اصول و دستور العمل كلّی


۳-۱ مبادی روحانی


از آثار حضرت بهاءالله:

۴۲- «اینست كه می‌فرماید “العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشاء” و این نحو از علم است كه ممدوح بوده و هست نه علوم محدوده كه از افكار محجوبه كدره احداث شده و آن را گاهی از هم سرقت می‌نمایند و بر دیگران افتخار می‌كنند» (كتاب مستطاب اقدس، طبع مصر، سنه ۱۹۰۰م، ص۳۹)

۴۳- «یا قوم انا قدرنا العلوم لعرفان المعلوم و انتم احتجبتم بها عن مشرقها الذی به ظهر كل امر مكنون» (كتاب مستطاب اقدس، ص۱۰۰)

از آثار و خطابات حضرت عبدالبهاء:

۴۴- «هرچند تحصیل فنون و علوم اعظم منقبت عالم انسانیست ولی بشرط آنكه این نهر متّصل ببحر اعظم شود و از فیض قدم استفاضه كند چون چنین شود هر استاد بحر بی پایان گردد و تلمیذ ینبوع علم و عرفان شود پس اگر علوم دلیل بر جمال معلوم شود فنعم المأمول والا شاید این قطره سبب گردد و از فیض موفور محروم شود زیرا تكبر و غرور آرد و قصور و فتور بخشد. علوم حاضره قنطره حقیقت است پس اگر حقیقت میسّر نگردد از مجاز چه ثمر و اثر. تاالله الحق ان لم یكن العلوم سببا للوصول الی المعلوم فهی خسران مبین» (منتخباتی از مكاتیب حضرت عبدالبهاء، ویلمت، ۱۹۷۹،ص۱۰۷)

۴۵- «و جمیع علوم با محبت الهیّه مقبول و محبوب و بدون آن بی ثمر بلكه مورث جنون. هر عملّی مانند شجر است و چون ثمر محبت الله باشد آن شجر مباركه است والا حطب است و عاقبت طعمه آتش گردد» (منتخباتی از مكاتیب حضرت عبدالبهاء، ویلمت، ۱۹۷۹، ص۱۷۶-۱۷۷)

۴۶- «علم اعظم منقبت عالم انسانی است. علم سبب كشف حقائق است. ولی علم بر دوقسم است علوم مادیّه و علوم الهیّه. علوم مادیّه كشف اسرار طبیعت كند. علوم الهیّه كشف اسرار حقیقت نماید. عالم انسانی باید تحصیل هر دو علم كند اكتفای به یك علم ننماید. زیرا هیچ پرنده‌ای به جناح واحد پرواز نكند باید به دو بال پرواز نماید. یك یال علوم مادیّه و یك بال علوم الهیّه. این علم از عالم طبیعت و آن علم از ماوراء‌الطبیعه. این علم ناسوتی و آن علم لاهوتی. مقصود از علم لاهوتی كشف اسرار الهی است ادراك حقائق معنوی است فهم حكمت بالغه الهی است. كشف حقیقت ادیان رحمانی است و ادراك اساس شریعة الله است.» (مجموعه خطابات حضرت عبدالبهاء، لجنه ملّی نشر آثار امری لانگهاین، آلمان، ۱۹۸۴، ص۳۸۶-۳۸۷)

قسمتی از توقیع صادره از طرف حضرت ولیّ‌امرالله:

۴۷- درمیان حقیقتی كه از جانب خداوند بواسطه پیامبران الهی ظاهر می‌شود، و نور ضعیفی كه از فلاسفه و متفكّرین ظاهر شده و غالبا بعنوان حقیقت اشتباه و سوءتعبیر می‌گردد، تفاوت بسیار عظیم است. و نباید ابدا و در تحت هیچ شرایطی با یكدیگر مشتبه شوند.

حضرت بهاءالله فرموده‌اند كه علم می‌تواند حجابی بین روح انسان و آن حقیقت ابدی گردد. و یا بعبارتی دیگر مانعی بین انسان و معرفت یزدان شود. ملاحظه می‌نمائیم بسیاری از نفوس كه در علوم فیزیكی جدید پیشرفت فراوان نموده‌اند در نتیجه خدا و پیامبران الهی را انكار نموده‌اند. و این بدین معنی نیست كه خدا و پیغمبران وجود نداشته و ندارند بلكه مقصود آنست كه علم حائلی بین قلب آنان و نور الهی گشته است. (ترجمه) (توقیع ۲۲ آپریل ۱۹۵۴ خطاب به یكی از یاران)

از دستخط‌های دارالانشاء بیت العدل اعظم:

۴۸- همانگونه كه تفاوت اساسی بین وحی الهی و درك و فهم مؤمنین از آن موجود است، پس بین حقیقت و منطق علمی از یك طرف و نظریّات و استنتاجات دانشمندان از طرف دیگر نیز تفاوت وجود دارد. بین دین حقیقی و علم حقیقی تضادی وجود ندارد و نمی‌تواند داشته باشد. دین حقیقی از جانب حقّ است، در حالیكه بوسیله علم حقیقی عقل انسان «اكتشافات حقائق اشیاء نماید و بر خواص و تأثیر ممكنات و كیفیّت و خصائص موجودات اطّلاع یابد»(۱) و بوسیله اشیاء واقعی درك امور تصوری نماید. اما بیان هر حقیقتی كه مبتنی بر ادراك انسان باشد محدود است زیرا قوّۀ درك انسان محدود است. و هرگاه محدودیّت وجود دارد امكان اشتباه نیز وجود دارد. و چون اشتباه در میان باشد اختلاف حاصل گردد. بطور مثال در وقت حاضر بسیاری از نفوس معتقدند كه اعتقاد بخدا با علم مغایرت دارد، ولی چون بینش و بصیرت آدمی ترقّی نماید فلاسفه و دانشمندان آینده بفرموده حضرت عبدالبهاء (مضمون بیان مبارك): انبیاء را انكار نخواهند نمود، از قابلیت و استعدادهای روحانی بی اطّلاع نخواهند بود، از مواهب الهیّه محروم نخواهند ماند و امور ماوراءالطبیعه را نادیده نخواهند شمرد. (ترجمه) (دستخط ۲۶ دسامبر ۱۹۷۵ خطاب به یكی از یاران)

۴۹- اطاعت صرفه از مظهر امر الهی و احكام نازله توأم با تحقیق و تتبّع هوشمندانه در تعالیم مباركه و تاریخ امر، كه خود از جمله فرائض امر الهی است، از خصائص محكم و مهم این دور اعظم بشمار می‌آید. در ادوار گذشته مؤمنین معمولا به دو بخش مخالف و متخاصّم منقسم می‌گردیدند: افرادی كه كور كورانه ظاهر آیات را پیروی می‌نمودند، و گروهی كه در همه مسائل شك نموده آنرا مورد سؤال قرار میدادند. مانند هرگونه امر افراطی هر دو راه می‌تواند به خطا منجر شود.

