گزیده ای از آثار حضرت ولیّامرالله
گزیدهای از تواقیع و تلگرامهای حضرت ولیّامرالله
۲۱. و امّا آنچه راجع به ترتیب و تمشیت امور روحانیّۀ احبّا است همانا تقویت اساس محافل مقدّس روحانیست در تمام نقاط؛ چه كه بر این اساس محكم متین در مستقبل ایام بیت عدل اعظم الهی استوار و برقرار گردد و چون این بنیان اعظم بر این اساس اقوم مرتفع شود، نوایای مقدّسۀ الهیّه و حِكَم و معانی كلّیّه و رموز و حقائق ملكوتیه كه در وصایای مباركه الهامات غیبی حضرت بهاءالله ودیعه گذاشته، به تدریج ظاهر و آشكار گردد و جلوه نماید. (از توقیع ۱۹ دسامبر۱۹۲۳ خطاب به محفل مقدّس روحانی طهران، منتخبات توقیعات مباركه، طبع ۱۰۵ بدیع، ص ۴۷)
۲۲. وقتی این محافل، اعمّ از محلّی یا ملّی، در نهایت انتظام، شور و حرارت در سراسر عالم بهائی تشكیل شود و فعّالیّت آن مؤثّر باشد، تنها وسیلۀ تأسیس بیت العدل اعظم تأمین گردد و فراهم آید؛ و زمانی كه این معهد اعلی به نحو احسن و انسب تأسیس گردد، وضعیت كلّی را مورد بررسی و امعان نظر مجدّد قرار خواهد داد و اصولی را وضع خواهد كرد كه، مادام كه مصلحت بداند، امور امریّه را هدایت خواهد نمود. (ترجمۀ مكتوب ۱۲ مارس ۱۹۲۳ مندرج در ص۴۱ Bahá’í Administration)
۲۳. مولای محبوب ما در الواح مباركۀ وصایا از ما خواسته اند كه نه تنها بدون هیچ قید و شرطی آن (نظم بدیع جهان آرای بهاءالله) را اختیار كنیم، بلكه مزایای آن را برای جمیع اهل عالم مشهود و معلوم سازیم. مساعی ما برای تخمین ارزش كامل و درك اهمّیّت دقیق آن در مدّتی چنین كوتاه كه از زمان ایجاد آن می گذرد، اقدامی بسیار زودهنگام و جسورانه خواهد بود. برای برخورداری از دركی واضح تر و كامل تر از شرایط و دلالات آن، باید به زمان و هدایات بیت العدل اعظم الهی اعتماد كنیم.... (ترجمۀ توقیع ۲۳ فوریه۱۹۲۴ مندرج در ص۶۲ Bahá’í Administration)
۲۴. مقصود از تأكیدات متتابعۀ شدیده در تقویت و نصرت محافل روحانیّه آن بود كه اساس امر الله روزبه روز وسیع تر و محكم تر گردد و در نظام الهی خللی وارد نشود و روابطی متین و جدید در بین شرق و غرب ایجاد گردد و وحدت بهائی محفوظ مانَد و در اَنظار اهل عالم جلوهئی بدیع كند تا بر اساس این محافل، بنیانِ عدل الهی استوار گردد و بر این بیوت عدل خصوصی قصر مشید بیت عدل عمومی از حیّز آمال به حیّز شهود و عمل قدم نهد و صیتش در كلّ اكناف و اقالیم مرتفع و مشتهر گردد؛ آن وقت این هیئت مجللّه كه بر اساس متین و رزین تمام ملّت بهائی در شرق و غرب مستند و مؤسَّس است و از الهامات الهیّه مستمِدّ و مستفیض، به وضع و اجرای مشروعاتی متقنه و اقداماتی كلّیه و تأسیساتی باهره پردازد و به این واسطه امر الله صیتش جهانگیر و نورش عالم افروز شود. (توقیع مورخ ۱۹۲۴ خطاب به بهائیان شرق و غرب مندرج در صفحه ۱۰ منتخبات توقیعات مباركه)
