نامۀ مورّخ ۹ مارچ ۱۹۶۵ در بارۀ ولایت امر الله و بیت العدل اعظم
[Persian translation of the message of the Universal House of Justice
dated 9 March 1965 to a National Spiritual Assembly]
ترجمهای از پیام بیت العدل اعظم الهی
خطاب به یکی از محافل ملّی
[از: مرکز جهانی بهائی]
۹ مارچ ۱۹۶۵
دوستان عزیز،
از اینکه شما مسائلی را که سبب تشویش خاطر بعضی از یاران است به نظر ما رساندید خوشحالیم. طرح این مسائل به طور آزاد و آشکار خیلی بهتر از آن است که سربسته به ماند و بر قلوب یاران جانفشان سنگینی نماید. این قبیل تردیدها با درک بعضی اصول اساسی امر حضرت بهاءاللّه به خودی خود زائل میشود. البتّه مقصود آن نیست که در امر الهی اسرار وجود ندارد. البتّه اسرار وجود دارد، هر گاه معرفت صحیح نسبت به اصول عقاید امری حاصل گردد حقایق مسلّمۀ هر موضوعی معلوم شود، این اسرار از نوعی نیست که بتواند مبنای عقیده و ایمان اشخاص را متزلزل سازد.
سؤالاتی که از طرف بعضی از احبّا مطرح میشود بر سه دسته است. دستۀ اوّل در اطراف این پرسشها دور میزند: چرا با علم قبلی به اینکه ولیّ امر دیگری نخواهد بود برای انتخاب بیت العدل اعظم اقدام شد؟ آیا موقع برای چنین اقدامی مقتضی بود؟ آیا شورای بینالمللی بهائی نمیتوانست به انجام امور بپردازد؟
در هنگام صعود حضرت شوقی افندی محبوب ما، از وضع موجود و از شرایط صریحۀ آثار مقدّسه واضح بود که برای حضرت ولیّامرالله امکان انتخاب جانشینی بر طبق شرایط مقرّره در الواح وصایای حضرت عبدالبهاء وجود نداشته است. این وضعیّت، که در آن حضرت ولیّامرالله صعود فرمودند، بدون آنکه بتوانند جانشینی تعیین نمایند، مسئلۀ مبهمی را مطرح میکرد که در نصوص مبارکه مذکور نبود و میباست به بیت العدل اعظم ارجاع میگردید. احبّا باید به روشنی درک نمایند که قبل از انتخاب بیت العدل اعظم علم به اینکه ولیّ امری نخواهد بود وجود نداشت. چنین آگاهی، علیرغم هر نوع فکری که احبّا احیاناً در ذهنشان میپروراندند، نمیتوانست از پیش وجود داشته باشد. نه ایادی امر الله، نه شورای بینالمللی بهائی و نه هیچ مؤسّسۀ موجود دیگری نمیتوانست تصمیمی در مورد این مسئلۀ بسیار مهمّ اتّخاذ نماید. فقط بیت العدل اعظم صلاحیّت و اختیار آن را داشت که در این مورد حکمی صادر نماید.
پس از صعود حضرت شوقی افندی، ادارۀ امور بینالمللی امر بهائی توسّط ایادی امر اللّه با موافقت کامل و اطاعت محافل روحانی ملّی و بهائیان عالم انجام یافت. این قرار با انتصاب ایادی امر الله از طرف حضرت ولیّامراللّه به عنوان «حارسان مدنیّت جهانی حضرت بهاءالله که در مرحلۀ جنین است» موافق و هماهنگ بود.
از همان ابتدا که ایادی امر اللّه تصدّی امور امر اللّه را به عهده گرفتند دریافتند که چون وعدۀ مسلّم و مسجّل هدایت الهیّه آن چنان که برای ولیّ امر اللّه و بیت العدل اعظم داده شده در مورد آنها صدق نمیکند پس تنها راه امن آن است که با کمال دقّت و مواظبت از دستورات و خطّ مشی حضرت شوقی افندی پیروی نمایند. در سراسر تاریخ ادیان چنین وضعی سابقه نداشته است که زعمای یک دیانت که به طور ناگهانی خود را از موهبت مرجع و راهنمای آسمانی و ملهم خویش محروم بینند چنین انضباط شدید و وفاداری مطلق و از خودگذشتگی کاملی از خود نشان دهند. میزان تقدیر و سپاسی که نوع بشر در طیّ نسلهای آتیه، بلکه قرون آینده مدیون این نفوس مصیبتدیدۀ ثابتقدم و قهرمان خواهد بود غیر قابل تصوّر میباشد.