حضرت ولیّ محبوب ‌امر الله مرقوم داشته‌اند: كه دیانت بهائی...تحر‌ی بی قید و شرط بدنبال حقیقت را اول فریضۀ پیروان خود محسوب می‌دارد. اهل بها باید با بصیرت و آگاهی از امر الهی تبعیّت نمایند، و شكّی نبوده و نیست كه بمنظور وصول بدین مرحله از بلوغ مرتكب اشتباهاتی خواهند گشت كه همۀ افراد ذی مدخل باید با صبر و بردباری و تواضع و فروتنی سعی نمایند اینگونه امور موجب اختلاف و تفرقه بین جمیع یاران نشود. (ترجمه) (دستخط ۷ اكتبر ۱۹۸۰ خطاب به یكی از یاران)

۵۰- بیت العدل اعظم پیشنهاد می‌نمایند مواضیع مذكوره در نامه خود را در پرتو بیانات مباركه در مورد ارتباط بین آثار نزولی حضرت بهاءالله و معارف و علوم كسب شده در نتیجه تفحص و تعمّق فردی مورد توجه قرار دهید. حضرت بهاءالله می‌فرمایند: (مضمون بیان مبارك)

این مظلوم بی پرده و حجاب همواره در مقابل اهل عالم اظهار داشته آنچه بمثابه كلّید است جهت فتح ابواب علوم و فنون و معارف و رفاه و آسایش و غنا...

واضح و مبرهن است كه آثار بهائی جمیع زمینه‌های اقدامات بشری و انظمه علمی و آكادیمی را روشن می‌سازد. نفوسیكه به شناسائی حضرت بهاءالله مفتخر گشته‌اند موهبت دسترسی به آثار مقدّسه‌ای را دارند كه جنبه‌های مختلف فكر و اندیشه و تحقیق و پژوهش را روشن و منیر می‌سازد و این نفوس موظف و مكّلف گشته‌اند درك و فهم خود را در نتیجه غور و غوص در آثار الهیّه در پیشبرد مصالح امریّه استفاده نمایند.

یاران الهی كه استعداد و فرصت مناسب را داشته‌اند همواره تشویق و تشجیع گشته تا تحصیلات آكادیمی و علمی خود را ادامه دهند زیرا نه تنها آمادّه تقدیم خدمات لازم و ضروری بامر الله می‌گردند بلكه بدینوسیله راه و روش یافتن بصیرت و بینش عمیق در معانی و مفاهیم تعالیم مباركه را خواهند یافت و ملاحظه خواهند نمود كه بصیرت حاصله از درك عمیق آثار مباركه حضرت بهاءالله تحقیقات و پژوهش‌های علمی آنان را نیز واضح و روشن می‌سازد.

مطالعه برخی از بیانات حضرت ولیّ‌امرالله در این خصوص مفید خواهد بود. منشی مبارك در جواب یكی از یاران كه تحصیلات عالیه خود را در یكی از مواضیع مرتبط به تعالیم مباركه به پایان رسانده از طرف هیكل اطهر مرقوم می‌نماید:

امید است كه كلّیه دانشجویان بهائی بتوانند راهی را كه شما در پیش گرفته‌اید دنبال نمایند و موفق شوند مبادی امر الهی را تجزیه و تحلیل نموده مورد تفحص قرار دهند و آنرا با موازین علمی و فلسفی جدید مرتبط سازند. جوانان با ذكاوت و فطانت بهائی باید امر الله را بدین نحو بررسی نمیاند زیرا اساس و جوهر مبدأ تحرّی حقیقت است.
و چون خبر ایمان یكی از دانشمندان باطّلاع مبارك رسید منشی مبارك از طرف هیكل اطهر در جواب مرقوم نمود:

ما بسیار نیازمند طرز فكر سلیم و منطقی می‌باشیم كه در نتیجه تعلیم و تربیت علمی و عقلانی حاصل می‌گردد. هنگامیكه قوای عقلانی با ایمان و ایقان توأم می‌گردد امكانیات بسیار عظیمی در تبلیغ امر الله بوجود می‌آید...

و در جایی دیگر منشی هیكل اطهر مرقوم داشته:

حضرت شوقی افندی سال‌های متمادی است كه (بطور عموم و به یارانی كه هدایت هیكل مبارك را تقاضا می‌نمودند) توصیه می‌نمایند بهائیان در رشته‌های تاریخ، اقتصاد، جامعه شناسی و غیره تحصیل نمایند تا از جمیع نهضت‌های فكری و پیشرفته امروزی مطلع بوده و بتوانند آن را با مبادی و تعالیم مباركه مرتبط نمایند. تقاضای حضرت‌شان از یاران اینست كه بیشتر تحصیل نمایند نه كمتر. هرچه اطّلاعات عمومی و علمی و غیره كسب نمایند بهتر خواهد بود. و بهمین منوال حضرت‌شان مستمرا به یاران توصیه می‌نمایند كه آثار مباركه را بنحوی عمیق‌تر مورد مطالعه و دراسه قرار دهند.

همچنان كه یاران رحمان تحصیلات علمی و غور و غوص در آثار مباركه را همزمان ادامه می‌دهند باید همواره هوشیار و آگاه باشند كه آثار و تعالیم مباركه حقیقت و میزان است و جمیع آراء و نظریّات دیگر باید بر اساس آن سنجیده شود. باید یاران با تواضع و فروتنی به انجازات خود بنگرند و همواره این بیان مبارك حضرت بهاءالله را مدّ نظر داشته باشند كه می‌فرمایند: (مضمون بین مبارك)

باید قلب را از آلایش اوهام و ظنون و تعلقات ارضیه پاك و مقدس نمود تا معانی مستوره در وحی الهی را ادراك نماید و مخزن اسرار علم الهی گردد (ترجمه) (دستخط مورخ ۱۹ اكتبر ۱۹۹۳ خطاب به یكی از یاران)

۳-۲ علوم نافعه


از آثار حضرت بهاءالله:

۵۱- «تحصیل علوم و فنون از هر قبیل جائز و لكن علومی كه نافع است و سبب و علت ترقّی عباد است كذالك قضی الأمر من لدن آمر حكیم.» (لوح بشارات، مجموعه‌ای از الواح جمال اقدس ابهی كه بعد از كتاب اقدس نازل شده،‌ لجنه نشر آثار امری، لانگهاین-آلمان، ۱۳۷ بدیع، ص۱۳)

از آثار حضرت عبدالبهاء:

۵۲- «انسان باید درهر فنی قبل از تحصیل ملاحظه نماید كه فوائد این فن چه چیز است. و چه ثمره و نتایجی از او حاصل. اگر از علوم مفیده یعنی جمعیت بشریّه را فوائد كلّی از او حاصل البتّه بجان در تحصیلش بكوشد والا اگر عبارت از مباحث بیفائده صرفه و تصورات متتابعه متوالیه بوده و جز آنكه سبب نزاع و جدال شود ثمره ازاو حاصل نه بچه جهت انسان حیات خود را در منازعات و مجادلات بیفایده آن صرف نماید» (رساله مدنیه، لجنه نشر آثار امری ، آلمان، ۱۹۸۴م، ص۱۲۵-۱۲۶)

از توقیعات صادره از طرف حضرت ولیّ‌امرالله:

۵۳- رشته‌ای كه جهت ادامۀ تحصیل خود انتخاب نموده‌اید بسیار جالب و فوق‌العاده در خدمات امریّه مؤثّر خواهد بود. هرچند هر یك از زمینه‌های تحصیلات علمی برای فرد بهائی كه مایل است بداند چگونه روح تعالیم امریّه و این عصر جدید عقول و افكار را هوشیار و آگاه می‌سازد مورد علاقه می‌باشد، اما بررسی و مطالعه حالت و وضع اجتماع ما را بیشتر به احتیاجات عالم و نقش تعالیم مباركه در رفع این نیازها متوجّه می‌سازد. (ترجمه) (مكتوب مورخ ۵ ژانویه ۱۹۳۰ خطاب به یكی از یاران)

۵۴- علم فلسفه كه آن را تحصیل نموده و سپس تدریس خواهید نمود مسلما از علومی كه بحرف آغاز و بحرف منتهی می‌گردد نیست. مقصود مجاهدت‌های بی فائده و ثمر در مجادلات و منازعات مواضیع مربوط با ماوراء‌الطبیعه است و نه رشته معقولی مانند علم فلسفه...

اما در خصوص تحصیلات شخص شما: توصیه مبارك آنست كه وقت خود را زیاد مصروف جنبۀ نظری و تجریدی فلسفه ننمائید بلكه بیشتر از نظر تاریخی فلسفه را بررسی نمائید. اما مرتبط ساختن علم فلسفه با تعالیم بهائی وظیفه‌ایست بسیار عظیم كه محقّقین و دانشمندان در آینده باید متعهّد انجام آن گردند. باید همواره متذكر باشیم كه نه تنها آثار مباركه كلا به زبان انگلیسی ترجمه نگشته بلكه هنوز تماما جمع آوری نگردیده است. بسیاری از الواح مهمه ممكنست در آینده بدست آید كه فعلا در اختیار افراد می‌باشند. (ترجمه) (مكتوب مورخ ۱۵ فوریه ۱۹۴۷ خطاب به یكی از یاران)

از دستخط‌های دارالانشاء بیت العدل اعظم:

۵۵- در جواب مكتوب...و تقاضای هدایت و راهنمائی در خصوص حرفه و شغل‌های مورد نظر در ارتباط با بیان مبارك حضرت بهاءالله درباره علومی كه از حرف آغاز و بحرف منتهی می‌شود و ادامه تحصیلات در رشته‌های ریاضی فرضی و ادبیات باستانی، بیت العدل اعظم الهی مقرّر فرمودند قسمتی از رقیمه حضرت ولیّ‌امرالله كه در سال ۱۹۴۷ از طرف هیكل اطهر خطاب به یكی از یاران ارسال گردیده با شما در میان گذاریم: “علم فلسفه كه آن را تحصیل نموده و سپس تدریس خواهید نمود مسلما از علومی كه بحرف آغاز و بحرف منتهی می‌گردد نیست. مقصود مجاهدت‌های بی فائده و ثمر در مجادلات و منازعات بیهوده در مسائل ماوراء‌الطبیعه است و نه رشته معقولی مانند علم فلسفه.”

در این بیان مبارك حضرت ولیّ‌امرالله مبدأ كلّی را اعلام می‌دارند. اما در مورد علم ریاضی فرضی بطور اخص، در مراجعه به بیان مبارك حضرت بهاءالله در لوح بشارات—بشارت یازدهم—كه می‌فرمایند: “علومی نافع است و سبب و علت ترقّی عباد است”، باید این بیان را در قالب مفهوم “علوم” بنحوی كه مظهر امرالهی استفاده نموده بررسی نمود. فرموده مبارك درباره علومی كه بحرف آغاز و بحرف منتهی می‌گردد، در مورد دراسه منظّم عوارض طبیعی بمنظور كشف قوانین حاكم بر عالم مادّه كه علم ریاضی در صدد كشف آن می‌باشد، صدق نمی‌یابد. علوم فرضی ریاضی معمولا در موارد عملّی تطبیق می‌گردد. مانند نظریّه مجموعات و یا علم ذرات.

اما در مورد ادبیات باستانی، قسمتی از رقیمه مورخ ۳۰ نوامبر ۱۹۳۲ را كه از طرف حضرت ولیّ‌امرالله مرقوم گشته نقل می‌نمائیم. این رقیمه خطاب به یكی از یاران است كه در مورد فن و مهارت داستان نویسی سؤال نموده و پرسیده است آیا اشتغال به آن در زمره علومی بحساب می‌آید كه بحرف آغاز و بحرف منتهی می‌شود:

مقصود حضرت بهاءالله از علومی كه بحرف آغاز و بحرف منتهی می‌شود رسائل و مقالات در مبحث و مسائل الهیّات است كه بجای اینكه فكر انسان را به وصول به حقیقت كمك نماید آن را محدود و مسدود می‌نماید و نفوس همه عمر خود را وقف تحصیل این علوم نموده و در خاتمه نتیجه و ثمری از تلاش خود نمی‌یابند.

اكیدا مقصد حضرت بهاءالله آن نبوده كه داستان نویسی را در زمره این علوم دانند و همچنین تندنویسی و با ماشین تحریر نوشتن هر دو از استعدادهای بسیار مفید است كه در زندگی اجتماعی و اقتصادی امروزه بسیار لازم و ضروری است.

لازم و شایسته آنكه شما حكایات و داستان‌های خود را منبع الهام و هدایت خوانندگان خود قرار دهید و با این وسیله‌ای كه در دست دارید روح و مبادی امرالهی را منتشر نمائید. باید ضمن اینكه بدی‌ها ودردهای موجود در جامعه را در داستان‌های خود نشان می‌دهید، راه و علاج آن را نیز ارائه نمائید. و چنانچه حقیقتا از استعداد خاصّی در نوشتن برخوردار می‌باشید باید آن را موهبت الهی دانید و سعی و كوشش نمائید تا از این استعداد خود در پیشبرد و ترقّی جامعه استفاده كنید.