۲۵. این محافل روحانیّه اولاً محض اجرای این امور تأسیس گشته و ثانیاً مقصد آن تهیّۀ تمهیدات كاملۀ متقنه از برای تأسیس بیت عدل عمومی الهیست كه چون آن محور مركزی اهل بهاء در نهایت جلال و اتقان استوار گردد، دورۀ جدیدی رخ بگشاید و نعماء و الطاف سماویه از آن منهدر گردد و وعود كلّیه جلوه نماید. (توقیع ۳۰ اكتبر ۱۹۲۳ خطاب به محفل روحانی طهران، مندرج در صفحه ۶۲ منتخبات توقیعات مباركه)
۲۶. و امّا دربارۀ روشی كه برای انتخاب محافل روحانیّۀ ملّیّه باید اتّخاذ نمود، بدیهی است كه در متن وصیت نامۀ مولای محبوب ما هیچ اشاره ای به نحوۀ انتخاب این محافل نشده است. امّا در یكی از اوّلین الواح مبارك خطاب به یكی از احبّای ایران بیان صریح زیر مسطور و موجود:
در هر زمان كه جمیع احبّاء در هر دیار وكلائی تعیین نمایند و آنان نفوسی را انتخاب كنند و آن نفوس هیئتی را انتخاب نمایند آن بیت العدل اعظم است. ۱
این بیان مبارك به وضوح مشخّص می سازد كه حضرت عبدالبهاء برای تشكیل بیت العدل انتخابات سه درجه ای را در نظر گرفته اند و همانطور كه بالصّراحه در الواح مباركۀ وصایا مذكور، «آن بیوت عدل (خصوصی)۲ بیت عدل عمومی انتخاب نماید»۳ واضح است كه اعضا محافل روحانی ملّی باید به طور غیر مستقیم توسّط احبّاء در ایالات مربوطۀ خود انتخاب شوند. با توجّه به این هدایات تكمیلی، اصلی كه در مكتوب مورّخ ۱۲ مارس ۱۹ ۲۳ این عبد تعیین شده مستلزم آن است كه احبّای الهی در هر یك از ممالك تعداد معیّنی از وكلاء را انتخاب كنند كه آنها نیز به نوبۀ خود نمایندگان ملّی خویش (یعنی بیت عدل خصوصی یا محفل روحانی ملّی) را انتخاب خواهند كرد. امتیاز و وظیفۀ مقدّس آنها در زمان معیّن، انتخاب بیت العدل اعظم الهی خواهد بود. (ترجمۀ توقیع ۱۲ می ۱۹۲۴ در صفحه۸۴ Bahá’í Administration)
۲۷. باید یادآور شد كه در كتاب اقدس، بیت العدل محلّی و بیت العدل عمومی تشریع گشته و در الواح وصایاء محافل روحانی ملّی به نام بیت العدل خصوصی تسمیه شده است؛ و این محفل روحانی ملّی را حضرت عبدالبهاء بعنوان حلقۀ اتّصال و هیئت رابط بین بیوت عدل محلّی و بیت العدل عمومی بوجود آوردهاند. بعلاوه، طریق انتخابات بیوت عدل عمومی و خصوصی نیز در الواح وصایا و بعضی دیگر از الواح آن حضرت تبیین گردیده است. همچنین حضرت عبدالبهاء مشروعات صندوقهای محلّی و ملّی را كه حال از ملحقّات محافل روحانی محلّی و ملّی است، مكرّراً، هم در الواحی خطاب بیاران شرق و نیز در آثار و بیانات سائره، تأسیس فرمودند. بعلاوه، آن حضرت در الواح متعدده اش بكمال وضوح و صراحت مطالبی چند را دربارۀ تشكیلات بهائی ذكر فرموده است؛ از قبیل سپردن زمام جامعۀ بهائی به دست امناء منتخَبۀ محفل، لزوم اطاعت افراد جامعۀ بهائی از رأی محفل، ترجیح اتّفاق آراء بر اكثریت آراء در مصوّبات محفل، قاطع بودن رأی اكثریت، لزوم نظارت بر نشریات بهائی. این مطالب همه در الواح متعدّدی كه در اقطار عالم منتشر است صریحاً مذكور است. پس اگر كسی فقط تعالی انسانی و اجتماعی آن حضرت را بپذیرد، ولی از فرائض دیگری كه تعیین فرموده چشم بپوشد و به آنها اعتنایی ننماید، نسبت به منویّات مقدّسۀ آن حضرت خیانت ورزیده است.
