منتخباتی از بیانات حضرت ولیّ امرالله و نامه های دارالانشاء بیت العدل اعظم در مورد نفس انسانی و اطاعت از تشکیلات

آیا می‌توانیم شکّ کنیم که طرق الهی با راه‌های بشری لزوماً یکی نیست؟ آیا نه این است که ایمان صرفاً تعبیر دیگری است برای انقیاد محض، وفاداری صمیمانه و تمسّک تامّ به آنچه که معتقدیم ارادۀ ظاهرۀ واضحۀ الهی است، هرچند که آن اراده در ابتدا مسئله‌ای غامض به نظر آید و با نظرات واهی، عقاید بی‌مایه، فرضیّه‌‌های خام، تصوّرات بیهوده و برداشت‌های متداول و بی‌دوام زمانه‌ای گذرا و پر‌آلام و محن باشد؟ اگر ما سستی یا درنگ کنیم، اگر عشق ما نسبت به او ما را به راه او هدایت نکند و در آن راه نگه ندارد و اگر ما اصول مؤکّدۀ الهیّه را ترک کنیم، دیگر چه امیدی برای درمان بیماری‌ها و دردهای این جهان می‌توانیم در دل بپرورانیم؟ (نظم اداری بهائی: منتخباتی از پیام‌های حضرت ولیّ‌امرالله ١٩٣٢–١٩٢٢)

حضرت ولیّ‌امرالله مایلند احبّا دو اصل اساسی را همواره مدّ نظر داشته و از روی وجدان و ایمان از آنها پیروی کنند. اوّل اصل وفاداری کامل و صمیمانه نسبت به کلمة الله است. احبّا باید مراقب باشند که حتّی سر مویی از تعالیم الهی منحرف نگردند. حفظ پاکی اصول، اعتقادات و احکام امر مبارک باید بیش از هر چیز منظور نظر ایشان باشد. تنها به ‌این وسیله است که می‌توانند به حفظ وحدت و یگانگی ارگانیک امر الهی امیدوار باشند. در امر مبارک، «آزادی‌خواه» یا «محافظه‌کار»، «میانه‌رو» یا «افراطی»، نمی‌تواند و نباید وجود داشته باشد زیرا همه در تحت یک قانون که قانون الهی است قرار دارند. قانون الهی فراتر از همۀ تفاوت‌ها، همۀ گرایش‌ها، امیال و آمال شخصی یا محلّی است.

بعد، اصلِ اطاعت کامل و فوری از محافل، چه محلّی و چه ملّی، است. کمک به جامعه برای شناسایی و درک فزایندۀ امر مبارک بر عهدۀ این مؤسّسات نظم اداری بهائی است. وحدت اعتقادی و وحدت اداری، دو ستون عمده‌ای است که قصر مشید امر الله را بر پا داشته و آن را از طوفان‌های مخالفتی که به شدّت بر آن می‌خروشد محافظت می‌نماید. (از نامۀ مورّخ ۵ سپتامبر ١٩٣۶ از طرف حضرت ولیّ‌امرالله به یکی از احبّا)

فقط یک راه علاج برای این مسئله وجود دارد: مطالعۀ نظم اداری، اطاعت از محافل و مساعی هر یک از احبّا در تهذیب رفتار خویش به عنوان یک بهائی. ما هرگز نمی‌توانیم همان نفوذی را که می‌توانیم روی خود داشته باشیم بر دیگران اعمال نماییم. اگر ما بهتر باشیم، اگر از خود محبّت و شکیبایی نشان دهیم نقاط ضعف دیگران را بپذیریم، اگر سعی کنیم که هیچ وقت انتقاد نکنیم بلکه تشویق نماییم، دیگران هم به همین نحو رفتار خواهند کرد و ما حقیقتاً می‌توانیم از طریق رفتار و نیروی روحانی خود به امر مبارک کمک کنیم. برای احبّا در همه جا، وقتی‌که نظم اداری برای اوّلین بار تأسیس می‌شود تطبیق دادن خود خیلی مشکل است آنان باید یاد بگیرند که به خاطر حفظ وحدت و اتّحاد از محفل اطاعت نمایند، حتّی اگر محفل در اشتباه باشد. آنان باید شخصیّت خود را تا حدّی فدا نمایند، تا حیات جامعه کلّاً رشد نماید و توسعه یابد. این امور مشکل است، ولی ما باید درک کنیم که وقتی امر الهی به نحو صحیح بر طبق نظم اداری استقرار یابد، ما را به یک زندگانی بس والاتر و کامل‌تر سوق خواهد داد. (از نامۀ مورّخ ٢۶ اکتبر ١٩۴٣ از طرف حضرت ولیّ‌امرالله به یکی از احبّا)