امید بیت العدل اعظم الهی آنست كه شما بتوانید دوستان خود را در این موارد قانع نمائید و آنان را تشویق كنید تا برای خدمات امریّه آمادّه و مهیّا شوند و بتوانند در رفاه و آسایش عالم بشری مؤثّر واقع گردند. (ترجمه) (دستخط دارالانشاء بیت العدل اعظم الهی مورخ ۲۴ می ۱۹۸۸ خطاب به یكی از یاران)

۳-۳ طرز فكر شخص عالم


از آثار حضرت بهاءالله:

۵۶- «من الناس من غرته العلوم و بها منع عن اسمی القیوم و اذا سمع صوت النعال عن خلفه یری نفسه اكبر من نمرود قل این هو یا ایها المردود تاالله انه لفی اسفل الجحیم. قل یا معشر العلماء اما تسمعون صریر قلمی الأعلی و اما ترون هذه الشمس المشرقة من افق الأبهی الی م اعتكفتم علی اصنام اهوائكم دعوا الأوهام و توجهوا الی الله مولاكم القدیم.» (كتاب مستطاب اقدس، آیه۴۱)

۵۷- «باید كل با یكدیگر برفق و مدارا و محبت سلوك نمایند و اگر نفسی از ادراك بعضی مراتب عاجز باشد یا نرسیده باشد باید بكمال لطف و شفقت با او تكلّم نمایند و او را متذكّر كنند من دون آنكه در خود فضلی و علوی مشاهده نمایند.» (منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله، ص۱۳-۱۴)

۵۸- «ایاكم ان لا تحاربوا مع نفس بل ذكروها بالبیان الحسنة و الموعظة البالغة ان كانت متذكرة فلها و الا فاعرضوا عنها ثم اقبلوا الی شطر القدس مقر قدس منیر و لا تجادلوا للدنیا و ما قدر فیها باحد لأن الله تركها لأهلها...» (منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله، ص۱۷۸)

۵۹- «باری ای سلمان بر احبای حق القاء كن كه در كلمات احدی بدیده اعتراض ملاحظه منمائید بلكه بدیده شفقت و مرحمت مشاهده كنید. مگر آن نفوسی كه الیوم در رد الله الواح ناریّه نوشته بر جمیع نفوس حتم است كه بر رد من رد علی الله آنچه قادر باشند بنویسند كذلك قدر من لدن مقتدر قدیر.» (منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله، ص۲۱۲)

از آثار حضرت عبدالبهاء:

۶۰- «آداب و نورانیت اخلاق مرجح است اگر اخلاق تربیت نشود علوم سبب مضرّت گردد. علم و دانش ممدوح اگر مقارن حسن آداب و اخلاق گردد والا سم قاتل و آفت هائل. طبیب بدخو و خائن سبب هلاك گردد و علت انواع امراض.» (منتخباتی از آثار مباركه درباره تعلیم و تربیت، مؤسّسه ملّی مطبوعات امری، ۱۲۶بدیع، ص۱۱۹-۱۲۰)

از پیام‌های بیت العدل اعظم و دستخط‌های دارالانشاء:

۶۱- ...یاران باید اهمّیّت سلامت فكری و فروتنی را دریابند. در ظهورات قبل بسیاری از لغزش‌ها معلول آن بود كه مؤمنین بشریعه الهیّه بسیار شائق بودند در قالب اداراك محدود خود پیام الهی را تعبیر و تفسیر نمایند و اصول و تعالیم الهیّه را كه خارج از دائره عقول و افكارشان بود تعریف و تبیین كنند و نیز در صدد تشریح رموز و اشاراتی بر می‌آمدند كه درك آن تنها در پرتو دانش و بینش و حكمت عصر بعد امكان داشت و نیز استدلال می‌كردند مسائلی مقرون بحقیقت است كه بزعم ایشان مطبوع و لازم می‌نمود. باید از چنین توجیهات مصلحت‌آمیز درباره حقائق ضروریّه برحذر بود و از این قبیل كبر و غرور فكری قطعیّا اجتناب نمود. (از مجموعه پیام‌های بیت العدل اعظم، ص۳۱۴)

۶۲- جوانان بهائی هنگام تحصیل در مدرسه و یا دانشگاه غالبا در موقعیتی غیر عادی و تا اندازه‌ای ناراحت كننده قرار میگیرند چون ملاحظه می‌نمایند در موضوعی بصیرت و اطّلاعات آنها نسبت به معلمین‌شان بیشتر است. از آنجائیكه تعالیم حضرت بهاءالله درك بسیاری از حقایق زندگی و معارف بشری را واضح و آشكار می‌سازد، فرد بهائی یقینا بیش از سایرین باید بداند كه لازم است اطّلاعاتی كه بوی داده شده را مورد سنجش و بررسی قرار داده و كوركورانه قبول ننماید. امتیاز فرد بهائی در دارا بودن آثار الهیّه در این عصر و زمان است كه مانند نور افكن بر بسیاری از معضلات و مشكلات كه متفكّرین امروزه را مات و متحیّر ساخته می‌تابد. لذا جوان بهائی باید بقدر مقدور استعداد خود را پرورش دهد و علم را از افواه رجال اخذ نماید و نسبت به معلمین خود نهایت خضوع و خشوع مرعی دارد ولی همواره آنچه را كه می‌شنود با تعالیم الهیّه بسنجد زیرا تعالیم الهی است كه می‌تواند انسانرا در تشخیص و تمییز ذهب خالص از قشور و مصنوعات زایده كه مولود افكار سخیفه بشری است معاضدت نماید. (ترجمه) (از پیام جون ۱۹۶۶ خطاب به جوانان بهائی در سراسر عالم)

۶۳- بیت العدل اعظم موافقند كه بسیار مهم است یاران علی الخصوص نفوسیكه در مؤسّسات امریّه مسئولیت‌هائی را عهده دار می‌باشند با آرامی و صبر و بردباری و وسعت فكر نسبت به نظریّات مخالف دیگران با خود واكنش نشان دهند و همواره متذكّر باشند كه قاطبه اهل بها در دبستان امرالهی مشغول به تحصیل بوده سعی می‌نمایند با وضوح بیشتری تعالیم الهیّه را فراگیرند تا آن را با ایمان و ایقان در حیات خود پیاده نمایند و هیچ فردی نمی‌تواند ادعا نماید كه به فهم و ادراك كامل این ظهور الهی واصل گشته است. و همچنین جمیع مؤمنین و مخصوصا دانشمندان و محقّقین باید انذارات عدیده در آثار مباركه نسبت به برانگیختن نزاع و اختلاف بین یاران را همواره متذكّر باشند. وظیفه مؤسّسات و تشكیلات امریّه است كه جامعه را از چنین خطراتی محفوظ دارند....نمی‌توان انكار نمود كه برخی اشارات و بیاناتی كه اخیرا باسم تحقیقات بهائی از طرف بعضی افراد اظهار گردیده نشانه افراط و بی‌اعتدالی و عدم درك بسیاری از مبادی اساسیه امر الهی است كه مسلما علامت خطر را در قلب هر مؤمن حلیم و بردباری بر می‌انگیزد. (دستخط دارالانشاء بیت العدل اعظم الهی مورخ ۱۸ جولای ۱۹۷۹ خطاب به یكی از یاران)

