سوم : عهد و میثاق خاصّ (حضرت بهاءالله)

سوم – عهد و میثاق خاصّ: «...همان عهدی بود که جمال مبارک راجع به حضرت عبدالبهاء از پیروان خویش گرفت...»

تعیین جانشین

۱۱ –« باید اغصان و افنان و منتسبین طرّاً به غصن اعظم ناظر باشند انظروا ما انزلناه فی کتابی الاقدس اذا غیض بحر الوصال و قضی کتاب المبدأ فی المآل توجّهوا الی من اراده الله الّذی انشعب من هذا لاصل القدیم مقصود از این آیهء مبارکه غصن اعظم (حضرت عبدالبهاء) بوده کذلک اظهرناه الامر فضلاً من عندنا و انا الفضّال الکریم.»(حضرت بهاءالله «کتاب عهدی»)

۱۲ –« به نصّ کتاب اقدس مرکز میثاق را مبیّن کتاب فرمودند که از اوّل ابداع تا یومنا هذا در ظهور مظاهر مقدّسه چنین عهد محکم متینی گرفته نشده.» (از حضرت عبدالبهاء - منقول در «دور بهائی» ص ۶۱)

۱۳ – الیوم اهمّ امور ثبوت و رسوخ بر عهد و میثاق است که سبب رفع هر اختلاف است... عهدی که جمال مبارک گرفت آن نیست که عبدالبهاء مظهر موعود است بلکه عبدالبهاء مبیّن کتاب و مرکز میثاق است و موعود حضرت بهاءالله بعد از هزار یا چند هزار سال ظاهر شود. این است عهد و میثاق حضرت بهاءالله هرکس از آن انحراف جوید در آستان مبارک مقبول نباشد. اگر اختلافی در میان آید باید به عبدالبهاء رجوع نمایند و کلّ طائف حول رضای او باشند. بعد از عبدالبهاء چون بیت العدل اعظم تشکیل یابد او به رفع اختلاف پردازد. (ترجمه) (از حضرت عبدالبهاء - «نجم باختر» ج۴، ش ۱۴ ص ۲۳۷)

۱۴ – در اعصار گذشته همیشه اختلافات و انشقاقات مذهبی وجود داشته است زیرا هرکسی فکر و عقیدۀ جدیدی را به خدا نسبت داده است. امّا حضرت بهاءالله اراده فرمود که در میان بهائیان هرگز علّتی برای ایجاد اختلاف نماند لهذا بقلم مبارک کتاب عهدش را مرقوم و خطاب به منتسبین و اهل عالم چنین فرمود که من شخصی را که مرکز عهد و پیمان من است معیّن نمودم و باید همه باو توجّه نمایند و از او اطاعت کنند زیرا اوست مبیّن کتاب الله و اوست واقف بر مقصد امر الله و مرجع جمیع احبّاء الله. آنچه او بیان کند صواب است چه که اوست واقف بر اسرار کتاب الله و لاغیر. مقصود از این بیان مبارک آنکه در میان اهل بهاء دیگر اختلاف و انشقاقی نماند و همواره متّحد و متّفق مانند ... لهذا هرکس از مرکز میثاقش اطاعت نماید از جمال مبارک اطاعت کرده و هرکس مخالفت نماید با جمال مبارک مخالفت نموده ... زنهار زنهار که شخصی از فکر خود حرفی زند و از پیش خود بدعتی گذارد. زنهار زنهار که چنین شخصی را اعتنائی نمائید زیرا بموجب عهد و پیمان حضرت بهاءالله اجتناب از چنین شخصی واجب و لازم. حضرت بهاءالله از چنین نفوس بیزارند. (ترجمه) (ABDU’L-BAHÁ – THE PROMULTATION OF UNIVERAL PEACE, 1982, PP. 322-323)

۱۵ – حضرت عبدالبهاء در رتبهء اولی مرکز و محور عهد و میثاق بی مثیل حضرت بهاءالله و اعلی صنع ید عنایتش و مرآت صافی انوارش و مَثَلِ اعلای تعالیم و مبیّن مصون از خطای آیاتش و جامع جمیع کمالات و مظهر کلیّهء صفات و فضائل بهائی و غصن اعظم منشعب از اصل قدیم و غصن الامر و حقیقت من طاف حوله الاسماء و مصدر و منشأ وحدت عالم انسانی و رایت صلح اعظم و قمر سماء این شرع مقدّس بوده و الی الابد خواهد بود و نام معجز شیم عبدالبهاء بنحو اتمّ و اکمل و احسن جامع جمیع این نعوت و اوصاف است وا عظم از کلّ این اسماء عنوان منیع "سرّالله" است که حضرت بهاءالله در توصیف آن حضرت اختیار فرموده‌اند و با آنکه به هیچ وجه این خطاب نباید عنوان رسالت آن حضرت قرار گیرد مع الوصف حاکی از آن است که چگونه خصوصیّات و صفات بشری با فضائل و کمالات الهی در نفس مقدّس حضرت عبدالبهاء مجتمع و متّحد گشته است. («دور بهائی» ص ۵۷ – ۵۸)