حضرت عبدالبهاء مكرّراً تأیید فرموده اند كه محافل روحانی امروز با بیوت عدل آینده هر دو یكی است و تفاوتی با هم ندارند. حتی در لوحی خطاب به اعضاء اوّلین محفل روحانی شیكاغو، یعنی اوّلین هیئت منتخبۀ بهائی در آمریكا، آن محفل را بیت العدل شهر شیكاغو مخاطب ساختهاند و از این طریق با قلم مباركش ثابت فرموده كه محافل روحانیّۀ كنونی همان بیوت عدلی هستند كه حضرت بهاءالله تأسیس فرمودهاند و بدلائلی مشهود مقتضای حكمت چنان بوده است كه هیئت امنای منتخبۀ جامعههای بهائی در این زمان موقّتاً به اسم محافل روحانی شهرت یابند. در آینده چون مقاصد و مقام امر بهائی بیشتر مفهوم و شناخته شود، آن هیئت ها به اسم اصلی یعنی بیت العدل نامیده خواهند شد. امّا این محافل روحانی امروز فقط نامشان در آینده تغییر نمی یابد، بلكه اختیارات و مسئولیّتهای دیگری نیز كه مناسب و مطابق با شناسایی بیشتر امر حضرت بهاءالله باشد بر وظائف كنونی آنها افزوده خواهد شد، زیرا در آن زمان آئین بهائی را فقط به عنوان یك نظام دینی نمی شناسند، بلكه به صورت دین رسمی یك كشور مستقل در خواهد آمد و چون دین بهائی در جمهور خلائق شرق و غرب نفوذ نماید و حقّانیتش به قبول اكثریت مردم بعضی از كشورهای مستقّل جهان در آید، آن وقت بیت العدل اعظم به ذروۀ قدرت و سلطۀ خود خواهد رسید و به عنوان اعلی مقام ممالك متّحدۀ بهائی جمیع حقوق و وظائف و مسئولیّتهای متعلّق به یك حكومت علیای جهانی را به عهده خواهد گرفت.
در اینجا باید متذكّر شد كه تأسیس بیت العدل اعظم هرگز مشروط بر این نبوده است كه اوّل باید عامّۀ مردم جهان، حتّی اكثریت جمعیت یك كشور، دین بهائی را بپذیرند. حضرت عبدالبهاء در یكی از الواح اوّلیۀ خویش امكان تشكیل بیت العدل اعظم را در زمان حیات خویش بیان داشتهاند و اگر اوضاع و احوال نامساعد حكومت عثمانی در آن زمان وجود نداشت، حضرت عبدالبهاء احتمالاً قدمهای اوّلیّه را برای تأسیس بیت العدل اعظم برمی داشتند و حتّی اگر محیط مساعدی به وجود می آمد كه بهائیان ایران و كشورهای همجوارِ تحت تسلّط روسیه می توانستند نمایندگان خود را طبق اصولی كه حضرت عبدالبهاء معین فرمودهاند انتخاب نمایند دیگر مانعی در تشكیل بیت العدل عمومی در میان نبود. زیرا وظیفۀ محافل ملّیّۀ شرق و غرب است كه به موجب الواح وصایا مستقیماً اعضاء بیت العدل اعظم را انتخاب نمایند و تا زمانی كه اعضاء آن محافل قادر نباشند به عنوان نمایندۀ كامل بهائیان كشور خود انجام وظیفه نمایند و نیز مادام كه در خدمات خویش به هیكل امر الله تجربه و متانت و كمال لازم را نیافته باشند، البته قادر نخواهند بود كه به آن وظیفۀ مقدّس مباشرت ورزند و پایه ای روحانی را برای تشكیل چنان معهد اعلایی در جهان بهائی تدارك بینند.
و نیز هر یك از اهل بهاء باید بداند كه مؤسّسۀ ولایت امر الله به هیچ وجه اختیاراتی را كه حضرت بهاءالله در كتاب اقدس و حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا به بیت العدل اعظم تفویض فرمودهاند سلب نمی نماید و به هیچ عنوان با مندرجات الواح وصایا و الواح حضرت بهاءالله تضادّی را به وجود نمی آورد و هرگز دستورات منزلۀ مباركه اش را باطل نمی سازد؛ بلكه بر عكس، مؤسّسۀ ولایت امر الله بر وقر و اعتبار بیت العدل اعظم می افزاید و بدون اینكه سر مویی به حریم حكومت و وظائفش كه در نصوص مباركه مصرّح گشته تجاوز نماید مقام منیعش را ثبات می بخشد و وحدتش را حفظ میكند و مجهوداتش را مداومت می دهد. ما هنوز از لحاظ زمانی به این سند عظیم، یعنی الواح وصایا، بسیار نزدیكیم و از ادراك كامل مضامینش و از اطّلاع بر اسرار مكنونهاش عاجز و ناتوان. فقط نسلهای آینده می توانند بر قدر و منزلت این شاهكار الهی كه دست قدرت مهندس اعظم عالم برای وحدت و نصرت امر جهانگیرش آفریده است فی الجمله وقوف یابند. فقط آیندگانند كه قادرند ارزش تأكیدات شگفتانگیزی را كه در این سند عظیم بر دو مؤسّسۀ بیت العدل اعظم و مؤسّسۀ ولایت امر الله نهاده شده، دریابند. (توقیع ۲۷ فوریه ۱۹۲۹ ، نظم جهانی بهائی، ص ۱۰ )
۲۸. اعمدۀ محافل مقدّسۀ مركزی اهل بهاء متدرّجاً بر اسّ اساس متین و رزین محافل محلّیۀ روحانیّه در هر كشوری ثابت و استوار گردد و بر این اعمدۀ مجلّله قصر مشید بیت العدل اعظمش مرتفع و منصوب شود و در قطب امكان سر برافرازد و وحدت جمع اهل بهاء را بر روی زمین، مِنْ أقصاها الی أقصاها، محقّق و مجسّم سازد. احكام منصوصۀ كتاب مستطاب اقدسش بِأحسن ما یمكنُ فِی الابداع ترویج و تطبیق و تنفیذ یابد و از آن سرچشمۀ نظم الهی ماء حیوان كه كافل حیات ابدیّه و دافع شرور و مكارۀ عوالم ترابیه و شافی اسقام و علل مزمنه است بر تمام اقوام و ملل متباینۀ متباغضۀ جهان جاری و ساری گردد؛ سلطۀ ظاهرۀ اسم اعظم زلزله به اركان ممالك و بُلدان اندازد و علمای رسوم از هر فرقه و در هر كشوری بعضی را مرعوب و متنبّه و برخی را مخذول و متشتّت و مقهور و معدوم سازد...