۶۴- بیت العدل اعظم احساس می‌نمایند محقّقین بهائی باید از وسوسه كبر و غرور فكری بر حذر باشند. حضرت عبدالبهاء یاران غرب را انذار فرمودند كه دچار امتحانات فكری خواهند گردید و حضرت ولیّ‌امرالله یاران را در این خصوص متذكر داشتند. جوانب بسیاری از طرز تفكر غربی در افكار عمومی برتبه و مقام یك اصل كامل و غیر قابل تعدّی بشمار آمده كه مرور زمان ثابت خواهد نمود كاملا اشتباه است و یا فقط جزئی حقیقتی در آن است. هر فرد بهائی كه به مقام و رتبه‌ای در مدارج علم و فضل رسد با تأثیر شدید اینگونه افكار مواجه خواهد گردید. یكی از مشكلات دنیای امروز درجه‌ایست كه اصول و مبادی مختلف از هم جدا گشته و بصورت رشته‌های تخصّصی در آمده است. از تحدیات متفكّرین و دانشمندان امروز ایجاد نوعی تركیب و یا لااقل ارتباط و همبستگی بین معارف و علوم وسیعی است كه در قرن گذشته كسب گردیده است. اهل بها باید این جنبه را در نظر داشته و از اصل اعتدال و شمول و احاطه این ظهور الهی كاملا آگاه باشند...

در اجرای حدود و احكام اجتماعی امر بهائی مشكل صرفا عدم اطاعت نمی‌باشد، بلكه مشكل عمده در نتیجه عمل نفوسی است كه هر چند متوجّهند دقیقا و عینا احكام را اجرا نمایند ولی سعی می‌نمایند تا آنجائیكه ممكنست از روح مودعه در احكام الهی دور شوند. یك چنین تمایلی در بین برخی از محقّقین و دانشمندان بهائی ملاحظه می‌گردد. پیشرفت و تقدم سریع در مدارج علم و دانائی در زمینه تحقیقات بهائی بواسطه نفوسی انجام میپذیرد كه ضمن آنكه در مسائل تخصّصی خود تبحّر دارند و از اصول تحقیق و تتبّع تبعیّت می‌نمایند كاملا از عشق امرالهی سرشارند و با عزم و جدّیّت قصد فهم و ادراك عمیق‌تر از تعالیم آن را دارند. (ترجمه) (دستخط دارالانشاء بیت العدل اعظم مورخ ۲۳ مارچ ۱۹۸۳ خطاب به یكی از یاران)

۳-۴ مسائل مربوط به روش و اسلوب تحقیق:


از آثار حضرت بهاءالله:

۶۵- «قل یا معشر العلماء لاتزنوا كتاب الله بما عندكم من القواعد و العلوم انه لقسطاس الحق بین الخلق قد یوزن ما عند الأمم بهذا القسطاس الاعظم و انه بنفسه لو انتم تعلمون» (كتاب مستطاب اقدس، آیه۹۹)

۶۶- «ولما ملئت عیون اهل الشرق من صنائع اهل الغرب لذا هاموا فی الأسباب و غفلوا عن مسببها و ممدها مع ان الذین كانوا مطالع الحكمة و معادنها ما انكروا علتها و مبدعها و مبدأها ان ربك یعلم و الناس اكثرهم لا یعلمون» (لوح حكمت، مجموعه‌ای از الواح جمال اقدس ابهی كه بعد از كتاب اقدس نازل شده، چاپ آلمان، ص۸۵)
از بیانات حضرت عبدالبهاء:

۶۷- «میزان ادراك آنچه مسلم است منحصر در چهار موازین است یعنی حقائق اشیاء باین چهار چیز ادراك می‌شود.»

اول میزان حس است. یعنی آنچه بچشم و گوش و ذائقه و شامه و لامسه احساس می‌شود اینرا محسوس می‌گویند. امروز نزد جمیع فلاسفه اوروپا این میزان تام است. میّگویند اعظم موازین حس است و این میزان را مقدّس می‌شمارند و حال آنكه میزان حس ناقص است زیرا خطا دارد. مثلا اعظم قوای حسیه بصر است بصر...زمین را ساكن گمان كند آفتاب را متحرّك بیند و امثال ذلك در بسیار امور خطا كند لهذا نمی‌شود بر آن اعتماد كرد.

میزان ثانی میزان عقل است و این میزان نزد فلاسفه اولی اساطین حكمت میزان ادراك بود. بعقل استدلال می‌كردند و بدلائل عقلیه تشبث می‌نمودند زیرا استدلالات ایشان جمیعش عقلیست. با وجود این بسیار اختلاف كردند و آرائشان مختلف بود حتّی تبدیل فكر می‌كردند یعنی یك مسأله را بیست سال بدلائل عقلیه استدلال بر وجودش می‌كردند بعد از بیست سال بدلائل عقلیه آنرا نفی می‌نمودند. حتّی افلاطون در بدایت بأدله عقلیه اثبات سكون ارض و حركت شمس را می‌نمود و بعد بدلائل عقلیه اثبات نمود كه شمس مركز است و زمین متحرك...پس معلوم شد كه میزان عقلی تام نیست چه كه اختلاف فلاسفه اولی و عدم ثبات و تبدیل فكر دلیل بر این است كه میزان عقل تام نیست چه اگر میزان عقل تام بود باید جمیع متفقّ‌الفكر متّحد‌الرأی باشند.

میزان ثالث میزان نقل است و آن نصوص كتب مقدّسه است كه گفته می‌شود خدا در تورات چنان فرموده است و در انجیل چنین فرموده است. این میزان هم تام نیست بجهت آنكه نقل را عقل ادراك كند. بعد از اینكه نفس عقل محتمل الخطاست چگونه توان گفت كه در ادراك و استنباط معانی اقوال منقوله خطا ننموده بلكه عین صواب است زیرا ممكن است كه خطا كند و یقین حاصل نمی‌شود. این میزان رئیس‌های ادیانست آنچه آنها از نصوص كتاب ادراك كنند این ادراكات عقلیّۀ آنهاست كه از آن نصوص ادراك كنند نه حقیقت واقع زیرا عقل مثل میزانست و معانی مدركه از نصوص مثل شیئ موزون. میزان كه مختل باشد موزون چه نوع معلوم می‌شود.