حضرت ولیّامراللّه به عالم بهائی نقشههای صریح و مشروح تا رضوان ۱۹۶۳ یعنی خاتمۀ نقشۀ دهساله عنایت فرموده بودند و از آن تاریخ به بعد برای آنکه خطری متوجّه امر الله نشود، استمرار هدایت ملکوتی ضرورت داشت و این دومین دلیل مبرم فراخوانی برای انتخاب بیت العدل اعظم بود. به علاوه مناسب بودن زمان انتخاب بیت العدل اعظم را با اشارات حضرت شوقی افندی در توقیعات منیعه در بارۀ این که متعاقب جهاد کبیر اکبر روحانی دهساله نقشههای دیگری تحت هدایت بیت العدل اعظم اجرا خواهد شد تأیید گردید. یکی از این قبیل اشارات بیان مبارک است که در نامۀ مورّخ ۲۵ فوریه ۱۹۵۱ خطاب به محفل روحانی ملّی بهائیان جزائر بریتانیای کبیر در بارۀ نقشۀ دوسالۀ آنها که بلافاصله پیش از نقشۀ دهساله انجام گرفته صادر شده که ترجمهای از آن چنین است:
موفّقیّت این مشروع [جهاد کبیر اکبر — نقشۀ دهساله — ١٩۵۳ تا ١٩۶۳ میلادی] که از نظر وسعت عمل بیسابقه، از نظر ماهیّت بینظیر و از نظر امکانات روحانیّش عظیم است، شرطی است که شروع اقدامات و فعّالیّتهایی که در سالهای بعدی عهد تکوین دور بهائی شروع خواهد شد و تمام محافل روحانی ملّی در سراسر عالم بهائی را در بر خواهد گرفت، فعّالیّتهایی که خود مقدّمۀ شروع مشروعاتی جهانی در عهود آیندۀ همان عصر توسّط بیت العدل اعظم است و نشانهای از اتّحاد و هماهنگی محافل ملّی و اقدامات آنها خواهد بود، به آن بستگی دارد.
ایادی امر اللّه پس از مدّت شش سال تصدّی امور امر الله، با ایمان کامل به نصوص مبارکه از یاران الهی دعوت نمودند که به انتخاب بیت العدل اعظم قیام نمایند و حتّی از احبّا تقاضا کردند که در این انتخابات به خود آنها رأی ندهند. تنها مورد غمانگیز غلبۀ حبّ جاه و ریاست، کوشش تأسّفآور میسن ریمی برای غصب مقام ولایت امر اللّه بود.
بیان ذیل مستخرج از یکی از الواح مرکز میثاق واضحاً و قویّاً اصولی را که احبّای عزیز با مطالعۀ الواح وصایای حضرت عبدالبهاء و توقیعات مختلفۀ حضرت شوقی افندی با آن آشنا هستند مؤکّداً و صراحتاً توضیح میدهد و مبنای انتخاب بیت العدل اعظم را بیان مینماید. حضرت ولیّ محبوب امر اللّه شخصاً در سنین اوّلیّۀ دورۀ ولایت این لوح را برای انتشار بین یاران به ایران فرستادند.
...زیرا عبدالبهاء در طوفان خطر است و از خوف اختلاف آرا در نهایت حذر ... الحمد للّه اسباب اختلافی نه.
حضرت اعلی صبح حقیقت روشن و تابنده بر جمیع ارجاء و مبشّر نیّر اعظم ابهی و جمال مبارک موعود جمیع کتب و صحف و زبر و الواح و ظهور مجلّی طور در سدرۀ سینا و ماعدا کلّ بندۀ آن آستانیم و احقر پاسبان.