در این ایام آنچه از الزم لوازم محسوب و تقویت اساس امر الهی و ارتفاع شأن و منزلت آئین آسمانی و ترویج احكام شریعت بهائی به آن معلّق و مشروط، دو امر خطیر است؛ اوّل، تسریع در تهیۀ موجبات تشكیل بیت العدل اعظم الهی؛ و ثانی، اتمام مشروع بناء مشرق الاذكار امریك است. (توقیعات مباركه،ج۲،ص ۱۳۰ )
۲۹. حینئذ یستقرّ عرش حكومة البهاء فی ارض المیعاد و ینصب میزان العدل و یتموّج عَلَم الاستقلال و ینشقّ حجاب السّتر عن وجه ناموسه الاعظم و تندفق انهر السّنن و الاحكام مِن بقعة المنوّرة البیضاء بغلبةٍ و هیمنةٍ لم تر شبهَهَا القرون الاوّلون. اذاً یظهر مصداق ما نزّل مِن لسان الكبریاء بأن "یا كرمل بشّری صهیون قولی أتی المكنونُ بسلطانٍ غلب العالمَ و بنورٍ ساطعٍ بِهِ أشرقتِ الارض و مَن علیها...یا كرمل طوبی لعبدٍ طافَ حولك و ذكر ظهورك و بروزَك و ما فزتِ مِن فضل الله ربّك...سوف تجری سفینة الله علیك و یظهر اهلُ البهاء الّذین ذكر هم فی كتاب الاسماء."
...بها تستحكم دعائم الامر علی وجه الغبراء، بها تظهر خفیّاته و تتجلّی آثاره و تتموّج رایاته و تسطع أنواره علَی الخلائق اجمعین. (همان،ص۱۳۳)
۳۰. باید دانست كه حضرت بهاءالله فقط روحی جدید در كالبد بی جان عالم امكان ندمیده و فقط كلّیاتی را از اصول عمومی بیان ننموده و فقط فلسفۀ مخصوصی را عرضه نفرموده است، بلكه علاوه بر آنها حضرت بهاءالله و بعد از ایشان حضرت عبدالبهاء یك سلسله قوانینی را وضع و مؤسّسات مشخّصی را ایجاد كرده و آنچه را كه لازمۀ تأسیس یك مجتمع منظّم الهی است بیان فرمودهاند و چنین امری در ادیان گذشته هرگز سابقه نداشته است. به عبارت دیگر آن دو نفس مقدّس برای تحقّق نوایای عالیه ای كه موعود انبیای سلف و كانون الهام صاحبدلان و شاعران قرون پیشین بوده تنها به تعیین جهت و مسیر كلّی قناعت نورزیده بلكه با بیانی صریح و قاطع دو مؤسّسۀ توأمان بیت العدل و ولایت امر الله را به عنوان جانشینان خویش معین فرمودهاند كه وظائفشان عبارت است از اجراء اصول و ترویج حدود و محافظۀ مؤسّسات و تطابق حكیمانۀ امر الله با مقتضیات زمان و تحقّق میراث مرغوب خلل ناپذیر بانی بنیان امر یزدان در عالم امكان. (نظم جهانی بهائی، ص ۲۵ )
۳۱. عند ذلك تتحقّق آمالنا و تـــثمر شجرة مجهوداتنا و تتمكّن وصایاء محبوبنا و مولانا و تتجلّی خفیّات امر ربّنا و الهنا و تنكشف اَمام أعیننا أبصارنا فاتحة عصر لن تر شبهه القرون الأوّلون.... (توقیع ۱۲ سپتامبر ۱۹۳۲ خطاب به احبّاء و اماءالرحمن ایران، منتخبات توقیعات،ص ۱۱۳)
۳۲. احبّای امریكا، مبشّرین عصر ذهبی امر مبارك، اكنون در كمال لیاقت و شایستگی جانشین برادران ایرانی خود، كه در عصر رسولی امر الله تاج شهادت را از آنِ خود ساختند، میشدند و به نوبۀ خود نخل نصرت و ظفر را كه به سختی حاصل شده بود، در دست داشتند. سابقۀ بی وقفۀ اقدامات درخشان آنها، بدون ادنی شائبۀ شك و تردیدی، سهم غالب و عمدۀ آنها را در شكل بخشیدن به سرنوشت امرشان ایفا كرده بود. در جهانی كه از درد به خود میپیچید و به آشفتگی و هرج و مرج سقوط میكرد، این جامعه، طلایۀ قوای آزادی بخش حضرت بهاءالله، در سالهای بعد از صعود حضرت عبدالبهاء، توانست تشكیلاتی كه اقرانش در شرق و غرب تأسیس كرده بودند به اعلی مراقی و مراتب ارتقاء بخشد و به آنچه كه كاملاً ركن ركین بیت آتی را تشكیل میداد، بیتی كه اخلاف به عنوان آخرین ملجأ و ملاذ مدنیّتی متزلزل و لرزان تلقّی خواهند كرد، برساند. (ترجمۀ توقیع منیع امریكا و صلح اعظم، مندرج در صفحۀ۸۹ The world order of Bahaullah)