پس بدان آنچه در دست ناس است و معتقد ناس محتمل الخطاست زیرا در اثبات و نفی شیئ اگر دلیل حسی آرد واضح شد كه آن میزان تام نیست. و اگر دلیل عقلی گوید آن نیز تام نیست. یا اگر دلیل نقلی گوید آن نیز تام نیست پس واضح شد كه در دست خلق میزانی نیست كه اعتماد نمائی بلكه فیض روح القدس میزان صحیح است كه در آن ابدا شك و شبهه نیست و آن تأییدات روح القدس است كه بانسان می‌رسد و در آن مقام یقین حاصل می‌شود» (مفاوضات، چاپ هلند، سنه ۱۹۰۸م، ص۲۱۹-۲۲۰)

از دستخط‌های دارالانشاء بیت العدل اعظم الهی:

۶۸- اظهار نگرانی شده بود كه بسیاری از یاران که معتقدند فقط یك نظر صحیح و درست در مورد تاریخ و تعالیم امر الله وجود دارد هرگونه فكر و نظر جدید و غیرمأنوس را انتقاد می‌نمایند. این مطلب از قبل در بیانیّه‌هائی از بیت العدل اعظم الهی ذكر گردیده است مثلا در صفحات ۸۸-۸۹ از كتاب «سرچشمه هدایت» - Wellspring of Guidance. همانگونه كه در مكتوب خود اشاره نموده‌اید وحی الهی مصون از هر خطا است و از علم كامل و احاطه تام بر حقیقت صادر می‌شود. ولی وقتی افراد یاران سعی می‌نمایند آثار مقدّسه الهیّه را در مورد مشكلات و موارد بخصوصی استفاده نمایند آن را با فكر و ادراك محدود خود انجام می‌دهند. لذا همانگونه كه افراد در نتیجه گیری از شواهد و دلائل با فكر و منطق با یكدیگر اختلاف دارند بهمان نحو در درك و فهم و استفاده از قسمتی از وحی الهی با یكدیگر متفاوتند. مبدأ توافق علم و دین در امر بهائی همچنان كه بیان داشته‌اید مستلزم آنست كه محقّق بهائی چنانچه مغایرتی در ظاهر بین آثار الهیّه و شواهد موجود در مسأله خاصّی ملاحظه می‌نماید از هوش و فراست خود برای وصول به راه حل استفاده نماید و این حقیقت را قبول نماید كه برخی از مشكلات ممكنست با درك و فهم وی تحدی نمایند...

اقدام بیت العدل اعظم الهی به ابلاغ بیانیه دائره تحقیق در مورد سمینار...(۲) این مفهوم را در بر نداشته است كه تنها یك روش و سبك صحیح برای مورخین بهائی وجود دارد، بلكه منظور صرفا آن بوده كه محقّقین بهائی را از خطرات موجود در راه و روش‌هائی كه برخی از آنان در وقت حاضر پیش گرفته‌اند آگاه و هوشیار سازد. تحقیقات تاریخی بیشتر جنبه سنجش و ارزیابی شواهد را داشته و استنباط از احتمالات موجود است. و بعلاوه شواهد تاریخی همیشه متجزأ و منفصل است، گاهی ممكنست تصادفا اشتباه باشد و یا حتّی عمدا جعلی و ساختگی باشد. بیت العدل اعظم واقفند كه شما كاملا از این امر آگاه می‌باشید، ولی این موضوع را تأكید می‌نمایند زیرا قابل قبول نیست كه یك مورخ بهائی بتواند در كمال راستی و صداقت از طرفی ادعای ایمان و اخلاص نماید و از طرفی دیگر در نوشتجات خود حقیقت و صحت و شرف و منقبت طلعات مقدّسه امرالهی و یا ولی امر آن را مورد سؤال و تحدّی قرار دهد.

از آنجائیكه امر مبارك بفرموده حضرت ولیّ‌امرالله هر یك از یاران را بوظیفه اوّلیّه تحری حقیقت بدون هیچ قید و شرطی مكلف می‌سازد، باید هر مورخ مشتاق بهائی را مطمئن سازد كه مطلقا هیچگونه نیازی به تحریف تاریخ بزعم آنكه مصلحت امر چنین ایجاب می‌نماید وجود ندارد. بلكه بالعكس آمیزش ایمان حقیقی با آزادی فكر و اندیشه از قوای عظیمه امر الهی بهائی محسوب می‌گردد. و این امر البتّه مسئولیت عظیمی را بر دوش مورخین بهائی قرار می‌دهد كه نظریّات و آراء و نتیجه‌گیری خود را در كمال اعتدال و با خضوع و فروتنی اظهار نمایند. در ارتباط با این مطلب حضرت بهاءالله در یكی از الواح می‌فرمایند:

«...و این كه مرقوم داشته بودید یكی از دوستان رساله‌ای نوشته تلقاء وجه عرض شد هذا ما نزل فی الجواب الیوم آنچه نوشته می‌شود باید به كمال دقت ملاحظه نمود تا سبب اختلاف واقع نشود و محل ایراد قوم نگردد آنچه الیوم دوستان حقّ به آن متكلّمند بر مسمع اهل ارض است، در لوح حكمت این كلمه نازل ان آذان المعرضین ممدودة الینا لیستمعوا ما یعترضون به علی الله المهیمن القیوم. این فقره خالی از اهمّیّت نیست باید آنچه نوشته می‌شود از حكمت خارج نشود و در كلمات طبیعت شیر مستور باشد تا اطفال روزگار به آن تربیت شوند و به مقام بلوغ فائز گردند از قبل ذكر نمودیم كه یك كلمه بمثابه ربیع است عالم قلوب از او تازه و خرّم شود و كلمه دیگر بمثابه سموم ازهار و اوراد را بسوزاند انشاءالله مؤلفین از دوستان حقّ باید بنویسند آنچه را كه نفوس منصفه بپذیرند و نزد قوم محل ایراد واقع نشود.» (پژوهشنامه، سال دوم، شماره دوم، ۱۹۹۸م، ص۱۵) (دستخط ۱۸ جولای ۱۹۷۹ خطاب به یكی از یاران)

۶۹- بیت العدل اعظم الهی امیدوار بودند كه انتشار این بیانیّه(۳) بحث و مذاكره بین محقّقین بهائی را برانگیزد و آنان را تشویق نماید به تفحص دقیق جمیع جوانب كارهای خود پردازند و تأثیر آنها را بر شنوندگان بهائی و غیر بهائی بررسی نمایند. هدف نبوده كه به محقّقین اعلام شود روش و طریق خاصّی را كنار گذارند بلكه مقصد آن بوده كه یاران را از خطرات موجود در مسلم شمردن فرضیّات محقّقین غیر بهائی كنونی برحذر دارد و متذكّر دارد كه اجازه ندهند افكار و مفاهیم آنان از امرالهی با معیارها و موازینی كه خود بعنوان افراد بهائی می‌دانند اشتباه است مقید و محدود گردد. و همچنین امید معهد اعلی آن بوده كه محقّقین بهائی به اهمّیّت نحوه ارائه مطالب خود واقف گردند و از كلمات اهانت‌آمیز و متكبّرانه كه برخی علناً در مورد همكیشان خود كه هدف و مقصدی جز خدمت خالصانه بامرالهی نداشته استفاده نموده‌اند پرهیز و اجتناب نمایند. (ترجمه) (دستخط دارالانشاء بیت العدل اعظم مورخ ۸ اكتبر ۱۹۸۰ خطاب به یكی از یاران)