مقصود اینست که قبل از الف کسی سزاوار تکلّم به حرفی نیست ولو مقام ولایت باشد کتاب اقدس مرجع جمیع امم و احکام الهی در آن مصرّح احکام غیر مذکوره راجع به قرار بیت العدل دیگر اسباب اختلافی نه ... زنهار زنهار مگذارید نفسی رخنه کند و القاء فتنه نماید اگر اختلاف آرایی حاصل گردد بیت عدل اعظم فوراً حلّ مشکلات فرماید و اکثریّت آرا آنچه بیان کند صرف حقیقت است زیرا بیت عدل اعظم در تحت حمایت و عصمت و عفّت سلطان احدیّتست و او را صیانت از خطا فرماید و در ظلّ جناح عفّت و عصمت خویش محافظه نماید هر کس مخالفت کند مردود گردد و عاقبت مقهور شود.
بیت عدل اعظم به ترتیب و نظامی که در انتخاب مجالس ملّت در اوروپا انتخاب میشود انتخاب گردد و چون ممالک مهتدی شود بیوت عدل ممالک بیت عدل اعظم را انتخاب نماید.
در هر زمان که جمیع احبّا در هر دیار وکلایی تعیین نمایند و آنان نفوسی را انتخاب کنند و آن نفوس هیئتی را انتخاب نمایند آن بیت العدل اعظم است.
تأسیسش مشروط به ایمان جمیع ممالک عالم نه مثلاً اگر وقت مقتضی بود و فساد نداشت احبّای ایران وکلایی انتخاب مینمودند و احبّای امریک و هند و سایر جهات نیز وکلایی انتخاب مینمودند و آنان بیت العدلی انتخاب مینمودند آن بیت العدل اعظم بود والسّلام.
احبّای عزیز باید بدانند که در نصوص مبارکه چنین مطلبی وجود ندارد که انتخاب بیت العدل اعظم فقط باید به دعوت ولیّ امر اللّه صورت گیرد بلکه برعکس حضرت عبدالبهاء حتّی در زمان حیات خودشان دعوت به انتخاب آن هیئت را مورد نظر قرار دادند. در دورهای از حیات مبارک که حضرت ولیّامراللّه آن را در توقیعی به زبان انگلیسی «تاریکترین ایّام حیات [حضرت عبدالبهاء] در زمان حکومت سلطان عبدالحمید توصیف فرمودند یعنی زمانی که قرار بود آن حضرت به بدترین نقطۀ بد آب و هوا در منطقۀ شمال افریقا تبعید گردند» و وقتی که حتّی حیات مبارک در معرض خطر بود، حضرت عبدالبهاء به حاجی میرزا محمّدتقی افنان، خالوزادۀ حضرت باب و بانی ارشد مشرقالاذکار عشقآباد شرحی نوشته به او امر فرمودند که اگر تهدیدات و مخاطرات نسبت به آن حضرت تحقّق یابد اقدام به انتخاب بیت عدل عمومی نماید. قسمت دوم الواح وصایای حضرت عبدالبهاء نیز مربوط به چنین وضعی است و باید از طرف احبّا مورد مطالعه و مداقّه قرار گیرد.
دستۀ دوم مشکلاتی که بعضی یاران را گرفتار تشویش مینماید مربوط به مسئلۀ معصومیّت بیت العدل الهی و قادر بودن آن به انجام وظایف محوّله بدون حضور ولیّ امر اللّه است. مشکل خاصّی در درک مقتضیّات بیان ذیل از حضرت ولیّ محبوب امر اللّه پیش آمده است که میفرمایند:
جدا از مؤسّسۀ ولایت امر الله، نظم جهانی حضرت بهاءالله ناقص شده و به طور دائم از آن اصل وراثت که بر وفق بیان حضرت عبدالبهاء همواره مورد حمایت حکم الهی بوده محروم خواهد گشت. حضرت عبدالبهاء در لوحی که به افتخار یکی از احبّای ایران نازل گردیده میفرمایند: «در جمیع شرایع الهیّه ولد بکر امتیازات فوقالعاده داشته حتّی میراث نبوّت تعلّق به او داشت.» «بدون این مؤسّسه وحدت امر اللّه در خطر افتد و بنیانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطۀ فیضی که بر عواقب امور در طیّ دهور احاطه دارد بالمرّه بینصیب ماند و هدایتی که جهت تعیین حدود و وظایف تقنینیّۀ منتخبین ضروری است سلب شود.»