۳۳. در الواح حضرت بهاءالله كه در آن اساس بیت عدل بینالمللی و بیوت عدل محلّی صریحاً معیّن و مقرّر گشته است در مؤسّسۀ ایادی امر الله كه بدواً حضرت بهاءالله و سپس حضرت عبدالبهاء آن را به وجود آوردند، در اساس محافل روحانی محلّی و ملّی كه حتّی قبل از صعود حضرت عبدالبهاء در مرحلۀ جنینی خود به ایفای وظیفه مشغول بودند، در اختیاراتی كه شارع آئین ما و مركز میثاق در الواح خود به این محافل عنایت فرمودهاند، در اساس صندوق خیریۀ محلّی كه ادارۀ آن بر طبق دستورات مخصوص حضرت عبدالبهاء خطاب به پاره ای از محافل روحانی در ایران بوده است. در آیات كتاب مستطاب اقدس كه در آن تلویحاً به اساس ولایت امر اخبار گشته دربارۀ اصل توارث و تقدّم ولد ارشد كه در جمیع شرایع گذشته معمول بوده است و حضرت عبدالبهاء در یكی از الواح خود آن را تأیید می فرمایند، در جمیع این موارد آثار و علائم اوّلیّۀ این نظم اداری و جریان آن مشهود است كه حضرت عبدالبهاء آن را بعداً در الواح وصایای خویش اعلام و برقرار فرمودند. (دور بهائی، ص ۷۹)
۳۴. چون این دو مؤسّسۀ لا ینفصم متّفقاً به اجرای وظائف پردازند، امور تمشیت پذیرد و اقدامات جامعه مرتبط گردد و مصالح امر الله ترویج یابد و قوانینش تنفیذ شود و تشكیلات تابعهاش حمایت گردد؛ هر یك منفرداً در حدود اختیارات معیّنه وظایف خود را انجام میدهد و دارای تشكیلات فرعیه ایست كه برای اجرای شایستۀ وظائف و تكالیف آن مقرّر گشته است و نیز قدرت و اختیارات و حقوق و امتیازات خود را در حدود مشخّصه اِعمال می نماید و قدرت و اختیارات و حقوق و امتیازات این دو مؤسّسه هیچ یك با یكدیگر متناقض نیست و به هیچ وجه از مقام و اهمّیّت دیگری نمیكاهد و گذشته از اینكه غیر متجانس و هادم اساس هم نیستند اختیارات و وظائفشان مكمّل یكدیگر است و اساساً در مقاصد و نوایا همواره متّحدند...چنانچه بیت عدل اعظم كه اساساً اهمّیّتش از ولایت امر كمتر نیست از آن منتزع گردد نظم بدیع حضرت بهاءالله از جریان بازمانده و دیگر نمیتواند حدود و احكام غیر منصوصه تشریعی و اداری امر الله را كه شارع اعظم متعمّداً در كتاب اقدس نازل نفرموده تكمیل نماید. (دور بهائی، ص۸۱)
۳۵. از این بیانات كاملاً واضح و روشن است كه ولیّ امر، مبیّن آیات الله و بیت عدل اعظم واضع احكام غیر منصوصه است. تفسیر و تبیین ولایت امر در دایرۀ خویش همان قدر مورد تمكین و انقیاد است كه قوانین موضوعۀ بیت عدل كه حقوق و امتیازاتش وضع قوانین و احكام غیر منصوصۀ حضرت بهاءالله است. هیچ یك از این دو نمیتواند به حدود مقدّسه دیگری تجاوز نماید و هرگز نیز تعدّی نخواهد نمود.
