جالب ترین بیاناتی كه احتمال چنین انقطاعی در سلسله ولّاة امر الله را پیش بینی كرده در نفس كتاب مستطاب اقدس است:
قد رجعتِ الاوقاف المختصّة للخیرات الی الله مُظهر الآیات. لیس لاحدٍ أنْ یتصرّف فیها الّا بعد اذن مطلع الوحی و مِن بعده یرجع الحكم الی الأغصان و مِن بعدهم الی بیت العدل اِن تحقّق امره فی البلاد لیصرفوها فی البقاع المرتفعة فی هذا الامر و فیما أُمروا به من لدن مقتدرٍ قدیر و الّا تُرجع الی اهل البهاء الّذین لا یتكلّمون الّا بعد اذنه و لا یحكمون الّا بما حكم الله فی هذا اللّوح اولئك اولیآء النّصر بین السّموات و الارضین لیصرفوها فیما حدّد فی الكتاب من لدن عزیزٍ كریم.۴۱
صعود حضرت شوقی افندی در سال ۱۹۵۷ وضعیتی را كه در این بیان پیش بینی شده است تسریع نمود، یعنی سلسلۀ اغصان قبل از انتخاب بیت العدل اعظم به انتها رسید. اگر چه، همانطور كه مشاهده می شود، اختتام سلسلۀ اغصان در مرحله ای پیش بینی شده بود، امّا ما هرگز نباید لطمۀ سنگین و وخیمی را كه امر مبارك متحمّل شد قلیل شماریم. امّا، هدف خداوند برای نوع بشر همچنان لایتغیّر و میثاق قویم و متین حضرت بهاءالله شكست ناپذیر باقی میماند. آیا حضرت بهاءالله قاطعانه نفرمودهاند كه، «ید قدرت الهیّه این امر نازنین را بر اساس متین و محكم استوار فرموده كه طوفان انقلابات عالم كَون بنیان آن را هرگز منهدم ننماید و اوهام بشر آن را متزلزل نسازد؟»۴۲ در حالی كه حضرت عبدالبهاء تأیید می فرمایند، «فیالحقیقه، یفعل ما یشاء، هیچ چیز نمیتواند میثاقش را متزلزل سازد، هیچ چیز نمیتواند مانع از نزول الطافش گردد یا با امرش مخالفت كند.» ۴۳ «همه چیز در معرض فساد و تباهی است به جز میثاق پروردگارت كه همچنان محیط بر جمیع ارجاء خواهد بود»۴۴ «امتحانات هر امری به قدر عظمت آن امر است. چون تا به حال چنین میثاقی صریح به قلم اعلی وقوع نیافته لهذا امتحانات نیز عظیم است...این شبهات نقض مانند كف دریاست...این كفهای دریا بقائی ندارند عنقریب محو و نابود گردد ولی دریای میثاق الیالابد پر موج است و در جوش و خروش...» ۴۵ و حضرت شوقی افندی به وضوح فرمودهاند، «صخرهای كه این نظم اداری بر آن استوار است مشیت ثابتۀ الهیّه برای عالم انسانی در عصر حاضر است»۴۶ . «...این گوهر الهی كه هنوز در عالم جنین است البتّه در صدف تعالیم و احكامش نشو و نما خواهد جست و صحیح و سالم رشد و نمو خواهد كرد و عالم انسانی را در آغوش خویش محافظت خواهد نمود»۴۷.
در امر بهائی دو مركز اقتدار و اختیار تعیین شده كه مرجع كلّ احبّاء هستند، زیرا فی الحقیقه مبیّن كلام الهی ضمیمه ای از مركز مزبور میباشد كه نفس كلمة الله است. كتاب الهی عبارت از ثبت و ضبط بیان حضرت بهاءالله است، در حالی كه مبیّن ملهَم به الهام الهی لسان حیّ كتاب الله است؛ تنها او است كه میتواند به نحوی موثّق و معتبر معانی كتاب الهی را بیان نماید. به این ترتیب یك مركز عبارت از كتاب الهی و مبیّن آن است، و دیگری عبارت از بیت العدل اعظم است كه توسّط خداوند هدایت می شود كه در مورد هر آنچه كه در كتاب الهی بالصّراحه نازل نشده تصمیم گیری نماید. این الگوی مراكز و ارتباط آنها در هر مرحله از ظهور و بروز امر الله مشهود است. حضرت بهاءالله در كتاب مستطاب اقدس به آحاد مؤمنین می فرمایند كه بعد از صعود آن طلعت مبارك به كتاب الهی و «من أراده الله الّذی انشعب مِن هذا الاصل القدیم»۴۸ توجّه نمایند. هیكل مبارك در كتاب عهد این نكته را توضیح می فرمایند كه این بیان اشاره به حضرت عبدالبهاء است. حضرت بهاءالله در كتاب اقدس مؤسّسۀ بیت العدل اعظم را نیز مقرّر و قوایی را كه این مؤسّسه برای اجرای وظائف معیّنه نیاز دارد به آن عنایت می فرمایند. حضرت مولی الوری در الواح مباركۀ وصایا صریحاً مؤسّسۀ ولایت را، كه بنا به بیان حضرت شوقی افندی به وضوح در آیات كتاب اقدس پیش بینی شده، تأسیس می فرمایند، اقتدار و اختیارات بیت العدل اعظم را مورد تأیید مجدّد قرار داده شرح می دهند و دیگر بار احبّاء را به كتاب الهی ارجاع می دهند: «مرجع كلّ كتاب اقدس و هر مسئلۀ غیر منصوصه راجع به بیت العدل عمومی»۴۹ و در انتهای الواح وصایا میفرمایند: «باید كلّ اقتباس از مركز امر و بیت عدل نمایند و ما عداهما كلّ مخالف فی ضلال مبین»۵۰.