۷۰- از مكتوب شما معهد اعلی چنین استنباط نمودند كه مایلید راه‌هائی بیابید كه بتوانید حقائق روحانی را بنحوی عقلانی و منطقی ارائه داده و اهمّیّت و اعتبار آن را با دلائل علمی اثبات نمائید. هیچگونه اعتراض و مانعی در ا ین سبیل نمی‌باشد. حضرت عبدالبهاء خود این روش را استفاده نمودند. خطری كه محقّقین بهائی باید از آن برحذر باشند تغییر و تحریف حقائق دینی ولو بالاجبار است تا با مفاهیم و نظریّات متداول در جهان علم تطابق یابد. محقّقین بهائی باید از این خطر بر كنار باشند. بیت العدل اعظم الهی در مكتوب ۲۱ جولای ۱۹۶۸ خطاب به یكی از محافل ملّیه مرقوم داشته‌اند:

هرچند غالبا دسترسی به افراد و یا شنوندگان از طریق معارف و علوم امروزه از شئون حكمت می‌باشد ولی نباید هیچگاه فراموش شود كه وحی نازله از مظهر امر الهی اساس جمیع علوم است، و نظریّه‌ها و بیانیّه‌های علمی هرچند با مبادی و اصول صادره از مظهر امر خدا نزدیك باشد طبیعتا محدود و بی‌ثبات است. و از طرفی دیگر بیم آنست كه در مرتبط ساختن امر بهائی با جامعه امروزه و تطبیق آن با نظریّات و عرف‌های موجود حقائق اساسیه امر مقدس خویش را به مخاطره اندازیم. (ترجمه) (دستخط مورخ ۷جون ۱۹۸۳خطاب به یكی از یاران)

۷۱- نگرانی عمدۀ بیت العدل اعظم تعصب و طرفداری یك جانبه در روش و اسلوب برخی نویسندگان و تبعیّت از لحنی ناموزون در نوشتجات آنان است. چنین بنظر می‌رسد كه در سعی و كوشش جهت وصول به آنچه آن را واقع بینانه و علمی می‌نگارند، این نفوس سهوا و بدون قصد امر الله را در قالبی قرار داده‌اند كه كاملا با طبیعت آن مغایرت دارد و قوای روحانیّه آن را كه از نظر اهل بها اس اساس است بتمامه نادیده شمرده‌اند. احتمالا این روش چنین توجیه می‌گردد كه اكثر محقّقین و دانشمندان در رشته تطبیقی ادیان اصل توجه آنان پدیده‌های مشخص و وقائع معلوم و مواضیع عملّی است و معمولا اینگونه مواضیع را از نقطه نظر افكار غربی، و نه الزاما افكار مسیحی بررسی می‌نمایند. هرچند این روش مفهوم است ولی برای فرد بهائی غیر ممكن است زیرا این حقیقت را نادیده می‌شمارد كه در نظرگاه جهانی اهل بها بُعدی روحانی وجود دارد كه بمنظور استحكام، ثبات و هم بستگی آن عنصری غیر قابل انفكاك می‌باشد. و شایسته نیست كه فرد بهائی درباره دیانت خود بنحوی نویسد كه بنظر آید آن را با میزان انسانیت و یا مادیات می‌نگرد.

به عبارتی دیگر، در اینگونه مقالات شاهد و ناظر نویسندگان بهائیانی هستیم كه سعی می‌نمایند مثل یك غیر بهائی بنویسند. و این باعث می‌شود كه نتیجه‌گیری و استنباطی نمایند كه با تعالیم بهائی و حقیقت امر الهی مغایرت دارد. یك نویسنده خوب بهائی وقتی برای چنین انتشاراتی مطلب می‌نگارد باید كاملا بتواند بلحنی آرام و بیطرفانه مسائل را توضیح دهد بدون آنكه با نظری كه در اصل محدود و مادّی است صورت واقعی را تحریف نماید. (ترجمه) (دستخط مورخ ۴ اكتبر ۱۹۹۴ خطاب به یكی از محافل روحانیه ملّیه)

۳-۵ عهد و میثاق


از توقیعات حضرت ولیّ‌امرالله و رقائم صادره از طرف آن حضرت:

۷۲- درمورد انتخاب رشته تحصیلی: ...امر الله بنحوی است كه می‌توانیم با هر حرفه و شغلی كه دارا هستیم بآن خدمت كنیم. مهم آنست كه افكار ما روحانی باشد و صرفا امور مادّی بحت را در نظر نگیریم. و نیز نباید اجازه دهیم كه تحصیلات ما مانع از تعمّق و ثقافه ما در آثار امرالهی گردد. (ترجمه) (رقیمه از طرف هیكل اطهر مورخ ۹نوامبر ۱۹۳۱خطاب به یكی از یاران)

۷۳- «...و برای حصول این مقصود و توفیق در این مرام آثار امریّه را بنفسه مطالعه و تعالیم رحمانیّه و اصول و احكام مقدّسه را تحقیق و تدقیق نمایند و نصایح و انذارات و اشارات و بشارات منزله از قلم حضرت احدیّه را تأمّل و تدبّر كنند و بعضی از بیانات و ادعیه الهیّه را در خاطر سپارند و نظامات اداری را كاملا فرا گیرند و خود را با تطوّرات و تحوّلات و پیشرفت‌ها و حوادث جاریه امر الله مأنوس و مالوف سازند و نیز باید سعی نمایند كه از منابع موثق و محل اعتماد كه عاری از اغراض خصوصیه و آراء و مآرب شخصیّه تدوین شده باشد عرفان كامل و دقیق نسبت باساس و تاریخ دیانت اسلام مصدر و مطلع این امر ابدع اعظم حاصل نمایند و با روحی فارغ از افكار و توهّمات قبلیه قرآن كریم را كه گذشته از آثار مقدّسه حضرت باب و حضرت بهاءالله یگانه كتاب آسمانی و مصحف ربّانی و مخزن كلمات الهی است كه از هرگونه تصرف و تبدل مصون و محفوظ مانده و مورد ثقه و اعتماد كامل می‌باشد با رعایت احترام و تكریم مورد فحص و تحقیق قرار دهند همچنین در شئون و احوالی كه مستقیما باصل و پیدایش آئین مقدس بهائی مربوط است امعان نظر كنند و مقامی كه از طرف مبشر اعظم این امر امنع اقدس دعوی شده همچنین اوامر و نصوصی كه از قلم ملهم مظهر مقدس سبحانی و شارع شریعت رحمانی در این دور اعز یزدانی عز نزول یافته كل را بكمال صحت و اتقان بشناسند و بمعرفت و ایقان كامل پی برند.» (ظهور عدل الهی، مؤسسه ملّی مطبوعات امری، ۱۳۲بدیع، ص۱۰۳-۱۰۴)