هیچ یك در صدد تزییف سلطه و اختیارات مخصوصۀ مسلّمۀ دیگری كه از طرف خداوند عنایت گشته است بر نخواهد آمد. هر چند ولیّ امر، رئیس لاینعزل این مجلس فخیم است، معهذا نمیتواند بنفسه حتّی بطور موقّت واضع قوانین و احكام گردد و یا تصمیمات اكثریت اعضای مجلس را الغاء نماید؛ ولیكن هر گاه تصمیمی را وجداناً مباین با روح آیات منزله تشخیص دهد، باید ابرام و تأكید در تجدید نظر آن نماید. (دور بهائی،ص ۸۵)
۳۶. نباید به هیچ وجه تصوّر رود كه نظم اداری آئین حضرت بهاءالله مبتنی بر اساس ذیمقراطی صِرف است؛ زیرا شرط اصلی آن نوع حكومت آنست كه مسئول ملّت باشد و اختیاراتش نیز متّكی بر ارادۀ ملّت و این شرط در این امر اعظم موجود نیست. باید به خاطر داشت كه الواح حضرت بهاءالله بالصّراحه حاكی از آنست كه اعضای بیت عدل اعظم در تمشیت امور اداری امر الله و وضع قوانین لازمۀ مكمّلۀ كتاب اقدس مسئول منتخبین خود نمیباشند و نباید تحت تأثیر احساسات و آراء عمومیه و حتّی عقائد جمهور مؤمنین و مؤمنات و یا نفوسی كه مستقیماً ایشان را انتخاب نمودهاند قرار گیرند. بلكه باید همواره در حال توجّه و ابتهال به حكم وجدان خویش رفتار نمایند و بر ایشان فرض است كه به اوضاع و احوال جاریۀ هیئت جامعه آشنايی كامل حاصل نمایند و به قضایای مرجوعه بدون شائبۀ غرض رسیدگی كنند. ولی حقّ نهایی اخذ تصمیم را برای خویش محفوظ دارند. كلمۀ مباركۀ «انّه یلْهِمُهُم ما یشاء» اطمینان صریح حضرت بهاءالله باین نفوس است و بنابراین فقط این نفوس مهابط هدایت و الهامات الهیّهاند نه هیئت منتخبین كه رأساً و یا به طور غیر مستقیم ایشان را انتخاب می نمایند و این الهام همانا روح حیات و حافظ نهائی این ظهور اعظم است. (دور بهائی، ص ۹۱)
۳۷. نخستین شرط از شرایط مذكوره (مبادی اخلاقی و رعایت اصل صحّت و صداقت در خدمات اجتماعی و اداری) با آن كه مربوط به كافّۀ یاران الهی است ولی در مقام اوّل متوجّه نمایندگان منتخَب جامعه اعم از ملّی و محلّی و ناحیهای میباشد كه در زیّ خدّام و اعضاء مؤسّسات جدید الولادۀ آئین مقدّس حضرت بهاءالله وظیفۀ خطیر و مسئولیّت شدیدی در استقرار اساس و بنیان قویم و لایتزعزع دیوان عدل الهی بر عهده دارند؛ مركز عظیم و معهد رفیع المناری كه طبق نام و عنوان آن مظهر عدالت رحمانیّه و حافظ و حارس معدلت ربّانیه است، عدالت و معدلتی كه یگانه عامل استقرار حكومت نظم و قانون و ضامن امن و امان در جهان پر همهمه و هیجان است. (ظهور عدل الهی، ص ۴۹)
۳۸. زیرا باید دریافت كه نمی توان كما ینبغی و یلیق بر این موضوع تأكید نمود كه تقارن محلّ ابدی استقرار رمس حضرت ورقۀ مباركۀ علیا با مراقد متبرّكۀ برادر والاگهر و امّ مقدّسش، به میزانی غیر قابل تصوّر قوای روحانی آن نقطۀ مباركه را تقویت خواهد كرد؛ نقطه ای كه مقدّر است در ظلّ اجنحۀ مقام مقدّس اعلی و در مجاورت مشرق الاذكار آیندهای كه در جنب آن ساخته خواهد شد، به مركز مشروعات حیرتانگیز، جهان آراء و هدایتكنندۀ اداری تبدیل شود، كه حضرت بهاءالله مقرّر و حضرت عبدالبهاء مشخّص و معیّن فرمودند و باید مطابق و موافق اصول حاكم بر مؤسّسات توأمان ولایت امر الله و بیت العدل اعظم عمل نماید و فعّالیّت كند. تنها در آن زمان است كه این نبوّت مهّم و خطیر كه سطور اخیر لوح مقدّس كرمل را مزین و منوّر فرموده تحقّق خواهد یافت: «سوف تجری سفینة الله علیك و یظهر اهل البهاء البذین ذكرهم فی كتاب الاسماء.»۴