احبّایی که در حال حاضر مایل به درک روشنتر این بیان هستند، آن را در پرتو نصوص بسیار دیگر در بارۀ همین موضوع ملاحظه نمایند. فیالمثل بیانات ذیل منتخباتی از مکاتیب حضرت شوقی افندی میباشد:
[حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاء] با بیانی صریح و قاطع دو مؤسّسۀ لاینفک بیت العدل اعظم و ولایت امر الله را به عنوان جانشینان منتخب خویش معیّن فرمودهاند که مقدّرند اصول مبارکه را اجرا کنند، احکام را ترویج و مؤسّسات را محافظت نمایند، با تمسّک و درایت احتیاجات امر الهی را با مقتضیات جامعه پیشرو تطبیق دهند و میراث مرغوب خللناپذیری را که بانیان امر الله به عالم انسانی عطا فرمودهاند تحقّق بخشد.
همچنین هر يک از اهل بهاء بايد به خوبی بداند که مؤسّسهء ولايت در تحت هیچ شرایطی اختياراتی را که حضرت بهاءاللّه در کتاب اقدس به بیت العدل اعظم تفویض و حضرت عبدالبهاء موّکداً مکرّراً در الواح وصایا تأیید فرمودهاند سلب نمینماید و یا حتّی سر مویی از آن نمیکاهد. این مؤسّسه به هيچ وجه با ارادۀ مبارکه و مندرجات الواح حضرت بهاءاللّه تناقضی به وجود نمیآورد و هرگز دستورات منزلهء مبارکهاش را باطل نمیسازد . بلکه مؤسّسهء ولايت بر وقر و اعتبار مؤسّسۀ فخیم [بيت العدل اعظم] میافزايد و بدون آنکه به حريم اختیاراتش که در نصوص مبارکه مصرّح گشته کمترین تجاوزی نمايد، مقام منيعش را تثبیت میکند، وحدتش را حفاظت مینماید و مجهوداتش را تداوم میبخشد. ما هنوز از لحاظ زمانی به یک چنین سند عظيمی [الواح وصايای حضرت عبدالبهاء] نزدیکتر از آن هستیم که بتوانیم ادّعا کنیم که به ادراک کامل مضامينش موفّق شدهایم و یا تصوّر نماییم که بر اسرار مکنونهای که یقیناً در آن نهفته است مطّلع هستیم.
از این بیانات کاملاً واضح و روشن است که ولیّ امر مبیّن آیات الله و بیت العدل اعظم واضع احکام غیر منصوصه است. تبیینات ولیّ امر الله، در حوزۀ عملکرد خویش، همان مرجعیّت و لازمالاجرا بودن را دارد که قوانین مشروعۀ بیت العدل عمومی که دارای حقّ و امتیاز منحصر به فرد حکم نمودن و اظهار نظر و تصمیم نهایی در مورد قوانین و احکامی که حضرت بهاءالله بالصّراحه نازل نفرمودهاند، میباشد. هیچ یک از این دو مؤسّسه نه میتواند به قلمرو مقدّس و مقرّر دیگری تجاوز نماید و هرگز نیز تجاوز نخواهد نمود. هیچ کدام در کم کردن اختیارات مخصوصه و مصرّحهای که از جانب حقّ به هر دو اعطا شده سعی نخواهد نمود.
هر یک قدرت و اختیارات و حقوق و امتیازات خود را در حدود مشخصّه اعمال مینماید. قدرت و اختیارات و حقوق و امتیازات این دو مؤسّسه با یکدیگر متناقض نیست و به هیچ وجه از مقام و اهمّیّت دیگری نمیکاهد.
اگرچه ولیّ امر الله به عنوان رئیس دائمی آن هیئت عظیمالشأن تعیین شده است وی هرگز نمیتواند، حتّی به طور موقّت، حقّ منحصر به فرد تشریع را از آن خود کند. او نمیتواند تصمیم اکثریّت اعضای همکار خود را لغو نماید....
علاوه بر آنچه ذکر شد، این کلمات مبارکۀ حضرت بهاءاللّه اطمینان بخش قلوب یاران میباشد که میفرمایند:
انّه وضع امره علی اساس ثابت راسخ متین لا تزعزعه اریاح العالم و ﻻ اشارات الامم.