از آنجا كه حیطۀ اختیارات بیت العدل اعظم در مواضیع تشریع به هر آنچه كه صریحاً در نصوص مباركه نازل نشده، گسترش می یابد، این نكته بدیهی است كه نفس كتاب الهی بالاترین مقام مختار و مقتدر است و حیطۀ اقدام بیت العدل را تعیین میفرماید. همچنین، مبیّن كتاب الله نیز باید دارای اختیار جهت تعریف حیطۀ اقدام تشریعی و تقنینی نمایندگان منتخَب امر الله باشد. آثار حضرت ولیّامرالله و توصیههایی كه ایشان در طول سی و شش سال ولایت خود عنایت فرمودهاند راهی را نشان میدهد كه ایشان وظیفۀ مزبور را در رابطه با بیت العدل اعظم و نیز محافل روحانی ملّی و محلّی انجام دادند.
این حقیقت كه ولیّ امر الله دارای اختیار و اقتدار جهت تعریف حیطۀ اقدام تشریعی و تقنینی بیت العدل اعظم میباشد این نتیجۀ قهری را به دنبال ندارد كه بدون چنین هدایتی بیت العدل اعظم ممكن است از محدودۀ اختیارات صحیح خود تجاوز نماید و منحرف شود؛ چنین استنتاجی با جمیع نصوص دیگر كه به عصمت آن اشاره دارد و به طور اخصّ با تصریح نفس حضرت ولیّامرالله كه بیت العدل اعظم هرگز نمیتواند به حیطۀ مقدّس و مجاز ولایت تجاوز كند و تعدّی نخواهد كرد، مباینت خواهد داشت. امّا باید به خاطر سپرد كه اگر چه محافل روحانی ملّی و محلّی، اگر به روش و با روحی كه حضرت عبدالبهاء توصیف فرمودهاند به مشورت بپردازند، می توانند از هدایت الهیّه برخوردار شوند، امّا آنها از عصمت موهوبۀ بیت العدل اعظم كه صریحاً تضمین شده برخوردار نیستند. هر محقّق دقیق امر مبارك میتواند مشاهده كند كه حضرت ولیّامرالله بعد از صعود حضرت عبدالبهاء، با چه دقّتی این نمایندگان منتخب احبّاء را در ارتفاع پیگیر نظام اداری و در تدوین اساسنامههای محافل روحانی ملّی و محلّی هدایت فرمودند.