بذل هر گونه جهدی در تجسّم و تصوّر ذرّه ای از جلال و شكوهی كه باید این مشروعات را احاطه نماید، هر گونه سعی و كوششی در بیان توصیفی موقّت و جزئی از ماهیت یا نحوۀ فعّالیّت آن ها، یا، هر چند به طور نارسا، پیش بینی جریان وقایعی كه به ارتفاع و تأسیس نهایی آنها منجر خواهد شد، خارج از توانایی و قدرت این عبد است. همینقدر كافی است كه گفته شود در این مرحلۀ متلاطم و آشفتۀ تاریخ عالم، مقارنت این سه نفس فوق العاده مقدّس، كه بعد از طلعات مقدّسۀ امر مبارك، بالاترین مقام را در میان خیل عظیم ابطال، حروف، شهداء، ایادیان، مبلّغین و خادمین امور امریۀ امر حضرت بهاءالله دارا هستند، در مركز روحانی و اداری بسیار قوی، فی نفسه موجد قوایی خواهد بود كه ظهور درخشانترین گوهرهای نظم اداری را كه اكنون در بطن این عصر مصیبت زدۀ محاط به بلایا در حال تكوین است، در سرزمینی تسریع خواهد نمود كه از لحاظ جغرافیایی، روحانی و اداری قلب تمامی كرۀ ارض است. (ترجمه- توقیع مبارك مورّخ ۲۱ دسامبر ۱۹۳۹ منتشره درMessages to America: Selected Letters and Cablegrams Addressed to the Bahais of North America ۱۹۳۲-۱۹۴۶ صص ۳۲-۳۳)
۳۹. در این منشور مدنیت جهانی (كتاب اقدس)، مؤسّس و واضع مقدّسش كه به اوصاف و القاب «قاضی القضّاة» و «شارع اعظم» و «منجی و متّحدكنندۀ امم»: موسوم و موصوف، نزول «ناموس اكبر» را به ملوك و سلاطین ارض ابلاغ...میفرماید...در آن سفر كریم مؤسّسۀ عظیم الشّأن «بیت العدل» را انشاء و وظائف مخصوصۀ آن را تعیین و واردات آن را مشخّص و اعضاء آن را به عنوان «رجال العدل» و «وكلاء الله» و «امناءالرّحمن» تسمیه میفرماید. (قرن بدیع طبع كانادا، ص ۴۲۸)
۴۰. به موازات این جریانات دو گانۀ تحكیم و تأسیس، باید توجّه مخصوص به تمهید وسائل ضروری مبذول داشت كه به واسطۀ آن، می توان با تشكیل سه محفل روحانی ملّی كه در نظر است در زمان معین در انتخابات بینالمللی مقدّم بر تشكیل اوّلین بیت العدل اعظم مشاركت نمایند، مراكز جدیدالولاده در خطّۀ كانادا و سراسر جماهیر آمریكای لاتین را هماهنگ كرد و بیش از پیش تحكیم نمود. ارتفاع این سه ركن كه تعداد محافل روحانی ملّی را به یازده محفل ارتقاء می دهد، و در آتیۀ ایام به بیوت عدل خصوصی تسمیه خواهند شد، و عالیترین هیأت تشریعیۀ سلسله مراتب امر مبارك را حمایت و تقویت خواهند نمود، با ظهور و بروز نقشۀ الهی، با تشكیل هیأتهای مشابهی اكمال خواهند یافت كه با تزایدشان ضرورتاً به توسیع بنیان و تقویت خصیصۀ جامعیت و فراگیری عالیترین مؤسّسۀ انتخابی خواهند پرداخت؛ مؤسّسه ای كه همراه با مؤسّسۀ ولایت امر الله، باید فعّالیّت های امر جهان آراء را هدایت و هماهنگ نماید. با تشكیل این سه محفل روحانی ملّی، همانطور كه ظهور تدریجی نقشۀ الهی در سال های آینده نشان خواهد داد، جامعۀ بهائی آمریكا، علاوه بر فعّالیّتهای تبلیغیاش در سراسر قارّات خمسه و جزایر ابحر سبعه، مستقیماً در نهادن اساس و بنیان و تسریع در شكل گیری مؤسّسهای مشاركت خواهد نمود كه وقتی تشكیل شد، جریان سه گانۀ مربوط به ارتفاع بنای كلّی نظم اداری امر حضرت بهاءالله را به اوج كمال خواهد رساند. (ترجمه-توقیع ۱۵ جون ۱۹۴۶ مندرج در صفحه۹۴ Messages to America)