آنچه که حضرت عبدالبهاء می‌خواستند احبّا را از آن محفوظ دارند جرّ و بحث دائمی و خودرأیی بود. یک فرد بهائی می‌تواند از محفل دلیل اتّخاذ تصمیمی را سؤال کند و مؤدّبانه تقاضای تجدید نظر نماید. ولی باید به همین اکتفا کند و با پافشاری بر عقاید خود به اغتشاش در امور محلّی ادامه ندهد. این نکته در مورد هر یک از اعضای محفل نیز صدق می‌کند. ما همه حقّ داریم نظرات خود را داشته باشیم و مسلّماً افکارمان با یک‌دیگر متفاوت است. ولی شخص بهائی، با آگاهی به اینکه قبول کردن و هماهنگ بودن واقعاً مهّم است — حتّی اگر اشتباهی هم رخ داده باشد — باید تصمیم اکثریّت محفل خود را قبول نماید. اگر ما به نحو شایسته و به روش بهائی به امر مبارک خدمت کنیم، خداوند هر اشتباهی را مآلاً درست خواهد کرد. (از نامۀ مورّخ ١٩ اکتبر ١٩۴٧ از طرف حضرت ولیّ‌امرالله به یکی از احبّا)

زندگی فقط یک مبارزۀ دائمی با نیروهایی که در اطراف ما موجود است نیست، بلکه از همه بالاتر مبارزه با «نفس امّارۀ» خودمان می‌باشد. ما هرگز نمی‌توانیم از پارو زدن دست برداریم، زیرا در آن صورت به زودی جریان آب ما را با خود خواهد برد. بسیاری از افرادی که از امر مبارک دور می‌شوند به خاطر آنست که از ترقّی و پرورش روحانی باز ایستاده‌اند یا به خود مغرور شده‌اند، یا به امور بی‌اعتنا گشته‌اند و در نتیجه از نیرو و حیات روحانی که می‌بایستی از امر مبارک کسب نمایند باز ماندند ... به طور کلّی نود در صد مشکلات احبّا به دلیل آنست که در رابطه با دیگران، با تشکیلات اداری و یا با زندگی شخصی خود از روش‌های بهائی پیروی نمی‌نمایند. (از نامۀ مورّخ ٨ ژانویه ١٩۴٩ از طرف حضرت ولیّ‌امرالله به یکی از احبّا)

یکی از علل اصلی عدم توسعۀ سریع‌تر امر آنست که احبّا نیاموخته‌اند که در چارچوب نظم اداری زندگی‌ و فعّالیّت نمایند. آنها یا نظم اداری را به شکل قالبی بیش از حدّ خشک در می‌آورند و یا در مقابل آنچه که احساس می‌کنند یک «سیستم» است سر به عدم اطاعت بر ‌می‌دارند و به حدّ کافی آن را حمایت نمی‌نمایند. این افراط و تفریط هر دو مانع پیشرفت امر و کارآیی احبّا می‌شود. (از نامۀ مورّخ ٣۰ می ١٩۵٢ از طرف حضرت ولیّ‌امرالله به یکی از احبّا)

نگرانی شما در بارۀ تأکید زیاده از حدّ بر خویشتن و بر نفس امّاره بازتاب یکی از مواضیع اصلی بیانات مبارکۀ مظهر ظهور می‌باشد، و موضوعی است که مکرّراً در آثار مبارکه به آن اشاره شده است. مثلاً از «شرّ نفس و هوی» و یا از کسانی که «اسیر نفس امّاره» شده‌اند صحبت می‌فرمایند. حضرت عبدالبهاء به «زنگ انانیّت» اشاره فرموده و از «فتنۀ نفس انسانی» و اینکه «...وسوسه کننده (مار فتنه‌گر)...» می‌باشد، سخن گفته‌اند. (از نامۀ مورّخ ۴ آگست ١٩٧٧ از طرف بیت العدل اعظم به یکی از احبّا)

برای دوستان خود بفرستيد
چاپ