امیدواریم كه این توضیحات در درك واضح تر این روابط به یاران مساعدت نماید، امّا همه باید به خاطر داشته باشیم كه ما به ابتدای نظامی كه حضرت بهاءالله مقرّر و مقدّر فرمودهاند نزدیكتر از آن هستیم كه بتوانیم به طور كامل قوای مكنونه در آن یا روابط داخلی اجزاء متشكّلۀ آن را درك كنیم. همانطور كه منشی حضرت شوقی افندی در تاریخ ۲۵ مارس ۱۹۳۰ از طرف هیكل مبارك خطاب به یكی از احبّاء مرقوم داشت، «درك محتوای الواح وصایای حضرت مولی الوری برای نسل كنونی بسیار مشكل است. كشف كنوز حكمت مكنون در آن نیازمند حدّاقل یك قرن فعّالیّت واقعی است...» ۵۱ (كلّ مطلب شمارۀ ۴۹ برگرفته شده است از دستخطّ مورّخ ۷ دسامبر ۱۹۶۹ خطاب به یكی از احبّاء مندرج در Messages from the universal House of Justice ۱۹۶۸-۱۹۷۳ صفحات ۴۴–۳۷)
ماخذ:
۱. الواح مباركۀ وصايا، ایّام تسعه، ص ۴۷۷
۲. دور بهائی، ص ۹۳
۳. نظم جهانی بهائی، ص ۳۱
۴. نظم جهانی بهائی ، ص ۳۳
۵. الواح مباركۀ وصايا، ایّام تسعه، ص ۳۷۱
۶. نظم جهانی بهائی، ص ۱۳
۷. توضيح مترجم: اشارۀ معهد اعلی به پیام ۲۵ نوامبر ۱۹۵۷ حضرات ايادی امرالله، كه در طیّ آن اعلام فرمودند، «...در صبح يوم بعد يعنی نوزدهم نوامبر نه نفر از ايادی امرالله منتخب از ايادی امر الله مقيم ارض اقدس و چند قارّه از قارّات شرق و غرب در معيّت حضرت امة البهاء روحيه خانم مهرهای صندوق آهنين و ميز تحرير حضرت ولیّ محبوب امر الله را برداشت و محتويات ثمينۀ آنها را به كمال دقّت رسيدگی كردند و سپس اين عدّه به ساير ايادی مجتمعه در روضۀ مباركه در بهجی ملحق گرديده و متّفقاً تصديق نمودند كه حضرت شوقی افندی وصيّتنامهای از خود به جای نگذاشتهاند و همچنين تصديق نمودند كه حضرت ولیّامرالله اولادی از خود باقی نگذاشته اند؛ اغصان عموماَ يا فوت نمودهاند و يا به علّت بیوفايی و عدم اعتقاد به الواح وصايای حضرت مولی الوری و ابراز كينه و عداوت نسبت به شخصی كه به عنوان اوّلين ولیّ امر الله در آن سند مقدّس تعيين و تسميه گرديده، از طرف حضرت ولیّامرالله ناقضين عهد و ميثاق معرّفی شدهاند. اوّلين اثر درك اين حقيقت كه تعيين جانشين برای حضرت شوقی افندی مقدور نبوده است ايادی امر الله را به ورطۀ نااميدی افكند...»
۸. دور بهائی، ص ۸۵
۹. دور بهائی ، ص ۸۳
۱۰. دور بهائی، ص ۸۲
۱۱. همان، ص ۸۵
۱۲. نقل از مقدّمۀ کتاب اقدس، طبع مرکز جهانی، ص ۱۲
۱۳. گلزار تعالیم بهائی، ص ۲۳۱ به نقل از جزوۀ منتشرۀ ببت العدل اعظم
۱۴. رحیق مختوم،ج۱،ص ۳۰۲
۱۵. مقدّمۀ کتاب اقدس، صص۱۳-۱۲/رحیق مختوم،ج۱،ص ۳۰۲
۱۶. دور بهائی، ص ۸۲
۱۷. همان، ص ۸۱
۱۸. توضیح مترجم: عبارت «در سراسر جهان» در متن اصلی انگليسی موجود است اما در ترجمۀ فارسی مفقود شده است.
۱۹. نظم جهانی بهائی، ص ۳۲
۲۰. توضیح مترجم: حضرت ولیّامرالله میفرمایند: «در خصوص اظهار عقیده و نظریات شخصی در مورد امور تبلیغی رأی مبارک حضرت ولیّامرالله بر آنست مادامی که شخص صریحاً بگوید که آنچه اظهار میدارد نظریات خصوصی اوست نباید آزادی او را در اظهار عقیدۀ شخصی محدود نمود. در حقیقت این قبیل توضیحات اغلب مفید واقع میشود و بدان وسیله بهتر میتوان به تعالیم الهی پی برد. خداون به انسان قوّۀ عاقله عطا فرموده که از آن استفاده شود نه آنکه عاطل و باطل ماند. معذلک مقصد آن نیست که آیات منزله واجد مرجعیّت مطلقه نمیباشد بلکه باید حتّیالمقدور