۴۱. اكنون وقت آن رسیده كه توأم با اقدامات ششگانۀ فوق موضوعی كه اضطراراً مدّتی به تعویق افتاده بود به مرحلۀ عمل درآید و آن تعیین ایادی امر الله بر طبق نصوص الواح وصایای حضرت عبدالبهاء است که اوّلین عدّۀ آنها بالغ بر دوازده نفر میباشد و به تعداد مساوی از ارض اقدس و قطعات آسیا و آمریكا و اروپا انتخاب شدهاند. این اقدامات اوّلیّه مقدّمۀ تحقّق مشروعی است كه حضرت عبدالبهاء در كتاب وصایا پیش بینی فرمودهاند و با تمهیدات اوّلیّه جهت تشكیل هیأت بینالمللی بهائی كه بعداً به بیت العدل عمومی تبديل خواهد شد همدوش و همعنان است. این مشروع جدید التّأسیس حلقۀ اتّصال دیگری برای تحكیم روابط دائم الاتّساع بینالمللی امر الله با جامعۀ پیروان اسم اعظم در نظم اداری بهائی را هموار میسازد. (نقل ترجمۀ تلگرام ۲۴ دسامبر ۱۹۵۱ از صفحۀ ۹۳ «اركان نظم بدیع»، نشر ثانی)
۴۲. مقصود در این لوح عظیم (لوح كرمل) كه فی الحقیقه كاشف اسرار الهیّه و بشارتدهندۀ دو تأسیس عظیم و جلیل و خطیر كه یكی روحانی و دیگری اداری در مركز جهانی آئین بهائی است سفینهئی است كه راكبینش رجال بیت عدل اعظم كه بر طبق وصایای متقنۀ مركز عهد اتمّ و اقوم، مصدر تشریع احكام غیر منصوصهاند و این احكام در این دور بدیع از این جبل مقدّس جریان یابد همچنان كه در عهد حضرت كلیم شریعة الله از صهیون جاری و ساری گشت و این جریان سفينۀ احكام اشاره باستقرار دیوان عدل الهی كه فیالحقیقه دارالتّشریع است و شعبهای از مركز جهانی اداری بهائیان در این جبل مقدّس محسوب... (توقیع نوروز ۱۱۱ بدیع، توقیعات مباركۀ ۱۰۹-۱۱۴ ، ص ۱۷۱)
۴۳. تأسیس این بنیان جلیل (دارالآثار بینالمللی) بنفسه مبشّر آن است كه در طی عهود متوالیۀ عصر تكوین به ارتفاع ابنیۀ متعدّدۀ دیگری جهت مراكز اداری مشروعات مقدّسۀ منصوصه مانند دارالولایه و مقرّ هیأت ایادی امر الله و بیت عدل اعظم اقدام خواهد گردید. این ابنیۀ رفیعه به شكل قوس عظیمی با هندسۀ بدیع و همآهنگی بینظیر مرقد حضرت ورقۀ علیا نفس فرید و ممتاز در بین نساء عالم بهائی و مرقد حضرت غصن اطهر فدیۀ مقدّس حضرت بهاءالله برای احیاء عالم و اتّحاد امم و مرقد امّ حضرت عبدالبهاء را كه از قلم اعلی به خطاب «و جعلكِ صاحبة له فی كلّ عالم من عوالمه» مخصّص گردیده احاطه خواهد نمود و تكمیل نهایی این ابنیۀ رفیعه و مشروعات عظیمه نشانۀ آن است كه نظم اداری جهانی الهی كه در اواخر عهد رسولی آغاز شد به سر حدّ رشد و كمال خود واصل گردیده است. (نقل ترجمۀ توقیع ۲۷ نوامبر۱۹۵۴ از صفحه ۲۳۱ اركان نظم بدیع)
ماخذ:
۱. مكاتيب عبدالبهاء، ج ۳، ص ۵ ۰ ۱ (لوح مبارك خطاب به حضرت علی قبل اكبر)
۲. یعنی محافل ملّیّه
۳. ایّام تسعه، ص ۴ ۷ ۰
۴. رحیق مختوم، جلد ثانی، ص ۹ ۷ ۷