۷۴- حضرت ولیّ‌امرالله احساس می‌نمایند كه اطّلاع كافی از تاریخ و تاریخ ادیان و همچنین مواضیع اجتماعی و اقتصادی كمك بسیار مؤثّری در تبلیغ امرالهی به نفوس باهوش و ذكاوت است. اما در خصوص آنكه بر كدام قسمت از مطالب امریّه بیشتر تمركز نمائید، بنظر حضرت‌شان جوانان بهائی باید در آثار ذیل تسلط و مهارت كامل داشته باشند: “منتخباتی از آثار حضرت بهاءالله”، “مطالع الانوار”، “قرن بدیع”، “كتاب مستطاب ایقان”، “مفاوضات حضرت عبدالبهاء” و الواح مهمه دیگر. جمیع جوانب امر مبارك باید دقیقا مورد مطالعه قرار گیرد...و...باید بیشتر درباره نظامات بهائی بدانند. (ترجمه) (رقیمه‌ای از طرف هیكل مبارك مورخ ۴ می ۱۹۶۴ خطاب به یكی از یاران)

۷۵- بنظر می‌رسد اكنون نیازمند آنیم كه تحقیقات بهائی با عمق و تنسیق بیشتری انجام پذیرد تا بتوان نفوسی همانند افرادی كه با آنان در تماس می‌باشید را جلب نمود. اهل عالم و یا علی الاقل طبقه روشنفكر از مردم روی زمین تاكنون به درك مبادی عظیم و جهان شمول حضرت بهاءالله كه بیش از ۷۰ سال قبل اعلام گردیده رسیده است لذا بدیهی است كه بنظر آنها دیگر “جدید” جلوه نمی‌نماید. ولی ما می‌دانیم كه تعالیم عمیق‌تر امر مبارك و قدرت نظم بدیع الهی در ایجاد خلق جدید در اجتماع كلا مطالبی است نوین و حیاتی كه باید نحوه ارائه آن را با بصیرت و ذكاوت و بنحوی جالب بدینگونه افراد فرا گیریم. (ترجمه) (رقیمه از طرف هیكل مبارك مورخ ۳ جولای ۱۹۴۹ خطاب به یكی از یاران)

۷۶- حضرت‌شان از اینكه خطابه‌های عدیده در پیشبرد امرالهی ایراد می‌نمائید بسیار مسرور گردیدند. این میدان خدمت ارزنده و مهمی است كه باید حد اكثر وقت ممكن را مصروف آن سازید. عموم مردم باید از امرالهی اطّلاع یابند و لازم است راه و روش‌های جدیدی بدین منظور اتّخاذ گردد. ضمنا تأكید می‌نمایند كه تعالیم الهیّه را عمق بیشتری مطالعه نمائید. در حقیقت تحقیقات بهائی بیش از تحقیقات علوم دنیوی مورد نیاز است، زیرا مورد اول روحانی است و مورد ثانی كم و بیش فانی و ناپایدار. در امر مبارك تعداد نفوسی كه تعالیم الهیّه را دقیقا بدانند بسیار كم است، علی‌الخصوص نفوسی كه عمق حقائق و معانی را درك نمایند و بتوانند بنحو صحیح ناس را تبلیغ نموده اساسی محكم و متین استوار سازند كه با امتحانات و افتتانات متزلزل نگردد. (ترجمه) (رقیمه از طرف هیكل مبارك مورخ ۲۷ آگست ۱۹۵۱ خطاب به یكی از یاران)

از پیام‌های بیت العدل اعظم الهی:

۷۷- در زمینه تحقیق و تتبع بنظر این هیئت مطلب بسیار مهم آنست كه با خرده گیری، بازرسی، و انتقادات بیجا از پیشرفت و ترقّی محقّقین بهائی جلوگیری نشود. ما معتقدیم كه دارالتبلیغ بین‌المللی و هیئت‌های مشاورین قارّه‌ای می‌توانند با تشویق محقّقین نوظهور و ایجاد محیطی مناسب در جامعه بهائی برای قبول و تحمل آراء و نظریّات دیگران، خدمات ارزنده‌ای در این سبیل انجام دهند. همزمان باید با ایجاد آگاهی هرچه بیشتر نسبت به حقائق امرالهی و درك اهمّیّت حیاتی عهد و پیمان ربانی و ازدیاد عشق و محبت به حضرت بهاءالله، پایه و اساس درونی ایمان افراد مؤمنین تقویت و استحكام یابد. (ترجمه) (ابلاغیه مورخ ۱۰ فوریه ۱۹۸۱ خطاب به دارالتبلیغ بین‌المللی)

۷۸- «شكی نبوده و نیست كه تقدم و تعالی امر الله از این پس بروابط متداوله متزایده با مراجع و معاهد مختلفه و اقدامات و مجهودات متفرّقه و شخصیّات بارزه غیر بهائی در پهنۀ گیتی منوط و مرتبط. شرع بها در سازمان ملل بفضل و رحمت بیمنتها موقف و موضعش یوما فیوما در ارتفاع و امتناع و در مذاكرات و مشاورات حكومات بیشتر از پیش مورد و مهبط لطف و عنایت و توجه امرا و رؤساء و در جرگه ارباب جرائد و وسائل ارتباط جمعی شناسا و آشنا و مطمح نظر و علاقه اساتذه و فحول علما و علی وجه الیقین محسود و مغبوط مؤسّسات ساقطه هابطه این حیز ادنی است. حال بمنظور مقابله با چنین اوضاعی باید در تزیید معلومات خویش جهد جهید نمائیم و از مداخله در امور سیاسیه و جانبداری از اطراف متنازعه متباغضه و تعصبّات و حمیات جاهلیّه بكلّی احتراز و اجتناب نمائیم و از همه مهمتر و بالاتر آنكه در درك حقائق اصلیه شریعه سماویّه و ارتباط كلمۀ ربانیّه با مسائل حدیثه عالم كونیه سعی بلیغ مبذول كنیم.» (پیام رضوان ۱۹۸۴ خطاب به بهائیان عالم)

منابع:

(۱) مفاوضات، ص۱۵۹
(۲) مقصود بیانیه دار التحقیق «تحدی و امیدواری در مورد تحقیق و تتبع بهائی» است كه در مجلد ۱۷ عالم بهائی در سال ۱۹۸۱ صفحات ۱۹۵-۱۹۶ درج گردیده است. این بیانیه سهوا بعنوان بیانیه بیت العدل اعظم ذكر گردیده است.
(۳) مرجع سابق

برای دوستان خود بفرستيد
چاپ