کوشید تا خود را به آن میزان اعظم نزدیک ساخت و در موقع توضیح و تبیین مطالب با استشهاد از بیانات مبارکه علاقمندی خویش را نسبت به آیات الهی نشان داد. انکار مرجعیّت آیات منزله کفری است صریح و جلوگیری کامل از اظهار عقیدۀ شخصی در بارۀ آیات مبارکه امری است قبیح. باید سعی کرد میان این دو حالت افراطی حدّ اعتدال را رعایت نمود» (نظامات بهائی، بهائی پروسیجر)، ترجمۀ لجنۀ ملّی ترجمۀ آثار امری، نشر لجنۀ ملّی نشر آثار امری، بدون تاریخ طبع، صفحات ۳۳–۳۲)
۲۱. ترجمه
۲۲. ايّام تسعه، ص ۴۷۷
۲۳. همان مأخذ، ص ۴۸۴
۲۴. ترجمه - در توقيع "آمريكا و صلح اعظم"، The World Order of Baha'u'llah، ص ۸۹
۲۵. نظم جهانی بهائی، ص ۱۱
۲۶. قرن بديع، طبع كانادا، ص ۴۲۷/ مقدّمۀ كتاب اقدس، ص ۲۴
۲۷. دور بهائی، ص ۹۲
۲۸. توضيح مترجم: اشاره معهد اعلی به دستخط آن هيأت نوراء به تاريخ ۱۶ اكتبر ۱۹۶۳ خطاب به «محافل روحانيّۀ ملّيّه در شرق و غرب عالم بهائی شيّد الله اركانهم» است که در آن چنین میفرمایند، «یاران محبوب این هیأت متن قرار ذیل را به اطّلاع آن امناء امر رحمان میرساند: بیت العدل اعظم متوجّهاً مبتهلاً بعد از غور و تمعّن دقیق در نصوص مقدّسۀ مبارکه راجع به تعیین وصیّ حضرت شوقی افندی ربّانی ولیّ امر الله و بعد از مشاورات مفصّل و همچنین ملاحظۀ آراء حضرات ایادی امر الله مقیم ارض اقدس به این نتیجه رسید که طریق تعیین ولیّ ثانی امر بهائی وصیّ حضرت شوقی افندی ربّانی بکلّی مسدود و امکان تشریع قوانینی که تعیین مَن هُوَ بعده را میسّر سازد بالمرّه مفقود است. این قرار را به جمیع یاران ابلاغ نمایید. بیت العدل اعظم (اركان نظم بديع، چاپ دوّم، ص ۸۳) در دستخطّ اکتبر ۱۹۶۳ خطاب به عالم بهائی نیز آمده است: «بیت العدل اعظم متوجّهاً الی الله پس از مشاورات دقیقه چنانکه قبلاً بیاران ابلاغ گردید به این نتیجه رسید که طریق تشریع قوانینی جهت انتخاب ولیّ ثانی امر بهائی و وصیّ شوقی افندی ربّانی ولیّ امر الله بالمرّه مسدود است.» (همان، ص ۸۴)
۲۹. توضيح مترجم: بیت العدل اعظم در دستخطّ مورّخ ۲۴ جون ۱۹۶۸ خظاب به جوامع بهائی عالم میفرمایند: «بعد از صعود هیکل مبارک بر عهدۀ بیت العدل اعظم قرار گرفت که با توجّه به اصول نظم اداری طریقی اتّخاذ کنند تا دو وظیفۀ اساسی مؤسّسۀ ایادی امر الله یعنی صیانت و تبلیغ امر الله در طول زمان آینده نیز استمرار یابد...حدودی که هدف مزبور میتواند تحقّق یابد به وسیلۀ نکات ذیل روشن میگردد: ۱-. بیت العدل اعظم برای انتصاب افرادی دیگر به سمت ایادی امر الله طریقی نمییابد...» (ارکان نظم بدیع، ص ۱۲۳)
۳۰. لوح لسان حضور، گنجينۀ حدود و احكام، ص ۱۰۷
۳۱. الواح وصای ايّام تسعه، ص ۴۷۱
۳۲. ترجمۀ بیان مزبور در صفحۀ ۸۶ دور بهائی درج است -م
۳۳. دور بهائی، ص ۸۳
۳۴. ايّام تسعه، ص ۴۷۰
۳۵. نظم جهانی بهائی، ص ۲۵
۳۶. دور بهائی، ص ۸۵
۳۷. دور بهائی، صص ۸۶–۸۵
۳۸. الواح وصايا، ايّام تسعه، ص ۴۶۷
۳۹. نظم جهانی بهائی، ص ۱۲–۱۱
۴۰. دور بهائی، ص ۸۶
۴۱. كتاب اقدس، بند ۴۲
۴۲. دور بهائی، ص ۲۵
۴۳. ترجمه - مندرج در ص ۵۹۸ جلد سوم Tablets of 'Abdu'l-Baha
۴۴. ترجمه
۴۵. منتخباتی از مكاتيب حضرت عبدالبهاء، جلد ۱، ص ۲۰۵
۴۶. دور بهائی، ص ۹۹
۴۷. نظم جهانی بهائی، ص ۳۲
۴۸. بند ۱۲۱
۴۹. ايّام تسعه، ص ۴۷۷
۵۰. ايّام تسعه ، ص ۴۸۴
۵۱. ترجمه ــ انوار هدايت، شمارۀ ۵۹۸