و نیز حضرت عبدالبهاء میفرمایند:
حقّ جلّ جلاله یفعل ما یشاء است و هیچ چیز قادر به انهدام عهد و پیمان او نیست و نمیتواند الطاف او را سدّ نماید و یا مخالفت امر او کند او به ارادۀ خود هر چه بخواهد میکند و بر کلّ اشیاء قادر است.
احبّا باید بدانند که بیت العدل اعظم قبل از وضع قانون در هر موردی با کمال دقّت و جامعیّت نصوص مبارکه و توقیعات حضرت شوقی افندی در آن خصوص را مورد مطالعه قرار میدهد. تبییناتی که از قلم ولیّ عزیز امر اللّه عزّ نزول یافته شامل موضوعات بسیار وسیعی است و مانند نصوص واجب الاطاعه است.
فرقی بسیار مهم بین تبیینات حضرت ولیّامر اللّه و توضیحات بیت العدل اعظم که در حین انجام وظایف خود بر اساس نصوص مبارکه «...در آنچه اختلاف واقع يا مسائل مبهمه و يا مسائل غير منصوصه مذاكره نمايند» موجود است. ولیّ امر معانی ومفاهیم آثار مبارکه را عرضه میکند و تبییناتش را که بیان حقایق است نمیتوان تغییر داد. به فرمودۀ حضرت شوقی افندی: «حقّ مسلّم تشریع احکام غیر منصوصۀ بهائی فقط مختص به بیت العدل اعظم است.» تشریحات صادره از بیت العدل اعظم که خود آن هیئت حقّ اصلاح و نسخ آن را دارد در حکم متمّم و وسیلۀ اجرای قانون الهی است. هرچند وظیفۀ تبیین به بیت العدل اعظم تفویض نشده ولکن این هیئت صلاحیّت دارد که به کلّیّۀ اقدامات لازم برای استقرار نظم جهانی حضرت بهاءاللّه در روی زمین دست بزند. وحدت عقیده و ایمان در امر بهائی با در دست داشتن نصوص محکمۀ الهیّه و تبیینات مفصّلۀ حضرت عبدالبهاء و حضرت شوقی افندی و همچنین با ممنوعیّت کامل تفسیر یا تبیین به اصطلاح «معتبر» یا «ملهم» و غصب مقام ولایت از طرف افراد، حفظ میگردد. وحدت اداری با مرجعیّت بیت العدل اعظم تأمین میشود.
به فرمودۀ حضرت شوقی افندی: «این چنین است ثبات و تغییرناپذیری آیات نازلۀ آن حضرت [حضرت بهاءالله]. این چنین است انعطافپذیری طرز عمل امنای منتخب او [بیت العدل اعظم]. آن تغییرناپذیری هویّت امر بهائی را حفظ و جامعیّت احکامش را محفوظ میدارد و این انعطافپذیری سبب میشود که هیکل زندۀ امر الله رشد و نمو نماید و خود را با حوائج و مقتضیّات جامعۀ دائمالتّغییر بشری منطبق و موافق سازد.»
هر مؤمن حقیقی اگر مایل به افزایش درک خود از امر حضرت بهاءاللّه باشد باید ایمان محکم به تأثیرات پایدار پیام حیاتبخش آن حضرت و عهد و میثاقش را با خضوعی که لازمۀ اقرار و اعتراف به این مطلب است توأم نماید که هیچ کس از ابناء این نسل نمیتواند ادّعا کند که وسعت نامحدود امر الهی را دریافته و یا اسرار بیشمار و معانی و امکانات مکنونۀ آن ر ا درک کرده است. بیان ذیل از حضرت شوقی ربّانی شاهد صادقی بر این حقیقت است:
چه عظیم است ظهور حضرت بهاءاللّه! چه وسیع است فیوضات و مواهب آن حضرت که در این زمان نصیب عالم انسانی شده است! و در عین حال چه نارسا و محدود است فهم و ادراک ما از درک عظمت و جلال آن! نسل حاضر آن قدر به زمان اشراق یک چنین ظهور عظیمی نزدیک است که نمیتواند چنان که باید و شاید از امکانات لانهایه امر حضرت بهاءالله با خبر گردد و خصوصیّات بینظیر و اسرار مکنون و مستور دور اعظمش را ادراک نماید.