۱۶ – حضرت بهاءالله مصدر وحی الهی در این دور افخم و مطلع امر و منشأ عدل و رافع صلح اعظم و بانی نظم بدیع در انجمن بنی آدم و منبع الهام و واضع اساس مدنیّت الهیّه در عالم و مؤلّف قلوب و محیی امم و داور کردگار و شارع امر پروردگار، استقرار ملکوت الله را در بسیط غبرا اعلان و حدود و احکامش را نازل و اصولش را معیّن و مؤسّساتش را ایجاد فرمود و برای آنکه قوای قدسیّه منبعثه از ظهور اعظمش از مجرای صحیح و در جهت مقصود همچنان سریان و جریان یابد، اساس عهد و میثاق متینی را بنیاد نهاد که قوّهء دافعه‌اش متتابعاً در دورهء مرکز میثاق و دورهء ولایت امر نیّر آفاق، ضامن اصالت و کافل وحدت اصلیّه امر مبینش بوده و باعث ترقّی و تقدّم جهانگیر آئین نازنینش گردیده است و حال همان قوّهء عظیمهء میثاق مقاصد جانفزایش را بواسطهء اجرائات بیت العدل اعظم استقرار بخشد و بیت العدل اعظم که یکی از دو وصیّ حضرت بهاءالله و حضرت عبدالبهاست مقصد اعلایش آنکه قدرت و سیطرهء الهیّه که از مصدر شریعهء ربّانیه جاری گشته تسلسل و استمرار یابد و وحدت جامعهء پیروانش محفوظ گردد و تعالیمش از تصرّف و انحراف و تصلّب و انجماد مبرّی و مصون ماند. (ترجمه) («قانون اساسی بیت العدل اعظم»)

عهد و میثاق بی سابقه و نظیر حضرت بهاءالله

۱۷ – امّا اعظم امتیاز ظهور حضرت بهاءالله امری است که در ادیان سلف سابقه نداشته و آن تعیین و تنصیص مرکز میثاق است و به این ترتیب جمال مبارک دین الهی را از اختلاف و تفرّق حفظ فرمود تا کسی را مجال نماند که در آن مذهب و مسلکی ایجاد تواند. (ترجمه)(ABDU’L-BAHÁ – THE PROMULTATION OF UNIVERAL PEACE, 1982, PP. 455-456)

۱۸ – برای آنکه قوای فائقهء محیطه که از مشیّت نافذهء سبحانیّه سرچشمه گرفته پس از افول نیّر توحید از حیّز امکان و طلوع و اشراقش از مطلع لامکان در مجاری حقیقیّهء خویش سریان یابد و وحدت و عظمت آن محفوظ ماند جمال اقدس ابهی اساسی منصوص و بنیانی مرصوص که با قدرت و قوّت بالغه مخصّص و با نفس مقدّس شارع اعظم، مؤسّس و موجد این کور ابدع افخم، مرتبط و پیوسته است بنهاد و آن اساس تأسیس میثاق حیّ مبین و پیمان حضرت ربّ العالمین است که اصول و دعائم آن را طلعت نوراء قبل از عروج بعالم بقا بکمال متانت اتقان بنیاد فرمود. این عهد وثیق و میثاق غلیظ همان عهد قدیم و منهج قویمی است که از قبل در کتاب مستطاب اقدس تصریح گردیده و هیکل قدم بنفسه المقدّس هنگامی که عائلهء مبارکه در ایّام قرب بصعود در آخرین تودیع آن محیی رمم در بالین مبارک مجتمع شده بودند بدان اشاره فرمود و آن را در کتاب وصیّت خود که به "کتاب عهدی" ملقّب و موصوف است مندرج ساخت و آن ودیعهء الهیّه را در همان احیان به غصن اعظم و مرکز عهد اتمّ اقومش بسپرد ... آن رقّ منشور و کتاب مسطور که از کلک منیر ابهی به "اکبر الواح" موسوم و در رسالهء ابن ذئب به "صحیفهء حمراء" موصوف و منعوت ... عهد و میثاقی که جمال اقدس ابهی تأسیس فرمود در کتب و صحف مقدّسه و الواح و زبر سماویّه در اعصار و ادوار ماضیه حتّی در بین آثار مبارکهء حضرت ربّ اعلی نظیر و مثیل ندارد چه که در هیچیک از شرایع و ادیان سالفه چنین میثاق عظیم و پیمان قویم که در این دور کریم بنیاد گردیده موجود نیست و چنین قدرت و اختیار عمیم که بنصّ صریح من دون تأویل و تلویح از طرف شارع قدیر به مرکز منصوص و مقرّ مخصوص عنایت شده مذکور و مشهود نه. («کتاب قرن بدیع» ج ۳، ص 3 – ۶)

۱۹ - ...امّا بین این ظهور و ظهورات سابقه فرق و امتیاز فراوان در میان، زیرا حضرت بهاءالله به نصّ صریح فرمود "هذا یوم لا یعقبه اللّیل" و عهد و میثاقی تأسیس فرمود که به موجب آن مرکز هدایت الهیّه در جهان دوام یابد. امر الله از نفوس جاه طلب که مقصدی جز قبضهء زمام امور و تحریف کلمةالله نداشته خالی نبوده است. امّا این نفوس مغروره همیشه سرشان به سنگ میثاق خورده و امیدشان بیأس مبدّل شده است. (ترجمه) (قسمتی از دستخطّ صادره از طرف بیت العدل اعظم۱۴ ژانویه ۱۹۷۹)

برای دوستان خود بفرستيد
چاپ