حضرت عبدالبهاء در الواح وصایا از ما دعوت فرمودهاند که نه تنها بدون قید و شرط نظم بدیع جهانی حضرت بهاءاللّه را بپذیریم بلکه قدر و ارزش آن را در انظار عالمیان مکشوف سازیم. تلاش به منظور فهم قدر و منزلت کامل نظم بدیع و یا در راه شناخت اهمّیّت و جلال واقعی آن بعد از گذشت مدّتی این چنین کوتاه از بدو تأسیسش، اقدامی بیموقع و گستاخانه از طرف ما محسوب خواهد شد. باید تسلیم زمان و متوسّل به هدایات بیت العدل اعظم الهی شویم تا درک روشنتر و کاملتری از محتویّات و مقتضیّات آن به دست آوریم.
آنچه راجع به ترتیب و تمشیت امور روحانیّۀ احبّا است همانا تقویت اساس محافل مقدّس روحانیست در تمام نقاط چه که بر این اساس محکم متین در مستقبل ایّام بیت عدل اعظم الهی استوار و برقرار گردد و چون این بنیان اعظم بر این اساس اقوم مرتفع شود نوایای مقدّسهٴ آلهیّه و حکم و معانی کلیّه و رموز و حقایق ملکوتیّه که در وصایای مبارکه الهامات غیبی حضرت بهاءاللّه ودیعه گذاشته به تدریج ظاهر و آشکار گردد و جلوه نماید.
بیاناتی از این قبیل نشان میدهد که معنای کامل متون الواح وصایای حضرت عبدالبهاء و همچنین درک مفاهیم و مقتضیّات نظم جهانی بهائی که در آن سند خطیر معرّفی شده تنها بتدریج و بعد از تأسیس بیت العدل اعظم در انظار ظاهر خواهد گشت. از احبّای عزیز دعوت میشود عامل زمان را در نظر آورند و هدایت بیت العدل اعظم را منتظر گردند. بیت العدل اعظم عندالاقتضاء قرارهای لازم که مسائل و مطالب مبهم را حلّ و روشن خواهد ساخت صادر خواهد نمود.
دستۀ سوّم سئوالاتی که از طرف احبّا طرح شده مربوط به طرز عمل بیت العدل اعظم الهی در غیاب ولیّ امر اللّه و علیالخصوص موضوع طرد اعضای بیت العدل اعظم است. این قبیل مسائل در اساسنامۀ بیت العدل که تدوین آن یکی از اهداف نقشۀ نهساله است توضیح داده خواهد شد. فعلاً به اطّلاع احبّا میرسد که «هر گاه عضوی از اعضای بیت العدل اعظم گناهی ارتکاب نماید که در حقّ عموم ضرری حاصل شود...» ممکن است با اکثریّت آرای همان هیئت از عضویّت طرد و اخراج گردد. اگر عضوی خدای ناکرده ناقض عهد شناخته شود موضوع از طرف ایادی امر اللّه رسیدگی خواهد شد و آن ناقض عهد مانند هر ناقض دیگری بنا به تصمیم ایادی امر اللّه مقیم ارض اقدس و تصویب بیت العدل اعظم طرد خواهد شد. تصمیم ایادی امر اللّه در این گونه موارد به وسیلۀ بیت العدل اعظم به عالم بهائی اعلان خواهد گردید.
یقین داریم که وقتی شما این نامه را با احبّای الهی در میان گذارید و این منتخبات آثار مبارکه و مرقومات حضرت ولیّامراللّه توجّه آنها را جلب نماید، شکّ و شبهۀ آنان از میان رفته خواهند توانست تمام مساعی و همّت خود را در نشر امر حضرت بهاءاللّه صرف نمایند و با کمال صفا و مسرّت مطمئن باشند که قدرت میثاق هر گونه امتحان و افتتانی را که از سماء قضای مبرم نازل شود محو و نابود خواهد کرد و به این طریق نشان خواهد داد که قادر است دنیای پراضطراب را نجات داده و عَلَم ملکوت الهی را بر روی زمین برافرازد.
با تقدیم تحیّات
[امضا: بیت العدل اعظم]